چرا اردوغان جرائت حمله و مداخله نظامی علیه سوریه ندارد؟

 

ترکیه در یک‌سال اخیر در تمام محورها و موضوعات تهدیدزا علیه امنیت و ثبات سوریه مشارکت و حضور دامنه داری داشته ولی در هیچ اقدام نظامی و مداخله خارجی در خاک سوریه توان فعالیت نداشته است.

خبرگزاری فارس: چرا اردوغان جرائت حمله و مداخله نظامی علیه سوریه ندارد؟

 

اگر از جناب اردوغان در اوایل سال 2011 به عنوان یک خبرنگار میپرسیدیم شریک اول ترکیه در منطقه کدام کشور است، وی بی درنگ و با شتاب پاسخ می داد سوریه، اکنون و پس از گذشت یکسال باید از او پرسید چرا دمشق و بشار اسد به دشمن خونین ترک ‌ها تبدیل شده است؟ علت این تحول رادیکالی و صدو هشتاد درجه ای در مناسبات دوطرف روشن و آشکارا است.

همگان دیدند و از صفحات تلویویزنی مشاهده کردند که در سئول و در حاشیه اجلاس بین المللی انرژی هسته ای، چگونه باراک اوباما با اشاره انگشت داوود اوغلو وزیر خارجه ترکیه و صاحب نظریه "عمق استراتژیک" وتز":صفرکردن مشکلات" را به پیش فراخواند و او چگونه دوان دوان و با هروله و دور از هر گونه شأن دیپلماتیک و وقار پرستیژی به سمت اوباما حرکت کرد. این حرکت و رفتار اهانتی به ملت بزرگ و غیور ترکیه بوده و تمام رسانه های این کشور نسبت به حرکت زشت اعتراض و انتقاد نمودند. تیم اردوغان در یکسال اخیر نشان داده که فرصت طلب و پیرو مکاتب سیاسی غرب هستند و متاسفانه آموزه های اخلاقی و منشی استادشان مرحوم اربکان را به فراموشی سپردند.

اما در خصوص رفتار اردوغان با سوریه بشار اسد باید گفت که اساس تزهای مغز سیاست خارجی آنکارا(داوود اوغلو) بر محور سوریه و کمک ها وتسهیلات آن بوده است. تیم اردوغان از راه و طریق دمشق توانست به برگه و پرونده لبنان،فلسطین و قضیه صلح خاورمیانه دست یابد.

حل مشکلات امنیتی و پرونده های گذشته میان دمشق و آنکارا در ابعاد مختلف به اقتصاد و امنیت و ثبات ترکیه در سطوح مختلفی کمک‌های گوناگونی داشته است. طی پنج سال اخیر سطح مناسبات میان دوکشور از سطح تنش ودرگیری به سطح مشارکت راهبردی ارتقا یافته و حتی ارتش سوریه برای اولین بار در تاریخ در مانورهای نظامی ترکیه شرکت نموده و کمیسیون های مشترک در سطح راهبردی در هر شش‌ماهی میان طرفین برگزار شده است. اردوغان و خانواده‌اش در این سال‌ها با بشار اسد روابط دوستانه و صمیمی برقرار نمود و رفتار و سیاست ترکیه در سال 2011 در ازای دمشق و بشار اسد برای همگان شگفت آور بوده است.

درعرصه بحران سوریه رفتار و سیاست ترکیه به اشکال و شیوه های زیر بوده است:

1ـ حمایت و کمک سیاسی و فنی و لجستیکی به معارضه و دادن پناه و تسهیلات به انواع طیف‌های معارضه سوریه. تیم اردوغان در بسیج و تشکل و سازماندهی معارضه سوریه در داخل و خارج نقش مهمی و مؤثری داشته است. اکنون دفاتر مرکزی شورای ملی سوریه(بزرگترین جریان معارضه سوریه در خارج)،اخوان المسلمین سوریه و ارتش آزاد در ترکیه مستقر شده است.

2ـ ترکیه در قبال بحران سوریه نقش منطقه ای کلیدی دارد و هماهنگ کننده مخالفان منطقه ای و فرامنطقه ای دمشق و بشار اسد است.

3 ـ ترکیه انواع ترفندها و برگه های فشار طی یکسال اخیر علیه سوریه بکار برده تا گستره بحران آن کشور دامن بزند. برگه آوارگان سوریه و برگه عضویت در ناتو آخرین ابزارهای روانی و رسانه ای علیه دمشق بوده است.

4ـ آنکارا به عنوان سرپل رابط منطقه ای میان ائتلاف آتلانتیکی(امریکا واتحادیه اروپا) و شورای همکاری خلیج فارس علیه سوریه در ابعاد وسطوح مختلف اقدام خصمانه نموده است.

5ـ ترکیه به عنوان عضو فعال در اتحادیه عرب و شورای همکاری خلیج فارس علیه دمشق وگستره بحران آن طی سال اخیر بسیار فعال بوده است. تیم اردوغان در تمام توطئه ها و ترفندهای مخالفان دمشق در سطوح وابعاد مختلف، مشارکت فعال و مستمری داشته است.

ترکیه در یک‌سال اخیر در تمام محورها و موضوعات تهدیدزا علیه امنیت و ثبات سوریه مشارکت و حضور دامنه داری داشته ولی در هیچ اقدام نظامی و مداخله خارجی در خاک سوریه توان فعالیت نداشته است. در تجربه حمله ناتو به لیبی به عنوان عضو در تمامی عملیات نظامی علیه سرهنگ قذافی (اردوغان در سال 2010یکی از برندگان جایزه بین المللی سرهنگ قذافی بوده است) مشارکت داشته است. یکی از پرسش‌های اساسی تحلیلگران غربی درباره رفتار و واکنش ترکیه در ازای سوریه این است که چرا ترکیه مداخله نظامی علیه سوریه نکرده است؟ چرا آنکارا به تنهایی جرأت حمله نظامی به خاک سوریه جهت عملی کردن سناریوهای مداخله خارجی،ندارد؟عدم تصمیم سازی جهت یک اقدام نظامی علیه سوریه ازسوی تیم اردوغان در چه عوامل وعللی نهفته است؟ نقش کدام یک از عوامل داخلی وعوامل خارجی در روند عدم تصمیم سازی ترکها جهت اقدام نظامی مؤثرتر است؟

به نظر می‌رسد آنکارا در ارزیابی و برآورد خود از تبعات یک اقدام نظامی متهورانه علیه دمشق از نتایج منفی زیر بسیار هراسناک است:

1ـ سرایت اپیدمی بحران سوریه به داخل ترکیه.

2ـ هراس ترکیه از حمله و قدرت موشکی سوریه و دوستان ان در منطقه.

3 ـ ترس از قطع گاز ایرانی و نفت روسی به عنوان مجازات علیه ترکیه بخاطر حمله به سوریه.

4ـ واکنش نظامی وامنیتی روسیه وایران

5ـ هراس از استفاده دمشق از برگه کردهای ترکیه و گروه" پ،ک،ک".

6ـ تبعات و هزینه های هرگونه اقدام نظامی علیه سوریه قابل پیش بینی نبوده و یقینا به اقتصاد و امنیت آنکارا ضربات مهلکی خواهد زد.

7ـ عملیات نظامی علیه سوریه جایگاه و نقش ارتش ترکیه را در قدرت و سیاست آن کشور دگربار احیا وتقویت خواهد نمود.

ارزیابی سیاست پکن در قبال تحولات دمشق

 
 پکن با تحرکات دیپلماتیک آمریکا و متحدانش در محافل سیاسی و حقوق بشری بین المللی علیه سوریه و دامن زدن به بحران آن کشور مخالف کرده و به دو پیش نویس قطعنامه غربی ـ عربی به همراهی روسیه وتو کرده است.
 

خبرگزاری فارس: ارزیابی سیاست پکن در قبال تحولات دمشق

 

وزیر خارجه سوریه که چند روز گذشته به مسکو رفته بود، جهت بررسی تحولات منطقه و کشور خود در سفری دو روزه عازم پکن شد.

ولید معلم رئیس دستگاه دیپلماسی سوریه در هفته گذشته و با سرگئی‌ لاوروف همتای روس خود در مسکو ملاقات و مذاکره کردند. به نظر می‌رسد محورهای مذکرات معلم با مقامات چینی در راستا و شبیه بحث‌های مسکو باشد.

معلم روز دوشنبه مورخ 28 فروردین 1391 دمشق را ترک کرد و به پکن رفت تا تحولات مربوط به مأموریت کوفی عنان فرستاده سازمان ملل به سوریه را با مقامات چینی بررسی کند. وزیر خارجه سوریه در این سفر، سران چین را از اقدامات دمشق جهت موفق شدن طرح عنان ،مطلع خواهد کرد.

در ارزیابی ها و برآوردها از مواضع و سیاست پکن در قبال رخدادهای دمشق در یکسال اخیر این شاخص‌ها و نکات زیر را می‌توان مطرح نمود:

1 ـ چین ، در چارچوب اصول میثاق سازمان ملل و قواعدی که بر روابط بین‌الملل حاکم است از جمله عدم دخالت در امور داخلی کشورها، در ارتباط با بحران سوریه عمل می‌کند.

2 ـ چین با ابراز نگرانی از ادامه خشونت‌ها در سوریه، از اطراف درگیر (دولت و معارضه سوریه) خواستار توقف خشونتها و درگیرها و خونریزیها بوده است.

3 ـ چین، با هرگونه دخالت نظامی در سوریه یا تحمیل تغییر نظام در این کشور مخالف است.

4 ـ پکن با تحرکهای دیپلماتیک آمریکا و متحدان در محافل سیاسی و حقوق بشری بین المللی علیه سوریه و دامن زدن به بحران ان کشور مخالف کرده است و به دو پیش نویس قطعنامه غربی ـ عربی به همراهی روسیه وتوی کرده است.

چین همواره با تاکید بر لزوم حل دموکراتیک مسئله سوریه، اعلام کرده‌‌اند که هرگونه دخالت خارجی در این کشور غیر قابل قبول است.

چینی‌ها جهت حل بحران سوریه، طرح 6 ماده‌ای ارائه کرده جهت عملی کردن آن به یک تحرک منطقه ای و بین المللی دست زده است. مواد این طرح به شرح ذیل است:

نخست: دولت سوریه و مخالفان فوراً خشونت‌ها و به ویژه خشونت‌ها علیه غیرنظامیان را متوقف کنند.

دوم: آغاز فوری و بدون پیش‌شرط مذاکرات سیاسی میان طرف‌های مختلف با نظارت «کوفی عنان» فرستاده ویژه سازمان ملل و اتحادیه عرب در امور سوریه.

سوم: حمایت چین از نقش ریاست سازمان ملل بر هماهنگی برای اقدام‌های امدادرسانی و کمک‌های بشردوستانه و ارزیابی اوضاع انسانی در سوریه. چین همچنین آماده ارائه کمک‌های بشردوستانه به مردم سوریه است.

چهارم: طرف‌های بین المللی مربوطه، به احترام کامل به استقلال و تمامیت ارضی سوریه پایبند شوند و به حق مردم این کشور برای انتخاب نظام سیاسی و مسیر توسعه با اراده مستقل خود احترام بگذارند.

پنجم : چین از تعیین فرستاده مشترک ویژه سازمان ملل و اتحادیه عرب در امور سوریه استقبال کرده و از اقدام‌های مثبت کشورهای عربی و اتحادیه عرب برای حل بحران سوریه حمایت می‌کند.

ششم: چین از کشورهای عضو شورای امنیت سازمان ملل می‌خواهد که به اصول و میثاق این سازمان و اصولی که بر روابط بین‌المللی حاکم است، به منظور وحدت این شورا پایبند باشند.دولت سوریه این طرح را پذیرفت ولی در سطح بین المللی و منطقه ای از این طرح استقبال چندانی نشد.

7 ـ تحلیلگران در تفسیر و آنالیز کردن علل وعوامل حمایت پکن از دمشق در قبال مداخله عوامل منطقه ای و فر امنطقه ای به یک مجموعه منافع اشاره می‌کنند که از جمله می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

الف ـ از دید استراتژیست‌های چینی سوریه کلید ثبات و امنیت خاورمیانه است، لذا پکن از بحران و بی ثباتی در این منطقه هراسان است.

ب ـ دمشق برای چینها به منزله دروازه ورود به منطقه حساس خاورمیانه است.

ج ـ بحران سوریه و ورود چین به این عرصه فرصت طلایی جهت توسعه گستره سیاست خاورمیانه پکن بوده است.

د ـ عرصه بحران سوریه به میدان منازعه بین المللی میان غرب برهبری امریکا و چین و روسیه تبدیل شده است.

ه ـ مسلط شدن اسلامگرایان تندرو بر سوریه برای چینیها به عنوان یک تهدید امنیتی و سیاسی تلقی میشود .زیرا این جریانهای تندرو هم اکنون و در آینده از اقلیت ایگوری های مسلمان در چین حمایت گوناگونی خواهند کرد.

و ـ منافع اقتصادی: حجم روابط اقتصادی سوریه و چین در سالهای گذشته به بیش از 2 میلیارد دلار رسیده است که بخش عمده آن به صادرات محصولات چینی به سوریه اختصاص داشته است. از سوی دیگر در سالهای اخیر چین به دلیل نیاز خود به انرژی سرمایه گذاری گسترده ای در بخش نفت سوریه کرده است. قطعا شرایط کنونی به این روابط اقتصادی ضربه جدی وارد کرده است.

دلایل فوق و دیگر عوامل نقش موثری در سیاست گذاری و تصمیم سازی چینیها در قبال سوریه دارد. ترکها و سعودی ها تلاشهای مذبوحانه ای جهت گسستن رابط میان پکن و دمشق انجام داده اند ولی بی ثمر بوده است.

اردوغان دو هفته پیش در راس هیات سیاسی،اقتصادی وارد پکن شد. سفر اردوغان نخستین سفر یک نخست وزیر ترکیه طی 27 سال گذشته به چین بوده و از دید برخی از کارشناسان ،این سفر ' ماه عسل ' روابط چین و ترکیه بوده توصیف کرده اند. وی در این سفر در مورد سوریه با مقامات چینی، بحث و تبادل نظر کرد، ولی در تغییر مواضع اصولی پکن در قبال دمشق ناموفق و شکست خورده بود.

قابل توجه است که ارزش مبادلات تجاری چین و ترکیه در سال گذشته میلادی با 24 درصد افزایش به 18 میلیارد و 700 میلیون دلار رسید. سعودیها نیز در اندیشه تخریب مناسبات دمشق ـ پکن بوده و فکر می‌کردند که عامل نفت و نیاز راهبردی پکن به آن، می توان به عامل و ابزار ترغیب و تهدید در راستای تغییر مواضع اصولی چینی‌ها در قبال دمشق تبدیل کنند ولی پاسخ قاطع چین در این خصوص، آل سعود را در این سیاست ناکام کرده است.

معضلات سیاست خارجی اردن در قبال سوریه

ملک عبدالله دوم پادشاه اردن به دلیل داشتن مشاوران حرفه‌ای( اردنی وانگلیسی) خود را گرفتار عرصه بحران سوریه نکرده و در سناریوهای مداخله خارجی به هر شکلش مشارکت آشکار و فعال نداشته است.

خبرگزاری فارس: معضلات سیاست خارجی اردن در قبال سوریه

اردن یکی از همسایگان سوریه است که روند تحولات داخلی و خارجی آن در طول تاریخ معاصر خود همواره به نحوی به تحولات سوریه گره خورده است. رخدادهای یکسال اخیر سوریه درابعاد گوناگونی روی روند تحولات داخلی اردن و سیاست خارجی آن تأثیرات متفاوتی داشته است.

گرچه امان در چرخه سیاست منطقه ای غرب در حرکت است ولی رویکردهای سیاست خارجی آن در سال اخیر در سطوح وابعادی تحت تأثیر رخدادهای دمشق بوده است.

سیاست خارجی اردن در پرتو بحران سوریه ، بخشی از توان و ظرفیت های خود از دست داده است. در این رهگذر چند محور را می‌توان ذکر کرد:

امان در مدیریت و میزبانی مذاکره فلسطینی ـ صهیونیستی شکست خورد و نتوانست به خوبی جانشین قاهره در این راستا باشد. شاه اردنی گمان می‌کرد که با مشغول بودن مصر در مسائل داخلی می‌تواند میزبانی مذاکرات را میان دولت خودگردان و رژیم صهیونیستی برباید و نقش خود را در منطقه توسعه دهد. شکست اجلاس طرفین به سیاست خارجی اردن ضربه روانی و اساسی وارد کرد.

اردنی‌ها به توصیه محور استانبول (ترکیه،عربستان سعودی وقطر) در این صدد بوده با میزبانی دفتر سیاسی و رهبران حماس برگه فلسطین و حضور در جبهه مقاومت و ممانعت را از دمشق بگیرند و سیاست خارجی سوریه را از ظرفیت‌ها و توانایی خود تهی نماید ولی با فشارها و تهدیدهای آمریکا و رژیم صهیونیستی از میزبانی حماس در خاک خود امتناع و استنکاف نمود.

سیاست خارجی و تجارت اردن تحت تأثیر فشارها و تحریم‌های آمریکا، اتحادیه اروپا و اتحادیه عرب علیه سوریه بوده است و در ابعاد و سطوح مختلف امان زیان‌های گوناگونی دیده است.

4 ـ تجارت خارجی و اقتصاد داخلی اردن در پرتو تحولات یکسال اخیر سوریه به شدت متأثر شده و برای بخش خدمات(به ویژه صنعت جهانگردی) وتجارت و امور مالی و بانکی این کشور، زیان آور بوده و روند رشد اقتصادی این کشور در این راستا، دچار مشکلات و معضلات گوناگونی بوده است.

اردن به شدت زیر فشار سیاست شورای همکاری خلیج فارس (به ویژه قطر و عربستان سعودی) در قبال سوریه بوده است. دوحه و ریاض درصدد عملی کردن سیاست نظامی کردن عرصه بحران سوریه بوده و از امان درخواست یاری در این خصوص کردند ولی اردن به دلایل سیاسی و امنیتی خود را از ورطه فرورفتن در مرداب‌های بحران سوریه رها نمود وبه درخواست آل سعود و آل ثانی جهت توسعه گستره بحران سوریه تمکین نکرد. به همین علت روند عضویت و پیوستن امان به شورای همکاری خلیج فارس منجمد و معلق گردیده است.

کلام آخر

ملک عبدالله دوم به دلیل داشتن مشاوران حرفه ای( اردنی وانگلیسی) خود را گرفتار عرصه بحران سوریه نکرده و در سناریوهای مداخله خارجی به هر شکلش مشارکت آشکار و فعال نداشته است. وی به‌ خوبی می‌داند هرگونه مشارکت و مداخله در امور داخلی سوریه ممکن است، تاج و تختش را در معرض ورطه نابودی قرار دهد.

اتحادیه عرب چرا در قبال جزایر اشغالی عربستان هیاهو بپا نمی‌کند

جزایر "صنافیر" و "تیران" که مالک آن عربستان سعودی می باشد که در پی جنگ شش روزه در پنج ژوئن1967 میان ارتش‌های عربی ـ صهیونیستی به اشغال رژیم صهیونیستی درآمده اند و سکوت اتحادیه عرب باعث شده که ملت‌های عرب فکر کنند این جزایر هدیه آل سعود به این رژیم است.
 

خبرگزاری فارس: چرا جزایر اشغالی عربستان سعودی به فراموشی سپرده شده است؟

 

سفر داخلی دکتر احمدی نژاد رئیس جمهوری کشورمان به جزیره ابوموسی در خلیج همیشه فارس، از سوی دستگاه های رسانه ای و سیاسی کشور امارات متحده عربی و برخی از اعراب منطقه به جنجال و هیاهوی بی مزه و بی پایه تبدیل شد.

پاسخ به جنجال و هیاهوی تبلیغاتی برخی از کشورهای عربی در این شرایط و این فضای سیاسی منطقه زیاد حکیمانه و زیبنده نبوده زیرا جهان اسلام وعرب قضایا و مسائل حساس‌تر و حیاتی‌تر دارند و پرداختن به این هیاهو در این شرایط که جهان عرب و اسلام با انواع انقلاب‌ها و خیزش‌ها و همچنین انواع توطئه ها روبرو است، صلاح نیست.

همه آحاد مردم شریف منطقه به خوبی می‌دانند که چه کسی دشمن است و چه کسی دوست است و چه کسی تیشه ویرانی به جان ارکان و ستون کیان اسلام و جهان عرب برداشته وچه کسی پاسدار وحافظ این کیان است. آری مصلحت نیست به گسترش فتنه و جنجال ویرانگر دامن زد ولی این جنجال و هیاهوی مؤذیانه، فرصتی جهت مطرح کردن موضوع حساس و با اهمیت مرتبط به امنیت ملی جهان اسلام فراهم ساخته است.

شاید عده کمی از اعراب و مسلمانان از اشغال جزایر عربستان سعودی در منتها الیه دریای سرخ توسط رژیم صهیونیستی آگاهی واطلاع دارند. آری جزایر "صنافیر" و "تیران"که مالک آن عربستان سعودی می باشد که در پی جنگ شش روزه در پنج ژوئن1967 میان ارتش‌های عربی ـ صهیونیستی به اشغال رژیم صهیونیستی درآمده اند. پیرامون این موضوع حساس سیاسی ـ امنیتی ـ راهبردی، پرسش‌های زیادی در ذهن و اندیشه آگاهان و تحلیلگران غربی و عربی متبادر است که می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:

1ـ چرا ریاض وآل سعود جزایر و سرزمین‌های اشغالی خود را به فراموشی سپرده است؟

2ـ چرا اعراب واتحادیه عرب در مذاکرات خود با غرب و رژیم صهیونیستی،آزادی ورهایی این زمین‌های اشغالی را خواستار نشده است؟ چرا نامی از این جزایر در محورهای میز سازش و صلح خاورمیانه و مذاکرات عربی ـ صهیونیستی مطرح نیست؟

3ـ آیا آل سعود این جزایر را به عنوان هدیه به صهیونیست‌ها داده است؟ اگر اینها به اسرائیل سپرده ریاض چه جیزی به عنوان ما به ازا گرفته است؟

4ـ چرا "ابو متعب"(کنیه ملک عبدالله بن عبدالعزیز ) که این روزها به معارضه سوریه، اسلحه وپول زیادی هدیه می دهد، جهت آزادی جزایر صنافیر و تیران لشکری کشی نمی کند.

5ـ مفتی‌های درباری ووعاظ سلاطین سعودی که این روزها جهت براندازی بشار اسد و تسلط و حاکمیت سلفی ها بر شامات اعلام جهاد و مجاهدات نموده،پس چرا جهت آزادی و رهایی جزایر اشغالی کشورشان دعا و اعلام جهاد نمی‌کنند؟

6ـ اعراب و مسلمانان بخوبی می دانند که رژیم صهیونیستی غده سرطانی و دشمن اول وآخر منطقه و انسانیت است واین صهیونیستها هستند که جزایر صنافیر و تیران و اکثر جزایر دریای سرخ و منطقه حساس باب المندب در اشغال دارد پس چرا کسانیکه علیه سفرداخلی رئیس جمهور ایران این همه هیاهو برپا می‌کنند ولی در برابر اشغالگری جزایر راهبردی عربستان سعودی ، سکوت مطلق می‌کنند .

7ـ از مراکش که بخاطر حمیت عربیش به این رخداد طبیعی و عادی، شمشیر اعتراض را بلند می‌کنند باید پرسید برای استقلال و آزادی سرزمین‌های "سبته "و "ملیله " خود که در زیر تیغه استعمارگری اسپانیا است چه اقدامی و چه تلاشی نموده است؟

کلام آخر

دستگاه دیپلماسی و رسانه ای حکیمانه به این هیاهوی بیهوده پاسخ داده و با بصیرت ،خوب می داند که دامن زدن به این هیاهوی خواسته توطئه گران فریبکار است. قطبنامه سیاست ما دشمن را بخوبی تشخیص داده و ملت صلح دوست و صلح طلب ما بخوبی حق و حقوق همسایگی را می داند و به آن احترام می گذارد و خود را در ابعاد مختلف برای نبرد مردانه و رویارویی با دشمن اصلی و اول آماده ساخته است.

10 دلیل برای عبور سوریه از بحران

مسلماً نقش سوریه در منطقه حفظ خواهد شد و برای کشورهای منطقه‌ای نیز بار دیگر احساس می‌شود که در موازنه بین ایران و آمریکا، دست ایران در مدیریت بحران منطقه‌ای بالاتر و برتر باقی مانده است.

به دنبال پذیرش طرح شش‌ماده‌ای طرح کوفی عنان برای پایان دادن به بحران سوریه توسط دولت این کشور، شورای امنیت سازمان ملل طرح اعزام ناظران صلح بین‌المللی به دمشق را در حالی تصویب کرد که بحران در این کشور به پایان نزدیک شده است.

از یک‌طرف نیروهای ارتش در حال خروج از شهرهای بزرگ هستند و از سوی دیگر تروریست‌ها و شبه نظامیان برای اینکه بتوانند بحران را در این کشور همچنان در کانون توجه نگه دارند، به بمب‌گذاری در برخی از مناطق دمشق و دیگر شهرها مثل حمص و ادلب و... روی آورده‌اند.

به نظر می‌رسد اعزام ناظران صلح در شرایط کنونی شاید فرصتی باشد تا تروریست‌ها و شبه‌نظامیان خود را برای جنگی فرسایشی بازسازی کنند چرا که کشور سوریه به رهبری بشار اسد بحران را پشت سر گذاشته و ما در روزهای اخیر شاهد بازگشت نسبی آرامش به شهرها و مراکز استان‌ها بودیم.

اثبات عبور سوریه از خطر و بحران به 10 دلیل امکان پذیر است:

1-در سطح بین‌المللی پذیرش سوریه بیشتر شده و این امر حاکی از عدم کارایی معارضان برای تغییر نظام در این کشور است.

2-وضعیت منطقه و دومحور "قطر- عربستان- ترکیه" و "آمریکا- انگلیس و فرانسه" به گونه‌ای نیست که گزینه نظامی برای سوریه تجویز شود.

3-مخالفان بشار اسد و حامیان معارضان سوریه به این نتیجه رسیده‌اند که تغییر فوری نظام در سوریه امکانپذیر نیست و پروژه براندازی بشار اسد باید در یک فاصله‌ زمانی چند ساله دنبال شود و نیاز به زمان طولانی‌تری دارد.

4- انتخاب کوفی‌عنان با منطق دیپلماتیک به عنوان فرستاده ویژه به سوریه نشان از تغییر رویکرد اروپا به سوریه دارد.

5-دولت سوریه همچنان انسجام داخلی خود را حفظ کرده است و به رغم اینکه بحران در این کشور وارد دومین سال متوالی شده و بشار اسد در این مدت نیروهای زیادی را تغییر داده و از کار برکنار کرده است، اما هیچ ریزشی در بین نیروهای دولتی مشاهده نمی کنیم و همه نیروها اعم از پلیس، نیروی انتظامی و ارتش به نظام سوریه وفادار هستند.

6-با رهبری هوشمندانه بشار اسد اصلاحات داخلی نظام سوریه اعم از رفراندوم قانون اساسی، لغو قانون حالت فوق‌العاده، قانون انتخابات و احزاب و ... انجام شده که حاکی از درایت و قابلیت سیستم سیاسی سوریه دارد.

7-در فضای منطقه‌ای وبین‌المللی نیز سوریه امتیازی از دست نداده است و برگزارکنندگان دو نشست تونس و ترکیه افرادی هستند که سال‌ها با سوریه مخالف هستند و سر ناسازگاری دارند که این امر حاکی از اعمال محدودیت برای نظام سوریه و جایگاه منطقه‌ای آن نیست.

8-کشورهای خاموش که در موضوع سوریه سیاست سکوت و بی‌طرفی را اتخاذ کرده بودند، در حمایت از نظام سوریه در حال مذاکره هستند که فضا را به نفع بشار اسد تغییر داده است.

9-ظرفیت دول غربی درموضوع سوریه به بن‌بست رسیده ولی ظرفیت دول شرقی در این محور در حال شکوفایی است. بنابراین ضرورت دارد محور "ایران- روسیه و چین" اجلاس بین‌المللی بزرگی با موضوع سوریه برگزار کنند تا قدرت مانور بیشتری بیابند.

10-تصویب طرح اعزام ناظران بین‌المللی صلح نیز حکایت از شکست پروژه‌های براندازی و ناکامی دول متخاصم با دمشق دارد. در همین راستا ترکیه که بازیگر نقش اول در طرح های خرابکارانه و براندازی بود، این طرح را پذیرفته است و این عقب‌نشینی علائمی از شکست پروژه براندازی در سوریه است.

سرانجام تحولات سوریه چیست؟

حال برای بسیاری ازناظران مسائل سوریه جای سؤال است که بالاخره آینده سوریه به کجا می‌انجامد و چه سرانجامی در انتظار این کشور است. برای پاسح به این سئوال چندین دیدگاه مطرح است.

1- از بعد سیاسی، ممکن است در آینده شاهد اصلاحات اساسی مثل انتخابات پارلمانی، مشارکت دهی جریان معارضان در حاکمیت سوریه و نهایتاً تغییر بافت حاکمیت این کشور از حزب بعث به مشارکت ملی باشیم.

2- از بعد امنیتی، اقدامات تروریستی و عملیات‌های خرابکارانه به شکلی ضعیف ادامه پیدا می‌کند تا مخالفان مدعی شوند هنوز در صحنه هستند و تحرک حداقلی خواهند داشت که به ضرر بشاراسد رئیس جمهور سوریه نیز نخواهد بود.

3- هر چه به زمان انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نیز نزدیک‌تر می‌شویم به دلیل درگیر شدن به مسائل داخلی، قدرت رخنه و نفوذ این کشور در مسائل و صحنه داخلی تحولات سوریه نیز کاهش پیدا می‌کند.

4- صداهای خاموش مثل کشورهای کویت، عمان، الجزایر، امارات و.. کم کم شنیده می‌شود و این امر منجر به شکاف بین بازیگرانی مثل ترکیه، عربستان و قطر خواهد شد.

5- فضای بین‌المللی و منطقه‌ای برای دوستان سوریه ایجاد شده و در آینده بازیگران اصلی و صحنه گردان تحولات سوریه، دوستان این کشور خواهند بود.

6- مسلماً نقش سوریه درمنطقه حفظ خواهد شد و برای کشورهای منطقه‌ای نیز بار دیگر احساس می‌شود که در موازنه بین ایران و آمریکا، دست ایران در مدیریت بحران منطقه‌ای بالاتر و برتر است. آمریکایی‌ها همانگونه که در جنگ 33 روزه لبنان، 22 روزه غزه، فتنه 88 و حوادث پس از انتخابات در ایران و خلع سلاح حزب‌الله لبنان نتوانستند در منطقه موفقیتی کسب کنند، این بار نیز در حادثه سوریه شکست خورده محسوب می‌شوند.

آیا اردوغان می تواند به مأموریت عنان کمک کند

 تیم اردوغان باید بداند که مردم ترکیه دوست دارند بخشی از حل بحران سوریه باشند و به روند مأموریت کوفی عنان فرستاده ویژه سازمان ملل کمک کنند و آتش نشان بحران سوریه باشند و نه اینکه فتنه آل سعود و وهابیت در سوریه را شعله ور کنند.

کوفی عنان از زمانی که مأموریت حل و فصل پرونده سوریه را به عهده گرفته، به دنبال روزنه‌هایی جهت موفقیت و پیروزی در انجام این مأموریت تاریخی بوده است. دیدارها و سفرهای وی از کشورهای صاحب جایگاه و بازیگر در عرصه بحران سوریه، تمهیداتی برای نیل به راه حل موفقیت آمیز در قضیه سوریه بوده است.

عنان دبیرکل سابق سازمان ملل به خوبی می‌داند که عامل خارجی نقش مهم و مؤثری در توسعه گستره و دامنه بحران سوریه دارد لذا او انتظار کمک فراوانی از کشورهای منطقه و جامعه جهانی دارد تا به دمشق جهت خروج از بحران و کاهش تنش و خونریزی یاری کنند.

ترکیه با داشتن بزرگترین مرزها با سوریه به همان اندازه در عرصه بحران این کشور نقش دارد و در طول یکسال اخیر با شیوه ها و ترفندهای گوناگون در روند تحولات سوریه حضور فعال داشته است.

جهت آگاه شدن از نقش آنکارا در بحران سوریه کافی است به کارکرد تیم اردوغان در طول یک ماه اخیر و از زمانی که کوفی عنان به عنوان فرستاده ویژه سازمان ملل و اتحادیه عرب از سوی دبیر کل سازمان ملل مأموریت یافته، توجه کنیم:

1ـ تلاش و کوشش ترکیه جهت برگزاری دومین نشست به اصطلاح "دوستان سوریه" در اول آوریل 2012 در استانبول. تیم اردوغان در این راستا جهت بسیج و تشکیل اجماع منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای علیه دمشق، سعی فراوانی کرده است.

آنکارا از عنان جهت حضور در این اجلاس دعوت به عمل آورده ولی این دیپلمات حرفه‌ای و کارکشته جهت حفظ فاصله و جهت حفظ روابط با دمشق از حضور امتناع نمود. محور آنکارا (عربستان سعودی،قطر و ترکیه) در اجلاس استانبول مواردی تصویب نموده که همگی در راه مأموریت کوفی عنان مانع تراشی و سنگ اندازی می‌کند.

2ـ تیم اردوغان طی یک ماه اخیر جنگ نرم و روانی علیه دمشق را تشدید نموده و روی موضوعاتی همچون:

الف ـ افزایش موج آوارگان سوریه به خاک ترکیه

ب ـ متهم کردن دمشق در استفاده از برگه کردهای ترکیه و گروه" پ .ک. ک"

ج ـ قضیه ناپدید شدن دو خبرنگار ترک که قاچاقی به خاک سوریه رخنه کرده بودند، مانورهای گوناگونی نموده و دامنه جنگ تبلیغاتی علیه دولت سوریه توسعه داده است.

3ـ تکاپوی تیم اردوغان در متحد کردن معارضه سوریه در خارج، این تیم در آستانه اجلاس دوستان سوریه در استانبول در برگزاری سه نشست برای متحدسازی معارضه سوریه به همراهی قطر و عربستان سعودی، هزینه زیادی نموده است.

4ـ افزایش مانورهای دیپلماتیک ترکیه در عرصه خارجی بحران سوریه.

الف ـ اردوغان در سفرش به سئول و ملاقاتش با باراک اوباما رئیس جمهوری آمریکا تیم مسئول مدیریت پرونده سوریه به همراه داشته است و موضوع "چگونگی رفتار با تحولات سوریه"، محور اساسی گفتگوی طرفین بوده است.

ب ـ اردوغان در بازگشت از کره جنوبی به ایران اسلامی رفت تا باردیگر روی تغییر سیاست تهران در قبال دمشق شرط بندی نماید و در پایان مذاکراتش با طرف ایرانی دریافت که قمار و شرط خود را باخته است. اظهارات اخیرش درباره ایران حجم شکست و ناکامی خود به خوبی نمایان نمود.

ج ـ اردوغان جهت ایجاد تحول و تغییر در مواضع و رفتار سیاسی چین در قبال سوریه به پکن سفر کرد ولی دستاورد زیادی به دست نیاورده است.

د ـ اردوغان در پی ناکامی خود از دیدارش از تهران روز پنجشنبه به عربستان سعودی سفر خواهد کرد تا در روز جمعه با عبدالله پادشاه آل سعود ملاقات و مذاکره نماید و زیانش و باختش را جبران نماید. سفر اردوغان به عربستان سعودی که سر سلسله فتنه گران در منطقه است، اهداف شومی و خطرناکی در پی دارد.

ه ـ اردوغان پس از دیدارش از عربستان سعودی ممکن است به روسیه تا شاید در سناریو و طرح تفکیک ارتباط میان دمشق و متحدانش در منطقه وفرامنطقه گامی موفقیت آمیزی بردارد.

5ـ حادثه درگیری اخیر در مرزهای مشترک ترکیه ـ سوریه، دست آویزی برای ترک‌ها شده تا زمینه را جهت پیاده کردن سناریو مداخله تجاوزگرانه در خاک سوریه فراهم کنند.

تیم اردوغان طی سه ماه اخیر سیگنال‌ها و نشانه هایی جهت مداخله در سوریه و ایجاد منطقه حایل و گذرگاه های انسانی به شیوه ها و بهانه های گوناگونی به نمایش گذشته است.

کلام آخر

ترکیه با توجه به اقدامات فوق نشان داده تا چه اندازه ظرفیت مداخله و مانور در عرصه بحران سوریه دارد و تا چه اندازه توان کمک به حل و فیصله این بحران دارد. تیم اردوغان باید بداند که مردم مسلمان ترکیه دوست دارند بخشی از حل بحران سوریه باشند و به روند مأموریت کوفی عنان فرستاده ویژه سازمان ملل واتحادیه عرب کمک کنند و آتش نشان بحران سوریه باشند و نه آتش بیار فتنه ساخته و پرداخته آل سعود و وهابیت در سوریه باشند. تیم اردوغان باید از شکست‌های یکسال اخیر در قضیه سوریه درس عبرت بگیرد و باید ذکاوت ترکی خود را به نمایش بگذارد و بخشی از گستره بحران و فتنه نباشد.

اردوغان در ریاض به دنبال چیست؟

تیم اردوغان میوه تلخ عملکرد سیاست غلط خود در قبال تحولات سوریه را چیده و هر اقدام نظامی علیه دمشق از دیدگاه استراتژیست‌های منطقه یک قمار و ریسک خطرناکی است که اردوغان و تیمش بازنده اول این قمار خواهد بود.

این روزها و در آستانه عملی شدن طرح شش ماده‌ای کوفی عنان فرستاده ویژه سازمان ملل و اتحادیه عرب، ماشین دیپلماسی آنکارا به طور غیر طبیعی فعال و پرتحرک شده است. تمامی این تحرک مرتبط به سوریه و بحران یکسال آن است.

ترکیه تحرک خود را با انواع جنگ‌های نرم و روانی همراه و چاشنی کرده است. دربعد جنگ تبلیغاتی آنکارا روی برگ‌های زیادی مانور کرده که می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

1- امتیاز آوارگان سوریه در خاک ترکیه. ترک‌ها در محافل حقوق بشری و انسان‌دوستانه از این برگه زیاد استفاده کرده اند و همچنین تیم اردوغان جهت توجیه سیاست غلط خود در قبال سوریه از این برگه تراژدیک در فریب افکارعمومی ملت ترک بخوبی بهره برداری کرده است.

2ـ تحرکات پرسروصدا و تبلیغاتی نیروی زمینی ارتش ترکیه در طول مرزهای مشترک با سوریه. دستگاه تبلیغاتی تیم اردوغان لحظه به لحظه این تحرک نظامی را گزارش می‌دهد و سعی در ملتهب کردن افکار عمومی دارد.

3ـ حادثه درگیری مرزی میان سوریه و ترکیه، این روزها به خوراک تبلیغاتی داغ تیم جنگ سرد حزب اردوغان و گل شده وآنکارا سعی دارد که پارادایم سال‌های 1997 و 1998 دوبار در تاریخ مناسبات دمشق ـ آنکارا تکرار کند.

4 ـ تشدید مشورت‌ها و رایزنی‌ها میان واشنگتن و آنکارا. مذاکره سناتورهای آمریکایی جو لبیرمن و جون ماکین(تیم جنگ طلب امریکا علیه دمشق) با گل رئیس جمهوری ترکیه در همین راستا بوده است. تردد افسران بلندپایه پنتاگون و ناتو به ترکیه افزایش یافته است.

5ـ سفر اردوغان به تهران و پکن(و سفر احتمالی وی به مسکو در آینده نزدیک) در راستای تلاش‌های آنکارا جهت تفکیک پیوندها و روابط میان دمشق و متحدان منطقه ای و فرامنطقه ای آن بوده است.

اردوغان در شرایط و فضای زیر به عربستان می‌رود تا با ملک عبدالله ملاقات کند:

1ـ دمشق طرح شش ماده ای عنان را پذیرفته و در این تلاش است که آن را عملی کند و برقراری آتش پس روز پنجشنبه 24 فروردین در سراسر این کشور در همین راستا بوده است.

2ـ اردوغان در این روزهای اخیر، زیادی سوریه را به مداخله نظامی تهدید کرده است.

3ـ ترکیه رسماً از ناتو جهت حمایت نظامی و مقابله با ارتش سوریه درخواست کمک کرده است.

4ـ سفر شاهزاده سلمان بن عبدالعزیز وزیر دفاع عربستان سعودی به آمریکا که مسائل سوریه محور اساسی در تمامی مذاکرات وی با مقامات امریکایی بوده است.

5ـ به نظر بسیاری از تحلیلگران غربی دیدار اردوغان از عربستان سعودی و مذاکره با شاه عبدالله مکمل و در راستای ملاقات کلینتون وزیر خارجه امریکا با پادشاه در مارس 2012 بوده است.

6ـ سفر اردوغان به عربستان سعودی نوعی پاسخ نرم و روانی به نتایج و تبعات دیدارش ازتهران بوده است.

پرسش‌های اساسی بسیار از آگاهان به مسائل ترکیه این است که آیا هدف تیم اردوغان از این تحرکات تنش‌زا مقدمه چینی برای حمله و مداخله نظامی در خاک سوریه است، اگر ترکیه ظرفیت و آمادگی مداخله در سوریه دارد پس چرا در سوریه دخالت نکرده است؟

کلام آخر

آنکارا به خوبی می‌داند که هرگونه تحرک مداخله گرانه و نظامی در خاک سوریه تبعات و واکنش‌های منفی و فراگیری و در سطوح مختلف دارد. تیم اردوغان میوه ونتایج تلخ عملکرد سیاست غلط خود در قبال تحولات سوریه چیده و هر اقدام نظامی علیه دمشق از دیدگاه استراتژیست‌های منطقه یک قمار و ریسک خطرناکی است که اردوغان و تیمش بازنده اول این قمارخواهد بود.

 

تنش در سودان، عوامل و پیامدها

نیروهای نظامی سودان جنوبی با استفاده از نیروهای مسلح گروه های شورشی دارفوری در یک عملیات نظامی ، کنترل بزرگ ‌ترین میدان نفتی سودان موسوم به "هجلیج "را در دست گرفته‌اند که این اقدام کابوس جنگ را در این کشور به صدا در آورده است.

نیروهای نظامی سودان جنوبی با استفاده از نیروهای مسلح گروه های شورشی دارفوری در یک عملیات نظامی ، کنترل بزرگ ‌ترین میدان نفتی سودان موسوم به "هجلیج "را در دست گرفته‌اند. سخنگوی ارتش سودان در این باره تاکید کرد نیروهای سودانی پس از تجاوز ارتش سودان جنوبی مجبور به عقب نشینی شدند . منطقه هجلیج اینک به عرصه درگیری و جنگ میان ارتش دوسودان تبدیل شده است.

دولت سودان از زمان آغاز این بحران سیاسی ـ امنیتی در منطقه نفتی هجلیج تلاش از طریق تمام راه‌های قانونی ـ سیاسی و اقدامات نظامی ، تجاوز نیروهای سودان جنوبی را دفع کرده است ولی تنش و درگیری میان خارطوم و جوبا روز به روز در حال گسترش است.

قضیه جنوب سودان و مشکلات و معضلاتی که در پی داشته در طول 55 سال (پس از استقلال سودان در 1956) برای امنیت ملی و اقتصاد سودان هزینه ساز بوده و موانع زیادی در راه توسعه و پیشرفت آن به وجود آورده است. دخالت غرب و رژیم صهیونیستی در امور داخلی سودان نقش کلیدی در جدایی منطقه جنوب از سودان داشته است.طرفین درگیر تحت شرایط و فشارهای محیطی مجبور به امضای قراردادی در نیواشا در کشور کنیا در سال 2005 شده و در نهایت در نهم ژوئیه2011 کشور جنوب سودان به وجود آمد و همگان از جمله خود سودانی‌ها گمان می‌کردند که مشکلات سودان و محیط منطقه ای دیگر به پایان می‌رسد ولی دوایر تصمیم ساز غربی و صهیونیستی بسته ای از توطئه های پنهان و آشکار برای آینده دو سودان و کل منطقه شرق وشاخ افریقا طراحی ودر حال اجرایی کردن هستند.

خارطوم از آغاز تشکیل و برپایی جمهوری جنوب سودان از خود نسبت به این کیان سیاسی جدید حسن نیت نشان داده و حتی البشیر رئیس جمهوری سودان سفارت کشورش را در جوبا شخصا گشایش کرده است و خارطوم انواع خدمات و تسهیلات وامتیازات را در اختیار جوبا قرار داده ولی رهبران سودان جنوبی پاسخ نیکی را بدی داده اند و طی یکسال اخیر مشلات سیاسی ،امنیتی واقتصادی برای خارطوم ایجاد نموده اند. جنوبیها با زیرپا نهادن تمام قراردادهای اقتصادی و نفتی معضلات مالی و اقتصادی برای خارطوم به وجود آوردند.

سه چهارم منابع نفتی سودان در منطقه جنوب واقع شده ولی خارطوم جهت صادرکردن این انرژی به خارج از طریق لوله گذاری به بندر ام درمان در سواحل دریای سرخ هزینه کلانی نموده اما دولت جدید جوبا با پرداخت تعرفه صدور نفت خود از خاک سودان شمالی مخالفت ورزیده وجهت محروم کردن خارطوم از این درآمدهای مالی تلاش کرده صدور نفت خود را از طریق خاک اریتره یا کنیا عملی سازند.

منازعه دو سودان برسر یکسری موضوعات و محورهای سیاسی ـ امنیتی ـ اقتصادی ـ اجتماعی ـ فرهنگی می باشد ولی اختلاف طرفین بر سر درآمدهای نفتی و مشکلات لاینحل مرزی به ویزه در منطقه ایبی، نیل آبی وکردوفان و مداخله جنوبیها در کانونهای بحرانزایی شمال از جمله جبال نوبه و دارفور از مهمترین چالشها و مشکلات ساسی دوکشور است.

رهبران سودان جنوبی تحت تاثیر سیاستهای آمریکا ، رژیم صهیونیستی و محافل بین المللی کلیسایی به اختلافات و تنشها با خارطوم دامن زده و قصد دارد با نظامی کردن رویکرد سیاست خارجی خود در قبال سودان شمالی،دولت البشیر را در خارطوم تضعیف و به سمت سقوط ان سوق دهد.

جنوبی ها با اشغال میادین نفتی منطقه هجلیج و ایجاد جنگها و تنشهای دامنه دار قصد دارند از طریق ورشکست کردن اقتصاد خارطوم دولت البشیر را سرنگون کنند.