بوش افول سلطه آمريكا را كليد زد

جرج بوش در حالي كاخ سفيد را ترك مي‌كند كه تلخي‌ها و ناكامي‌هاي زيادي را براي آمريكا در عرصه بين‌الملل و افكار عمومي به ثبت رسانده‌ است به گونه‌اي كه زمينه افول سلطه آمريكا را فراهم كرده است.

جرج بوش در كارنامه دوره هشت ساله خود در عرصه‌هاي مختلف اقتصادي و سياست خارجي نمره خوبي كسب نكرده است و در كشورهاي عراق، افغانستان، لبنان، فلسطين و خاورميانه، آسياي مركزي و قفقاز، مشكلات فراواني را بجا گذاشته است و جز احساس تنفر از چهره آمريكا تصويري ديگر در ذهن مردم اين مناطق نيست.
رئيس جمهور آمريكا ژانويه آينده كاخ سفيد را ترك مي‌كند و برخي ناظران اميدوارند با رفتن وي يك دوره آميخته با جنگ و سختي پايان پذيرد.
رياست جمهوري بوش چند ماهي قبل از حملات يازدهم سپتامبر 2001 آغاز شد و با بدترين بحران مالي از سال 1929 تاكنون و در سايه ترس از ركود اقتصادي و بيكاري به پايان مي‌رسد. بوش در اين دوره دو جنگ در افغانستان و عراق را آغاز كرده كه هنوز به پايان نرسيده است.
رئيس جمهور آمريكا همچنين مسئوليت شكست دستگاه دولتي در مقابله با توفان كاترينا را كه يكي از خطرناكترين حوادث طبيعي تاريخ امريكا به شمار مي‌آيد، را بر دوش مي كشد.
از زمان حملات 11 سپتامبر تاكنون بوش از بالاترين ميزان محبوبيت كه در آغاز به ثبت رسانده بود به پائين‌ترين نقطه سقوط كرده است.
وي در طول دوران رياست جمهوري خود ضرورت حمايت از آمريكا را بهانه قرار داد تا به ادعاي خود متهمين به تروريسم را در زندان گوانتانامو زنداني و آنها را شكنجه كند همچنين به همين بهانه به جاسوسي و استراق سمع از امريكايي‌ها اقدام كرد.
بوش در دوران رياست جمهوري‌اش براي كسب تائيد كساني كه وي را به ناداني و جهل متهم مي‌كردند و براي تكذيب كساني كه پيروزي‌اش را بخاطر شهرت پدرش مي‌دانستند، تلاش كرد.
به ياد داريم كه وي در نوامبر 2007 اعلام كرد كه "من معتقدم جهان از من به عنوان مرد مقابله با مشكلات سخت ياد خواهد كرد."
وي بر اساس سناريويي قبلي كه انديشمندان آمريكايي در سال‌هاي بعد از فروپاشي شوروي كه دشمني براي آمريكا در صحنه بين‌الملل وجود نداشت و به دنبال فرصتي براي متهم كردن گروهي بودند، همچنين بر اساس شعارهايي مانند اشاعه فرهنگ دموكراسي و آزادي بيان، حقوق بشر و پيروزي در جنگ ايدئولوژيك قرن 21 از حمله به عراق دفاع و ادعا كرد صدام حسين رئيس جمهور سابق عراق سلاح كشتار جمعي در اختيار دارد و در ادامه اين ادعا به ارتباط صدام حسين با سازمان القاعده اشاره كرد كه هيچ اساسي نداشت.
وي اعلام كرده بود حمله به عراق در ادامه مفهوم جديد جنگ پيشگيرانه صورت گرفته است اما رسوايي زندان ابوغريب و به راه افتادن جنگ داخلي در عراق اشتباه بوش را نشان داد.
تصميم بوش براي سرنگوني صدام حسين موج نارضايتي و تنفر هم پيمانان تاريخي امريكا در منطقه را برانگيخت و بخش بزرگي از جهان اسلام را خشمگين كرد.
اوضاع عراق به جايي رسيده است كه امروزه نه تنها بر تعداد مخالفين آمريكا در عرصه نظام بين‌الملل افزوده شده است، بلكه بوش نيز در بازديد از مركز مبارزه با تروريسم بار ديگر تأكيد كرد سياست‌هاي آمريكا در قبال مبارزه با تروريسم شكست خورد و هنوز هم تروريسم باقي مانده و ما را تهديد مي‌كند.
خداحافظي بوش از كاخ سفيد در حالي صورت مي‌گيرد كه روز به روز بر رسوايي‌هاي دوران هشت ساله وي افزوده مي شود.
زندان گوانتانامو كه به شكنجه‌گاه مخوف معروف است و مخالفت ديده‌بان حقوق بشر و سازمان‌‌هاي بين‌المللي با آمريكا و عدم امكان همراهي با سياست‌هاي آنها، آغاز انتفاضه كفش در كشورهاي مختلف و حمايت‌هاي گسترده مردمي از خروج آنها از عراق، نگراني جامعه بين‌الملل از افزايش كشت مواد مخدر در افغانستان و تسلط 72 درصدي طالبان بر حاكميت اين كشور، ناكامي عملكرد آمريكا در طرح اتهام محور شرارت، عدم تاثير سياست آمريكا در صدور قطعنامه‌ها و تحريم ايران، تغيير موازنه قوا در جهان و تغيير هژموني بسيط آمريكا، قدرت گرفتن اتحاديه اروپا پس از 11 سپتامبر و ايجاد هژموني بسيط و چندجانبه گرايي در نظام بين‌الملل، حمايت جانبدارانه آمريكا از گرجستان در جنگ با روسيه تيره شدن روابط آنها با روسيه، ناموفق بودن سپر دفاع موشكي آمريكا در اروپا و تحريك روسيه، گسترش ناموفق ناتو به شرق و تلفات آنها در پاكستان و افغانستان، بحران اقتصادي و مالي آمريكا و غرب و افزايش چندين برابري ركود اقتصادي و بيكاري در اين كشورها برخي از ناكامي‌ها و تلخي‌هاي دوران رياست جمهوري جرج بوش است.
بسياري از كارشناسان معتقدند سلطه آمريكا در قرن 21 رو به افول است و قدرت‌هاي جديدي جايگزين اين كشور مي‌شوند.

قربانيان غزه عيد قربان ندارند

محاصره غزه كه روز به روز بر رنج و درد مردم بيگانه اين شهر مي‌افزايد، در آستانه عيد قربان براي مسلمانان اين شهر ابعاد تازه‌اي بخود گرفته و زنان و كودكان بي‌گناه و مظلوم اين شهر خود را قربانيان عيد قربان امسال مي‌دانند.

بركسي پوشيده نيست كه روزانه مادران بسياري در غزه فرزندانشان را از دست مي‌دهند، كودكان زيادي امروز در غزه جان خود را به دليل قطعي برق در بيمارستان‌ها از دست مي‌دهند و اوضاع بسيار ناگواري بر اين شهر سايه انداخته است.

پايان يافتن منابع آب آشاميدني، از كارافتادن ايستگاه‌هاي تصفيه آب و قطعي گاز و برق در بيش از بيست ساعت در شبانه روز حاكي از  فاجعه زيست‌ محيطي و انساني در اين منطقه است كه سكوت جهانيان در قبال آن ناسزاست. نبود امكانات بهداشتي و ممانعت رژيم صهيونيستي از ارسال هرگونه كمك انسان دوستانه به ساكنين نوار غزه، مشكلات آنها را دو چندان كرده است و هر روز كه مي‌گذرد اين مشكلات ابعاد تازه‌اي بخود مي‌گيرد.

ديده‌بان و ديده‌بانان حقوق بشر چشم بيناي خود را از دست داده‌اند و نمي‌توانند ببينند كه نبود ابتدايي‌ترين امكانات زندگي، نبود سوخت و و گاز و تعطيلي نيروگاه‌هاي مولد نيرو ، نبود آْب آشاميدني، عدم امكان درمان كودكان و مجروحين در اين شهر، مخالفت با ورود كالاها و كمك‌هاي ارسالي به نوار غزه، همگي حاكي از جنايات وحشيانه‌اي است كه رژيم صهيونيستي گستاخانه آن را مرتكب مي شود.

آيا فلسفه اين سازمان‌ها فقط زيرسئوال بردن احكام اسلامي است؟ آيا چشم‌هاي آنها فقط در كشورهاي اسلامي بينايي دارد؟ چگونه مي‌توانند چشمان خود را بر روي اين جنايات ضد بشري و انساني ببندند؟ اينگه چرا اعلاميه‌ها و موضع‌گيري‌هاي اين سازمانها فقط متوجه كشورهاي اسلامي است، خواه ناخواه پاسخ‌هاي مختلفي را در ذهن تداعي مي‌كند.

سكوت جهانيان و سازمان‌هاي حقوق بشر و كشورهاي عربي در اين حادثه دردناك قابل تحمل نيست و جاي بسي سئوال است. ايده‌هاي مختلفي در علل و چرايي اين رفتارها نهفته است.

برخي‌ها معتقدند كه بسياري از مجامع و کشورهاي جهان مي‌خواهند از طريق محاصره غزه به فلسطيني‌ها بقبولانند که الگوي حماس براي آنان مفيد نيست و از اين رو به نظر مي‌رسد که محاصره غزه و گرسنگي دادن و آزار و اذيت مردم اين شهر، بدين منظور باشد كه به فلسطيني‌ها بقبولانند که اگر با حماس همراهي کنيد،  بايد بهاي بسيار سنگين و گزافي را بپردازيد.

گروهي ديگر بر اين عقده‌اند كه يک و نيم ميلون انسان در بخشي از کره زمين زندگي مي‌کنند که مساحت آن از 400 تا 500 کيلومتر مربع بيشتر نيست و اين منطقه تقريبا به اندازي شهري مانند تهران، رياض و يا قاهره است که امروز از فقر و انواع مشکلات اعم از خوردن، آشاميدن، دارو، آموزش و همه چيز رنج مي برد. اين پيامي است که هم اکنون اسرائيل از اين طريق به جهان مي دهد تا ملتي را به تسليم وادار سازد.

بنابراين کوتاهي مجامع جهاني، کشورها عربي و اسلامي در انجام وظايف خود در قبال رفع محاصره غزه و مشکلات مردم فلسطين قابل قبول نيست و بايد براي فشار بر اسرائيل با هدف شکستن محاصره غزه و رساندن فوري مواد غذايي، آب و دارو و سوخت به غزه شد.

گروهي ديگر از كارشناسان عقيده دارند كه صهیونیست ها قصد دارند با این فشارها ضربه اصلی را به مقاومت بزنند، زیرا مركز جنبش مقاومت فلسطین،حماس و دولت منتخب فلسطین در غزه است و فشار صهیونیست ها علیه مردم غزه نشان مي‌دهند كه آنها قصد دارند تا مقاومت مردم و دولت فلسطین را به شكست كشانند. ولي اين سياست نتيجه معكوس داده است و پايداري مردم نوار غزه باعث مي‌شود تا كساني كه اين منطقه را به محاصره درآوردند، خودشان تحت محاصره قرار گيرند و اوضاع در نهايت به نفع نيروهاي مقاومت و مخالف سلطه استكبار در منطقه تمام شود..

 عده‌اي ديگر نيز معتقدند كه رژيم صهيونيستي بر ميزان فشار خود به رهبران عربي در سرزمين‌هاي اشغالي فلسطين مي‌افزايد كه هدف از اين كار تداوم و تثبيت نقشه‌ خود براي بيرون كردن فلسطينيان داخل سرزمين‌هاي اشغالي به منظور ساماندهي بافت و ساختار جمعيتي است بويژه كه محافل صهيونيستي از اين مسئله ابراز نگراني مي‌كنند كه براساس داده‌ها، عرب‌ها در دهه آينده اكثريت را در سرزمين‌هاي اشغالي فلسطين تشكيل خواهند داد. رژيم صهيونيستي براي اقدام عليه فلسطينيان ساكن فلسطين اشغالي از دو دستگي و شكاف در ميان فلسطينيان در كرانه باختري و نوارغزه سوء استفاده مي‌كند و اين شكاف و دو دستگي شرايط مناسب را براي حمله صهيونيست‌ها عليه رهبران عربي در سرزمين‌هاي اشغالي فلسطين، جداكردن آنها از يكديگر و سپس قطع ارتباط آنها با عامه فلسطينيان و حمله قضايي و نظامي گسترده به آنها فراهم مي‌كند.

اما بر خلاف اين ديدگاه‌ها با تنگ تر شدن محاصه غزه و سخت‌تر شرايط زندگي تصرف اين شهر به دست صهیونیست ها بعید است. چرا كه پیشتر نيز صهیونیست ها به این منطقه هجوم برده و آن را اشغال كردند ولی توسط مقاومت و مردم این شهر مجبور به عقب نشینی شدند.

 راه حل غزه:

اوضاع غزه در ابعاد انساني روز به روز شرايط بحراني‌تري را پشت سر مي‌گذارد و با ذافزايش جنايات صهيونيست‌ها در اين شهر، قربانيان اين حادثه بر تعدادشان افزوده مي شود. از طرفي ديگر سكوت دولت‌هاي عربي نيز نشان مي‌دهد كه مقاومت و مردم غزه نبايد انتظار كمكي از آنها داشته باشند چرا كه آنمها منافع خود را در گرو هماهنگي با سياست‌هاي آمريكا و رژيم صهيونيستي مي‌بينند بنابراين تنها راه حل اين مسئله و كاستن از بحران‌ها ساماندهي اوضاع داخلي فلسطين است كه يك مسئله‌اي استراتژيك به شمار مي‌رود تا از وضعيت كنوني خارج و با تغييرات بين‌المللي همگام شوند و به رژيم صهيونيستي بفهمانند كه توطئه اختلاف در ميان گروه‌هاي مختلف فلسطيني نه تنها راه بجايي نبرده بلكه نتيجه معكوس داشته و اين فشارها باعث اتحاد و نزديكي هرچه بيشتر آنها نز شده است.

شرايط غزه مي‌طلبد كه گروه‌هاي فلسطيني از خودخواهي‌هاي حزبي و شخصي خود در راستاي طرح ملي فلسطين صرف نظر كنند. از طرف ديگر حکومت خودگران، کشورهاي عربي مانند مصر كه مي‌تواند گذرگاه‌هاي خود را براي رساندن کمک به مردم غزه باز کند، عربستان، ترکيه، اندونزي ، جهان اسلام،  اتحاديه عرب، سازمان کنفرانس اسلامي، سازمان ملل و همه در قبال اين موضوع مسئولند و بايد براي رفع مشکلات انساني مردم غزه تلاش کنند.

خواب آمريكا در عراق تعبير نمي‌شود

رؤياي صدور دموكراسي آمريكايي از عراق به كشورهاي خاورميانه، نه‌تنها راه به جايي نبرده بلكه نتيجه عكس داشته و انتخاب دولت مالكي در عراق و دولت مردمي حماس در فلسطين، به‌نوعي شكست سنگين طرح‌هاي نئومحافظه‌كاران و تيم جنگ‌طلب جرج بوش بود.

 درحالي كه هنوز چند روزي بيشتر از تصويب مشروط توافقنامه آمريكا با عراق از پارلمان اين كشور نمي‌گذرد، سخنگوي دولت انگليس از امضاي توافقنامه همه جانبه انگليس با عراق خبر داد.
ادعاي انگليس براي امضاي توافقنامه امنيتي با عراق در فضايي مطرح مي‌شود كه تصويب مشروط توافقنامه امنيتي آمريكا با عراق در پارلمان اين كشور بازتاب بسيار منفي در نزد مردم عراق داشت و با مخالفت‌هاي گسترده مردمي مواجه شد.
مخالفت و ابراز نگراني مراجع تقليد عراق نيز اوج مخالفت‌ با توافقنامه‌اي بود كه حضور نيروهاي نظامي آمريكا در عراق را يك اشغال ناميد كه مشروع و توافقي است. در باور مردم عراق نمي‌گنجيد كه در اتاق‌هاي تاريك و دربسته پارلمان عراق و در جلسه رؤساي فراكسيون‌ها چه مي‌گذرد؛ بلافاصله پس از اين اتفاق عراق شاهد تظاهرات‌هاي مردمي و اوج‌گيري مخالفت‌ها با اين توافقنامه بود چرا كه تضميني براي حاكميت خود در آن نمي‌بينند و مطمئن هستند كه آمريكايي‌ها هيچ‌گونه پايبندي به اين تعهدات ندارند.
آنچه در پي مي‌آيد گزارشي از چالش‌ها و فرصت‌هاي صحنه سياسي عراق است و نشان مي‌دهد درعين حال كه توافقنامه امنيتي آمريكا با عراق به طور مشروط در پارلمان اين كشور به تصويب رسيد، ولي باز هم آمريكا در رسيدن به اهدافش در عراق با موانعي روبروست كه رؤياي آمريكايي‌ها را با شكست مواجه كرده است.

*عراق ديروز و امروز يكسان است
بسياري از تحليلگران در عرصه عراق معتقدند كه اين كشور پيشرفتي نكرده و روند فعلي عراق چندگام به عقب برگشته است. در جامعه عراق شكاف و اختلاف نظري در مخالفت با اين توافقنامه امنيتي وجود دارد. امروزه ملت عراق نمايندگان پارلمان را نماينده واقعي و حافظ منافع خود نمي‌دانند چرا كه در طول شش ماه گذشته اتفاقاتي افتاده كه اين امر كمرنگ شده و نه‌‌تنها عراق از اشغال خارج نشده بلكه در حال از دست دادن استقلال و حاكميت خود است.
آمريكايي‌ها در آستانه رأي‌گيري پارلمان عراق تهديدهايي را مطرح كرده بودند و در واقع تصميم‌نمايندگان و رأي مثبت‌دادن به اين توافقنامه، انتخاب بين شرايط بد و بدتر بود و "پترائوس" رئيس فرماندهي نيروهاي مركزي آمريكا در منطقه گستاخانه به نمايندگان گفته بود كه اگر اين را امضا نكنيد، عراق در يك آشوب، هرج و مرج و خشونت انداخته مي‌شود.
پيش از تصويب توافقنامه در پارلمان اين گونه فضاسازي كرده بودند كه اين توافقنامه، توافقنامه خروج نيروهاي آمريكايي از عراق است اما واقعيت اين است كه هيچ تضميني در اين باره وجود ندارد و ممكن است مفادي براي تمديد حضور نيروهاي آمريكايي در عراق در اين قرارداد به وجود آيد.
تصويب اين توافقنامه هيچ نفعي براي كشور عراق در بر ندارد در واقع اوضاع در عراق را خيلي خيلي بدتر مي‌كند. علي الدباغ، سخنگوي دولت عراق در سخناني اعلام كرده است كه اصل همه‌پرسي در توافقنامه امنيتي مطرح نشده است و نگراني مردم عراق دوچندان كرد. مطمئناً با اين اوضاع فعلي در عراق كه فقر و خشونت بر زندگي مردم سايه انداخته است، اگر مردم عراق در انتخاباتي آزاد و عادلانه به حضور نيروهاي آمريكايي يك نه بگويند، در آن موقع براي ادامه حضور نيروهاي آمريكايي در عراق خيلي دشوار مي‌شود و آنها متوجه خواهند شد كه در گوشه و كنار خيابان‌هاي عراق تحت خطر و تهديد قرار خواهند گرفت.

*اشغال قانوني و توافقي عراق
تصويب توافقنامه آمريكا با عراق كه در واقع به اشغال عراق مشروعيت بخشيد، خدمت بزرگي بود كه پارلمان عراق با چشم‌پوشي از جنبه‌هاي منفي آن را امضا كرد. از جنبه‌هاي منفي آن همين بس كه ديگر ما قادر نخواهيم بود تا حضور آمريكا در عراق را يك اشغال بناميم بلكه حضور نيروهاي امريكايي در عراق بر اساس قراردادي كه به تصويب رسيد يك حضور توافقي است بنابراين از اين زمان به بعد به طور اساسي حضور آمريكايي‌ها، بسيج شدن آنها، اقدام‌ها و عملكردهاي هر فرد از اين نيروها در عراق همگي بر اساس شرايط و مفاد مطرح شده در اين توافق از مشروعيت برخوردار خواهند بود و به طوركلي با قبول مشروط اين توافقنامه بار ديگر تمامي موضوع مربوط به اشغال عراق توسط نيروهاي آمريكايي را به تصويب رسيد.

*شكاف در پارلمان عراق
روند مربوط به رأي دادن درباره توافقنامه امنيتي عراق و آمريكا از همان ابتدا تاكنون كه به تصويب رسيده حاكي از اين بوده كه يك شكاف و اختلاف عميقي در جامعه عراق درباره حضور نيروهاي آمريكايي و به طور كلي حضور نيروهاي خارجي در عراق با پارلمان اين كشور وجود دارد. اكثريت گسترده‌اي از مردم عراق با اين توافقنامه مخالفت مي‌كردند. در جامعه عراق شكاف و اختلاف نظري در مخالفت با اين توافقنامه امنيتي وجود ندارد اما به نظر مي‌رسد يك شكاف و اختلاف نظر قوي در پارلمان عراق بين گروه‌هاي سياسي كه اعضاء پارلمان عراق را تشكيل مي‌دهند، وجود داشته باشد و علت وجود چنين مسأله‌اي به چند دليل است.
نخست اينكه جاي بسي سؤال است كه آيا نمايندگان كنوني پارلمان عراق واقعأ نماينده مردم عراق هستند يا نه؟ به نظر مي‌رسد كه اغلب مردم عراق در پاسخ به اين سؤال به‌سادگي خواهند گفت كه نه اين‌گونه نيست و اعضاي اين پارلمان عراق، نمايندگان واقعي مردم عراق نيستند. آنچه در ارتباط با موضوع انتخابات در مدت پنج يا شش سال گذشته در عراق رخ داده است در واقع كاملاً غيرعادي بوده و بدين معنا است كه به طور معمول زماني كه يك كشور و ملتي به سوي دموكراسي حركت مي كند، نخست خود را از اشغال و يا هر نوع نفوذ يك كشور خارجي رها و آزاد مي كنند و سپس تأسيسات و سازمان هاي مربوط به دولت خود را برپا مي كنند و بعد به سوي رأي دادن و جهت‌دهي به برگزاري انتخابات حركت مي‌كنند.
اما متأسفانه آنچه در عراق اتفاق افتاده است اين گونه بوده در حالي كه عراق همچنان در اشغال عراق قرار داشته است، برگزاري انتخابات به ويژه انتخابات مربوط به پارلمان عراق بر روي مردم عراق تحميل شده است و متأسفانه روشي كه در عراق به كار گرفته شد اين گونه بوده كه به رغم اينكه همچنان تحت نفوذ نيروهاي خارجي قرار داشته، ساختار سياسي خود را ترسيم كرده است. بنابراين در نتيجه چنين مسائلي بوده كه استقلال مردم، استقلال جريان‌هاي سياسي و استقلال احزاب سياسي عراق به خطر افتاده است و استقلال حقيقي را در عراق شاهد نيستيم.
به هرحال به نظر نمي‌رسد كه پارلمان عراق واقعأ منعكس‌كننده خواسته مردم عراق باشد و درباره توافقنامه امنيتي نيز مي‌توان گفت كه نخستين متن اين توافقنامه كه به پارلمان عراق ارائه شده بود، با اكثريت آراء از سوي اين پارلمان رد شده بود و بعد از مدتي متن ديگري از اين قرارداد به پارلمان عراق ارائه شد و دوباره متن سوم و چهارم و به ترتيب چندين متن مختلف از اين قرارداد به پارلمان عراق ارائه شد. در واقع توافقنامه امنيتي به صورت يك قرارداد مخفي نگه داشته شد و تنها افرادي كه به آنها اجازه داده شده بود كه اين قرارداد را مورد مطالعه و بررسي قرار دهند يك گروه از افراد و يا به عبارتي كميته اي از افراد بودند كه با امريكايي ها مذاكره مي كردند. در نتيجه به پارلمان و مردم عراق هيچ فرصتي داده نشد تا درباره شرايط و مفاد اين قرارداد به بحث بپردازند و در واقع متن قرارداد به صورت يك سند مخفي باقي ماند. تنها سندي كه درباره اين توافقنامه به طور علني منتشر شده به زبان عربي است و متن انگليسي آن هنوز منتشر نشده است.
بنابراين چگونه مي‌توان انتظار داشت كه يك فرد و يا يك كشور و يا يك دولت يك توافقنامه اي را امضاء كند در حالي كه نخست اينكه يك قرارداد مخفي است و دوم اينكه زماني كه يك نوع متن عربي از آن وجود دارد و يك نوع متن ديگري از آن به زبان انگليسي به وجود مي‌آيد.
بنابراين مشكلات پيش روي اين توافقنامه بسيار است و هنوز سئوالات زيادي ذهن قشرهاي مختلف عراق را به خود جلب كرده است. اينكه متن اين توافقنامه چگونه نوشته شده است ، چگونه بر سر آن مذاكره شده است، چگونه دولت عراق بر سر آن به توافق رسيده است، چگونه پارلمان عراق بر سر آن به توافق رسيده است و نكته بسيار مهم تر اينكه آيا نبايد چنين قراردادي كه از نقطه نظر استراتژيكي اينچنين با اهميت است، در عراق به يك همه پرسي ملي گذاشته مي‌شد و آيا نبايد مردم در خيابان‌هاي عراق درباره آن رأي مي‌دادند. اين‌ها همه سئوالاتي است كه پاسخ به آن باعث رد اين توافقنامه در همه پرسي آينده عراق خواهد شد.
*امضاي توافقنامه در پارلمان با رشوه و تهديد
آمريكايي ها همراه با ارائه متن اين توافقنامه امنيتي تهديدهايي را نيز بيان كرده بودند و شماري از افراد داخل ساختار سياسي عراق اينگونه فكر كردند كه شايد موافقت با اين توافقنامه امنيتي به معناي انتخاب كردن يك گزينه بهتر از ميان دو گزينه بد باشد.
زماني كه "پترائوس" فرمانده مركزي نيروهاي آمريكايي در منطقه خيلي گستاخانه و به طور بسيار علني گفت كه اگر شما اين قرارداد را امضاء نكنيد، در آن موقع خشونت ها، بمب گذاري ها و مرگ و ميرهاي بيشتري در عراق رخ خواهند داد، افرادي در عراق به اين نتيجه رسيدند كه اگر اين قرارداد را امضاء نكنيم در آن موقع اين كشور به داخل يك آشوب ، هرج و مرج و خشونت انداخته خواهد شد و عراق دوباره به همان شرايطي كه در 2 يا 3 سال پيش قرار داشت باز خواهد گشت يعني دوباره هر روز صدها نفر كشته خواهند شد.
بنابراين شايد علت توافق اين گروه از افراد عراقي با اين قرارداد در اين بوده كه اينگونه فكر كرده‌اند كه هرچند اين توافقنامه مثبت نيست اما گزينه مقابل آن يعني مخالفت با آن پيامدهاي خيلي خيلي بدتري را به دنبال خواهد داشت .
نكته دوم اينكه وعده‌هاي كمك 50 هزار دلاري ، ارائه گذرنامه ديپلماتيك به اعضاي پارلمان و خانواده‌هاي آنان و يك دستگاه خودروي ضد گلوله 500 هزار دلاري راي برخي مخالفين را تغيير داد.
نكته سوم اينكه متأسفانه طي يك جوسازي رسانه‌اي در عراق و غرب اين توافقنامه امنيتي را توافقنامه ويژه خروج نيروهاي امريكايي ناميدند و با اين نام دولت عراق را تشويق كردند كه آن را به پارلمان ارجاع دهد.
هرچند يكي از شرايطي كه در اين توافقنامه امنيتي مطرح شده بر اين مبنا است كه نيروهاي امريكايي تا سال 2011 از عراق خارج خواهند شد اما در اين قرارداد گفته نشده است كه تضميني درباره چنين خروجي وجود خواهد داشت بنابراين تضميني در اين باره وجود ندارد و ممكن است مفادي براي تمديد حضور نيروهاي آمريكايي در عراق در اين قرارداد به وجود آيد و علاوه بر اين مسئله، در اين قرارداد شرايط و مفادي وجود دارند كه به عملكرد نيروهاي امريكايي از زمان كنوني تا سال 2011 مشروعيت مي بخشد.
بنابراين متأسفانه افراد بسياري در عراق اينگونه متقاعد شدند كه توافق با اين توافقنامه امنيتي تنها راه براي خلاصي از حضور نيروهاي امريكايي است در نتيجه بسياري از افراد، سياستمداران و نمايندگان پارلمان عراق اينگونه به نظرشان رسيد كه با تصويب اين توافقنامه امنيتي بهترين گزينه را براي مردم عراق انتخاب مي‌كنند زيرا اينگونه نتيجه گيري كردند كه با امضاء اين قرارداد ، اين اطمينان به وجود مي‌آيد كه آمريكايي ها در مدت 2 يا 3 سال آينده عراق را ترك خواهند كرد.
آنچه اتفاق افتاده به اين علت بوده است كه در واقع هيچ فرصتي براي بررسي ، مطالعه و بحث علني شرايط و مفاد اين توافقنامه امنيتي وجود نداشته است و امكان برگزاري يك همه پرسي در اين باره به وجود نيامده است تا مردم عراق در صحنه هاي عمومي، در مطبوعات، در رسانه ها و در بحث هاي عمومي به گفتگو در باره شرايط مطرح شده در اين قرارداد بپردازند و اين موضوع را مشخص كنند كه آيا به وجود اين توافقنامه امنيتي نياز هست يا خي .
متأسفانه تمامي روند اين توافقنامه پر از اشكال بود و ساختار آن و چگونگي به تصويب رسيدن آن براي رسيدن به يك تصميم خوب مضر بود و آسيب رساند و بايد در نهايت اين را گفت كه وضعيت عراق امروز بدتر از ديروز است.
با توجه به مطالب مطرح شده چند محور درباره آينده عراق قابل بررسي است.
1- همان گونه كه سخنگوي دولت عراق گفت همه‌پرسي در متن اصلي قرارداد نبوده است و بنا به اظهار برخي مقامات عراقي همه‌پرسي فقط در پيش‌نويس اصلاحي نمايندگان پارلمان گنجانده شده است. اين بدين معني است كه هنوز راه فراري براي زيرپاگذاشتن اين توافقنامه براي آمريكا در عراق وجود دارد و نمايندگان عراق آن را ناديده گرفتند.
2- به فرض اينكه همه‌پرسي برگزار شود، مطمئناً با توجه به روند طي شده مردم عراق مخالفت خود را با امضاي اين توافقنامه اعلام خواهند كرد و دولت عراق بايد به اين رأي مردم احترام بگذارد و اجراي توافقنامه را متوقف كند.
3- سفير آمريكا در اربيل مركز منطقه كردستان عراق در جمع خبرنگاران گفته بود كه آمريكا به اين سادگي وارد عراق نشده كه بخواهد به اين زودي از اين كشور برود. همان طوري كه كه چند روزي پس از امضاي مشروط توافقنامه شهرك سبز بغداد به محاصره نيروهاي آمريكايي در آمد و كه اين روند، آينده سياسي عراق را تهديد مي‌كند. و ممكن است با وجود مخالفت مردم به اين توافقنامه در همه پرسي شش ماه آينده، باز هم آمريكا حضور نظامي خود را پايان نبخشد.
4- آنچه آينده سياسي عراق را ايمن نگه داشته است، حضور پررنگ مرجعيت ديني در صحنه‌هاي سياسي عراق است. به هيچ عنوان نمي‌توان عراق را به افغانستان تعبير كرد و اگر آمريكا خواب ديده است كه مي‌تواند عراق را به افغانستان دوم تبديل كند، اين خواب تعبير نخواهد شد. حضرت "آيت الله سيد علي سيستاني" مرجع عالي‌قدر شيعه در عراق در بيانيه‌اي نگراني خود را از روند اين توافقنامه اعلام كرد و به مقامات اين كشور هشدار داد كه حاكميت عراق در مدت حضور نيروهاي خارجي حاكميت كاملي نيست بلكه در ابعاد مختلف يك "حاكميت ناقص" است از جمله مصونيت قضايي سربازان خارجي و عدم بازرسي از محموله‌هاي پستي و محدود نكردن آزادي نيروهاي خارجي در ورود و خروج به عراق. بنابراين با وجود چنين موضعي بعيد است خواب آمريكا در عراق تعبير شود.

فرياد مظلوميت غزه انتفاضه سوم است

 سكوت و اهمال رسانه‌ها و مقامات جهان عرب نسبت به بحران و فاجعه انساني در نواز غزه كه پس از محاصره 24 روزه اين منطقه توسط رژيم صهيونيستي روي‌ مي‌دهد، موجب گسترش اعتراضات به رفتار غيرانساني  محاصره كنندگان در ابعاد جهاني شده است.

جنايات نظاميان رژيم صهيونيستي و حمايت سران كاخ سفيد از آن‌ها به همراه چراغ قرمزها براي ورود خبرنگاران خارجي به غزه حكايت از يك داستان تلخ تاريخي دارد كه شايد سكوت دست‌كم كشورهاي عربي و اسلامي در برابر آن نفرين و نكوهش نسل‌هاي آينده را در پي داشته باشد.
بحران انساني نوار غزه با ادامه تشديد محاصره تحميلي و ظالمانه رژيم صهيونيستي و بسته بودن گذرگاه‌هاي ارتباطي اين منطقه ابعادي تازه‌اي به خود گرفته است به گونه‌اي كه شماري از بخش‌هاي غزه در طول شبانه روز بيش از 20 ساعت برق ندارند. كمبود شديد مواد اوليه مورد نياز مردم فلسطين به شكلي است كه صداي جامعه جهاني را در اعتراض به اين شيوه غير انساني و محاصره اقتصادي با انگيزه سياسي در آورده است.
با توجه به جمعيت 5/1 ميليون نفري نوار غزه،  ذخاير مواد غذايي و سوخت به پايين ترين سطح خود رسيده و نبود برق عملاً موجب تعطيلي کسب و کار و از كار افتادن سيستم هاي بيمارستاني در اين ناحيه شده و هم اكنون جان بسياري از بيماران از جمله كودكان در خطر است .
بحران كمبود گاز مصرفي نيز شدت گرفته‌ و رژيم صهيونيستي همچنان از ورود سوخت لازم براي راه اندازي نيروگاه اصلي برق نوار غزه جلوگيري مي‌كند كه باعث شده‌ تا مردم اين منطقه براي سومين هفته متوالي شب‌ها را در تاريكي سپري كنند.

مسئولان بيمارستاني در غزه اعلام كرده‌اند كه  قطع برق و نبود داروهاي مورد نياز در غزه تاكنون موجب مرگ بيش از 300 فلسطيني شده است .
سازمان هاي بين المللي تامين كننده كمك‌هاي اوليه و مواد غذايي براي ساكنان نواز غزه اكنون با اتمام ذخاير خود روبرو شده و عملا قادر نيستند مردم گرسنه اين منطقه را تامين كنند .
به همين دليل صليب سرخ جهاني و نهادهاي وابسته به سازمان ملل متحد مسئول كمك رساني به منطقه از جامعه جهاني خواهان واكنش فوري در اين خصوص شده اند در غير اين صورت منطقه با يك فاجعه انساني قريب الوقوع روبرو خواهد شد .
اين حلقه جديد محاصره هنگامي آغاز شد که در روز سه شنبه 14 آبان ماه نيروهاي رژيم صهيونيستي با بيش از سي دستگاه تانک و خودروي زرهي با پشتيابي چند فروند بالگرد به عمق رفح در جنوب نوارغزه يورش بردند ، در آن روز بيش از هشت فلسطيني به شهادت رسيده ودهها نفر زخمي شدند .
اين حمله غير منتظره بود زيرا گروه‌هاي مقاومت فلسطيني در نوار غزه ماه‌ها بود که در حال آتش بس با نيروهاي اشغالگر به سر مي بردند اما اين رژيم اعلام کرد در اين منطقه يک تونل را کشف کرده که گروه‌هاي فلسطيني با حفر آن در صدد انجام عمليات بر عليه اسراييل بوده اند.
با پاسخ موشکي گروه‌هاي فلسطيني به اين هجوم خونين ، رژيم صهيونيستي فلسطينيان را به نقض آتش بس متهم کرده و تمامي گذرگاه هاي ميان نوار غزه با ساير اراضي اشغالي را مسدود کرد . از آن روز تاکنون نيز حملات هوايي اسراييل به نوار غزه وحملات موشکي فلسطينيان در پاسخ به اين اقدامات ادامه دارد.

جاي بسي سئوال است كه چرا اسرائيل اين زمان را براي نقض آتش بس و محاصره غزه انتخاب کرد ؟
در دو هفته اول آبان ماه اخبار مربوط به طرح مصر براي ميانجيگري ميان فلسطينيان بخصوص دو جنبش فتح و حماس در صدر موضاعات سياسي اين منطقه قرار گرفته بود.
در دو هفته باقي مانده به نشست قاهره دستگيري اعضاي حماس در کرانه باختري توسط نيروهاي تشکيلات خود گردان به بهانه جمع آوري سلاح غير قانوني (سلاح مقاومت) به اوج خود رسيده بود. بسياري از کارشناسان سياسي اين اقدامات تشکيلات خودگردان را در آستانه نشست قاهره مشکوک ارزيابي مي کردند .
با اعلام عدم مشارکت حماس در نشست قاهره، دولت مصر عدم برپايي اين نشست را اعلام و آن را به تاريخ نامعلومي موکول کرد و پس از آن بود که حمله نظامي اسراييل به نوار غزه و بستن گذرگاههاي اين منطقه صورت گرفت.
همزمان ميان اقدامات تشکيلات خودگردان و دولت مصر و حملات رژيم اشغالگر و بستن گذرگاههاي نوار غزه اين اعتقاد را تقويت مي کند که در اين مرحله جنبش حماس مورد فشار سياسي شديدي قرار گرفته و طراحان اين اقدامات در صدد القاي اين موضوع به ساکنان غزه مي باشند که حماس مسئول بحراني شدن اوضاع سياسي و وخامت اوضاع معيشتي آنان است .
مصر همچنان گذرگاه کليدي رفح با نوار غزه را که در اختيار اين کشور است بسته نگه داشته وحتي در امر اعزام حجاج از نوار غزه به عربستان سعودي اخلال ايجاد کرده است.
اما شكست و اضمحلال دروني جامعه رژيم صهيونيستي و عدم توانايي ليوني وزير خارجه و رئيس حزب ليكود براي تشكيل كابينه كه منجر به افزايش اختلافات دروني ميان مقامات تل آويو شده است، از دلاليل اصلي حمله و جنايات اين رژيم در غزه مي‌باشد. مقامات تل‌آويو قصد دارند كه افكار عمومي و اذهان جهان را از اين شكست به سمت غزه معطوف كنند و به نوعي شكست‌هاي خود را جبران كنند. 
فشار و گرسنگي دادن به ساکنان نوار غزه با اهداف سياسي و با مشارکت و همراهي تشکيلات خودگردان و رژيم اشغاگر و برخي کشورهاي عربي مخالف حماس ، همچنان به پيش مي رود در حالي که بيش از يک ونيم ميليون انسان در گرداب اين توطئه گرفتار آمده اند . همانطوريكه كه برخي از انديشمندان در نوشته‌هاي خود ثبت كرده‌اند كه هيچ ظلمي كه تاكنون نتوانسته از دوام ابدي برخوردار باشد. رژيم صهيونيستي نيز بايد منتظر انتفاضه ديگري باشد كه حاصل فرياد مظلوميت و پايداري ملت فلسطين خواهد بود.

طالبان سربازان پياده نظام انگليس

انگليسي‌ها هنوز افغانستان امروزي را با ديده و تفكر استعماري مي‌نگرند.  همانطوريكه در گذشته  به  دنبال حفظ طالبانيسم، تعصبات قومي و گشودن راه به سوي‌ آسياي ميانه از طريق افغانستان بودند  امروز نيز طالبان افغانستان را سربازاني براي اجراي برنامه‌ها و سياست‌هاي راهبردي خود در نظر گرفته‌اند.

همكاري با طالبان در اشغال"موسي قلعه"، توليد 90 درصد ترياك جهان در مناطق تحت كنترل انگليس در ولايت هلمند، كمك به افزايش توان مالي طالبان، اجازه خريد سلاح از پاكستان و مذاكره با طالبان بخشي از موارد همدستي انگليس با اين گروه تروريستي  و اثبات اين مدعاست.

فعاليت‌هاي مرموزانه انگليس در برخورد با شبه نظاميان طالبان در افغانستان و رشد مواد مخدر از زمان استقرار پنج هزار نظامي انگليسي در اين كشور در نهايت مسئولان آمريكايي را بر آن داشت تا تصميم بگيرند كه نه هزار نظامي آمريكايي را به اين ولايت اعزام كنند.

بر اساس اين گزارش، از زماني‌ كه گروه طالبان منطقه "موسي قلعه" در ولايت هلمند درجنوب اففانستان را با وجود حضور پنج هزار نظامي انگليسي به مدت نه ماه در اشغال خود نگه داشت، گمان‌زني ها درباره رياكاري انگليس در قبال برخورد با اين گروه تروريستي به يقين تبديل شد.

اشغال موسي قلعه توسط طالبان دسيسه‌اي بود كه با همكاري انگليس طراحي شد و كنترل اين منطقه ناآرام با دخالت انگليس از سوي دولت افغانستان به ريش سفيدان واگذار شد اما در توطئه‌اي برنامه‌ريزي شده گروه طالبان وارد صحنه شد و اين منطقه را تصرف كرد.

پس از تصرف موسي قلعه انتظار مي‌رفت كه انگليس وارد عمل شود و با ارتش پيشرفته خود گروه طالبان را كه بسياري از آنان را شبه‌نظاميان ساده تشكيل مي‌دادند، تار و مار كند اما هرگز چنين اتفاقي رخ نداد.

تروريست‌هاي طالبان نيز براي خاموش كردن صداي اعتراض‌‌ها و مخالفت‌ها در "موسي قلعه" به مردم اين منطقه اجازه داد تا به كشت ترياك ادامه دهند و به قول معروف با يك تير دو نشان زدند، هم مردم را راضي كردند و هم از كسب ماليات از كشت ترياك درآمد سرشاري را بدست‌ آوردند و در اين زمان بود كه كشت ترياك به اوج خود رسيد و 90 درصد ترياك جهان را ولايت هلمند توليد مي‌كرد.

گروه طالبان با استفاده از منابع سرشار مالي كه از سود ترياك به دست مي‌آورد براي خود از بازارهاي پاكستان سلاح، مهمات، وسايل نقليه و ساير تجهيزات خريداري مي‌كرد و روز به روز بر قدرت آن افزوده مي‌شد.

پس از گذشت 11 ماه از اشغال منطقه "موسي قلعه" در ولايت قندهار كه مقر اصلي نظاميان انگليسي درافغانستان بود، هر فرد عادي در افغانستان مي‌دانست كه ارتش انگليس از گروه طالبان پشتيباني مي‌كند و در اين هنگام بود كه ارتش آمريكا عمليات نظامي را طراحي و فرماندهي اين عمليات را نه به نظاميان انگليسي بلكه به ارتش ملي افغانستان سپرد زيرا واشنگتن به خوبي از معاملات پشت پرده انگليس با خبر بود.

آمريكا با وجود آگاهي از معاملات پشت پرده انگليس نمي‌توانست عكس العمل آشكاري نشان دهد زيرا اين متحد پر قدرت خود را از دست مي‌‌داد و شايد رد كردن "پدي اشداون" انگليسي كه قرار بود به عنوان نماينده ويژه سازمان ملل متحد به افغانستان اعزام شود، با دشواري مواجه مي‌شد.

از طرفي ديگر "حامد كرزي" رئيس جمهوري افغانستان نيز پشتيبان آمريكا بود زيرا واشنگتن به خوبي مي‌دانست كه اگر اين سياستمدار كار كشته انگليسي به افغانستان بيايد چه عواقب ناگواري را براي آمريكا خواهد داشت.

ولايت هلمند از ولايت‌هاي جنوبي و استراتژيك هم مرز با پاكستان است كه مرز طولاني و غير قابل كنترلي دارد و به همين دليل شبه‌نظاميان به سادگي مي‌‌توانند وارد اين ولايت شوند.

آمريكا نيز اعلام كرد كه نه هزار نظامي خود را در ولايت هلمند مستقر خواهد كرد كه سه هزار نفر از آنها در نخستين مرحله اوايل بهار وارد اين ولايت خواهند شد.

اگرچه آمريكا انگيزه خود از اين اقدام را پشتيباني از ارتش انگليس عنوان كرده و بويژه كمبود بالگرد در نزد نيروهاي انگليسي مستقر در اين ولايت را بهانه كرده ‌است، اما واضح است كه آمريكا قصد دارد با استقرار نه هزار نظامي خود كه تقريبا دو برابر نيروهاي انگليسي هستند، اوضاع ولايت هلمند و فعاليت‌هاي نظامي انگليس در آن را از نزديك كنترل كند.

در كنار اين مسايل، اعزام نيروهاي جديد به ولايت هلمند به منظور آماده شدن براي حملات بهاره و تابستاني عليه اعضاي گروه طالبان است كه انتظار مي‌رود سال آينده از شدت بيشتري برخوردار باشد.

اگرچه پنج هزار نظامي انگليسي در ولايت هلمند حضور دارند اما اين كشور در مدت هفت سال گذشته نشان داد كه نمي‌خواهد با گروه طالبان مبارزه جدي كند و حتي گفت‌و‌گوهاي مخفي را با گروه طالبان داشته ‌است كه نتايج اين گفت‌وگوها اكنون آشكار شده‌ و اين روند برخلاف تمايل آمريكا، مقامات اين كشور را وادار كرده تا با تغيير استراتژي خود در افغانستان مبني بر مذاكره با گروه طالبان از قافله عقب نمانند و بي شك آمريكا نگران فعاليت‌هاي انگليس در افغانستان است.

"رنگين دادفر سپنتا" وزير امور خارجه افغانستان اخيرا در سميناري با عنوان "صلح در انديشه اسلامي" گفت: "كساني كه براي كمك به ما آمده‌اند، اگر بخواهند خاك افغانستان را به دشمن تحويل دهند، بهتر است به خانه‌هاي خود برگردند" كه روي سخن وي خطاب به انگليس بود و به همين دليل نيز "شرايدركوپركولز" سفير انگليس در كابل دربيانيه‌اي، تفكر حمايت انگليس از گروه طالبان را احمقانه خواند و گفت كه انگليس تا‌كنون بيش از يكصد سرباز خود را در اين راه از دست داده و ميلياردها پوند براي مبارزه با گروه طالبان هزينه كرده است.

در كنار اين انگيزه، اعزام اين نيروها به جنوب افغانستان مي‌تواند به منظور برقراري امنيت براي انتخابات رياست جمهوري افغانستان نيز تلقي شود كه قرار است در مهرماه سال آينده برگزار شود كه بازهم مي‌تواند به دليل عدم اعتماد آمريكا به نيروهاي انگليسي باشد.