برنامه "لورانس عرب هزاره سوم" برای سوریه چیست؟

در معرفی شخصیت "برنار لیفی" این چند کلمه کافی است که بگوییم وی « روشنفکر ، نویسنده و فیلسوف فرانسوی متعصب که به یهودیت و صهیونیستی بودن خود افتخار میکند»، است.
وی اخیراً در نشریه "فیگارو" در حاشیه انتشار کتاب جدیدش نوشت :"آنچه که من انجام دادم بخاطر یهودی بودنم بوده و این موضوع را با افتخار در بنغازی و طرابلس با صدای بلند گفتم".
نقش برنار هنری لیفی بعنوان ایدئولوگ در روند تحولات لیبی
برنار هنری لیفی که در بهار عربی و روند خیزشهای مردمی منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا روح تازهای در کالبد لورانس عرب جاسوس انگلیسی قرن بیستم دمید، در روند تحولات لیبی و مداخله نظامی فرصت طلبانه ناتو نقشهای زیادی بازی کرد.
گاهی به عنوان ایدئولوگ مداخله بشردوستانه و گاهی رهبر ارکستر پزشگان بدون مرز (تیم برنار کوشنر) و عضو محفل صهیونیستهای پاریسی(محفل لوران فابیوس) ظاهر میشود و در طول بحران سیاسی و امنیتی لیبی به دستگاه دیپلماسی آلن ژوپه وزیر خارجه فرانسه و ستاد جنگی سارکوزی نزدیک و در مدیریت جنگ روانی و جنگ نرم علیه سرهنگ قذافی نقش کلیدی داشت.
لورانس عرب فرانسوی هزاره سوم در کتابش بطور علنی و آشکار میگوید:" من به سارکوزی پیشنهاد کردم که ماشین جنگی ناتو در سرزمین لیبی به حرکت درآوریم". در پاریس و در پرتو وجود فیلسوفان و روشنفکرانی مانند "برنار لیفی" بار دیگر تراژیک سیاه اتحاد روشنفکران و اصحاب قلم و کتاب فرانسوی با صاحبان صنایع اسلحه سازی و تیم جنگ طلب و جنگ گستر کاخ آلیزه تکرار میشود.
محفل صهیونیستی پاریسی به رهبری لیفی، کوشنر و فابیوس برنده اول جنگ لیبی
سارکوزی بخاطر حفظ و جذب صاحبان صنایع جنگی در کنار خود در کارزار انتخابات ریاست جمهوری و جهت انتخاب مجدد خود در انتخابات آینده. جنگ را به بهانه و انگیزه دفاع از شهروندان لیبیایی در قبال دیوانگی و رفتار ددمنشانه سرهنگ قذافی در لیبی راه انداخت.
دنیا به چشم خود دید چگونه یک روشنفکر و فیلسوف میتواند نقش شیطان جنگ طلب و ویرانگر بازی کند و همگان که چگونه محفل صهیونیستی پاریسی (برهبری لیفی ـ کوشنر و فابیوس) برنده اول جنگ ویرانگر اشغال لیبی توسط ناتو بوده است.
برنار هنری لیفی در نقش مبلغ و رهبر معارضه سوریه
سارکوزی جهت جمع آوری بودجه و هزینه کارزار انتخابات خود به دنبال نبرد و جنگ جدیدی در خاورمیانه بود و دمشق را کانون و هدف مطامع شیطانی خود قرار داد و اینبار نیز برنار هنری لیفی نقش مبلغ و ایدئولوگ معارضه سوریه شد و نشستی در سان ژرمان پاریس در ژوئیه 2011 برپا کرد و با همت و کمک محفل صهیونیستی پاریسی و آلن ژوپه رئیس دستگاه دیپلماسی کاخ آلیزه، بازاری برای رواج کالای تضاد و مخالفت با بشار اسد و سوریه به راه انداخت.
قبح و زشتی مشارکت معارضه اخوانی و لیبرالی سوریه در خیمه لیفی ـ کوشنر اینقدر بالا بوده که خود معارضه سوریه در زدودن این حادثه و این مشارکت در یاد و خاطرات ملت سوریه سعی و تلاش فراوانی کرده است.
برخی از اقطاب و رهبران تازه عرب لیفی و تیمش را دوست عرب و دوست بهار عربی میدانند، ملت عرب و انقلابیون آن چند پرسش دارند که امروزه در محافل مختلف مطرح می شود:
1ـ مبارک و بن علی از دوستان اسرائیل و از طرفداران روند سازش و عادی سازی روابط با رژیم صهونیستی بوده و سقوط آنها فاجعه و ضربه مهلکی برای رژیم اشغالگر قدس بوده استپس چرا لیفی که بطور علنی و آشکارا خود را طرفدار و مدافع اسرائیل میداند به عنوان دوست عرب معرفی میشود؟
2ـ خیزش مردمی و بهار عربی از دیدگاه اغلب آگاهان به مسائل خاورمیانه تهدید و چالش امنیتی و سیاسی برای بقا و آینده اسرائیل محسوب میشود پس چرا به حضور لیفی در جریانهای معارضه و امواج اعتراضی مردمی به دید شک و تردید نگریسته نمیشود؟
3- حضور لیفی در اردوگاه و جبهه شورای انتقالی لیبی و محافل و نشستهای معارضه سوریه در خارج و شورای ملی سوریه به چه منظوری است؟ و از دیدگاه معارضه سوریه و مخالفان سرهنگ قذافی و رهبران جدید تونس، حضور وی در روند تحولات این کشورها چگونه تفسیر و توجیه میشود؟
جاسوسانی مانند لیفی بعنوان ایدئولوگ انقلابها بسادگی لورانس عرب نیست
در بادیه شبه جزیره عرب و در روزهای آغازین قرن بیستم و در بحبوحه جنگ جهانی اول، استعمار پیر انگلیس موفق شد که جاسوسانی مانند "آقای بیل"، "لورانس عرب"، "گلوپ پاشا" و "جون فلیپی" را در میان شیوخ و امیران عرب قالب کند و نفوذ دهد ولی اکنون ما در دهه دوم هزاره سوم و در عصر انفجار اطلاعات هستیم و قالب کردن جاسوسانی مانند برنار هنری لیفی به عنوان ایدئولوگ بهار انقلابها و خیزشهای مردمی در منطقه، نباید به سادگی و آسانی نفوذی کردن لورانس عرب و آقای بیل باشد؟!