مدت کوتاهی است که شورای صلح افغانستان با هدف ایجاد صلح و ثبات در این کشور و اقناع بخشی از طالبان میانه رو  براي پذيرش مسئوليت در بدنه دولت، فعالیت خود را به ریاست برهان‌الدین ربانی آغاز کرده است. این شورا كار خود را همزمان با انتقادهاي كرزي از ناتواني دول غربي براي برقراري امنيتي در افغانستان كار خود را آغاز كرد.

ضرورت تشكيل شورا بدليل بي‌نتيجه بودن جنگ و درگيري

با توجه به درگیری‌های 9 ساله بين سه طرف طالبان، دولت افغانستان و نیروهای خارجی این نتیجه حاصل شده که نوعی موازنه قوا بر روابط دو طرف حاکم است به گونه‌ای که پیروزی یکی بر دیگری دشوار است.

در چنین شرایطی است که غالباً طرف‌های درگیر به طور استراتژیک و یا تاکتیکی به مذاکره و مصالحه  تن می‌دهند.لذا به نظر می رسد که جرگه صلح افغانستان دقیقا به خاطر بی نتیجه بودن 9 سال جنگ و درگیری تشکیل شده و هر سه جناح از این روند استقبال کرده باشند.

خروج آبرومندانه آمريكا از افغانستان پس از ورود طالبان به قدرت

آمریکایی‌ها احساس می‌کنند که در باتلاق افغانستان به دام افتاده‌اند و تنها راه خروج آنها این است که بخشی از قدرت را به طالبان واگذار کنند تا زمینه برای خروج آبرومندانه آنها از افغانستان فراهم شود.

دولت افغانستان هم به این نتیجه رسیده که افغانستان روی آرامش نخواهد دید، مگر آنکه صلحی با طالبان صورت گیرد و طالبان درک کنند كه برای پیشرفت و تعالی افغانستان به سمت صلح حرکت کنند.

جریان طالبان تا الان توانسته در مقابل نیروی دولت و نیروهای خارجی حامی دولت خوب مقاومت کند به گونه‌ای که دولت و آمریکا را وادار به مذاکره كند اما این مسئله نباید منجر به غرور و یا تأکید بر ادامه نبرد شود.چون جایگاه مردمی آنها را تضعيف مي‌كند. در چنین فضایی مذاکرات میان سه طرف شروع شده و شورای صلح گام‌های اولیه خود را برداشته كه موفقيت آن بستگی به شرایطی دارد.

4 ديدگاه براي براي موفقيت شوراي صلح

ديدگاه اول: برخي معتقدند كه طرف‌های درگیر وضعیت موجود را درک و این واقعیات را بپذیرند که افغانستان راه حل نظامی ندارد و تنها با گفت‌وگو باید بحران را حل کرد.

ديدگاه دومخ: برخي بر اين عقيده اند كه تداوم و طولانی شدن جنگ بدون تردید به مشروعیت هر یک از جناح‌های درگیر خدشه وارد می‌کند چون این مردم افغانستان هستند که قریب 9 سال است تاوان حضور نظامیان خارجی و جنگ را می‌پردازند.

ديدگاه سوم: برخي كارشناسان نيز معتقدند كه باید در خواسته‌هاي سه طرف تعدیل، ملاطفت و انعطاف حاصل شود و طرفین از اصرار بی‌مورد بر روی مطالبات و خواسته‌های نامعقول خود پرهیز کنند. ديدگاه چهارم: برخي نيز تأكيد مي‌كنند كه حامیان منطقه‌ای و بین‌المللی طالبان هم تشویق و تحریک و حتی تنبیه شوند که طالبان را به سمت مذاکره با دولت سوق بدهند.

اگر همه این ديدگاهها به عنوان نکته‌های اصلی در برداشت‌ها و ادراکات مذاکره کنندگان و طرف‌های درگیر مورد توجه قرار گیرد، این امید وجود دارد که مذاکرات صلح بتواند گام مثبتی در روند تحولات افغانستان باشد.

طالبان افغان حاضر به مذاكره هستد

شايد اين سؤال پيش بيايد كه آيا طالبان تن به مذاكره مي‌دهند با خير؟ مي‌توان گفت كه طالبان افغان عمدتاً اهل مذاکره هستند و حاضرند برای التیام بخشیدن به رنجهایی که مردمشان متحمل شده‌اند به سمت مذاکره حرکت کنند اما طالبان خارجی و كساني در شورای کویته و یا میرانشاه و یا شبکه حقانی هستند، معمولاً سعی می‌کنند مانع از تحقق فرآیند صلح بشوند.

دلیل این امر آن است که نیروهایی که پشت این مسئله قرار دارند یعنی آی‌اس‌آی(سرویس امنیتی پاکستان) مانع از ورود طالبان افغان به سمت فرایند صلح می‌شوند و تحت تأثیر مکانیزم‌های مختلف آی‌اس‌آی ممکن است که طالبان افغان را تنبیه کنند. لذا به نظر می‌رسد اگر طالبان افغان از طالبان غیرافغان جدا بشوند،امکان تحقق فرآیند صلح بیشتر خواهد شود.

آمريكا هم موافق صلح با طالبان افغان است

دولت كرزي و طالبان صرف‌نظر از دیدگاه‌ها و اختلاف‌نظرها در یک نقطه با یکدیگر اشتراک نظر دارند و آن اینکه هر دو طرف هویت افغانی دارند. چالش موجود چیزی جز اختلاف سلیقه و دیدگاه و یا تضاد بر سر کسب سهمی از قدرت نیست.

در صورتی که طرفین عمیقاً این واقعیت را بپذیرند، سایر موارد قابل مصالحه است. لذا به نظر می‌ر‌سد که فاصله گرفتن کرزی از آمریکایی‌ها منطقی و عاقلانه است. آمریکایی‌ها در حال حاضر در وضعیت نامساعدی در افغانستان به سر می‌برند.

افکار عمومی افغانستان، آمریکا و حتی جهان بر این اعتقاد است که آمریکا در افغانستان در پی صلح نیست، بلکه درصدد تداوم جنگ است. از سوی دیگر واقعیت‌های صحنه نیز خود سند گویای دیگری است و آن اینکه از سال 2001 تاکنون آمریکایی‌ها پیشرفت چشمگیری در جنگ نداشتند.

لذا آنها هم در پی یافتن روزنه‌ای هستند تا بتوانند از طریق آن خروج آبرومندانه‌ای از افغانستان داشته باشند. به نظر می‌رسد که خود آمریکایی‌ها هم تمایل دارند که بین طالبان افغان و غیرافغان تفکیک قائل شوند.

آمریکا نیز به این واقعیت رسیده که باید با طالبان افغان گفت‌وگو کرد تا در قدرت سهیم شوند و در مقابل با طالبان غیرافغان- که شامل القاعده و جنبش ملی ازبکستان و جریانهای رادیکال دیگر هستند- مقابله کرد.

آینده فعالیتها و تحرکات شورای صلح

طرف‌های درگیر رد افغانستان همگي به این نتیجه رسيده‌اند که باید به طور استراتژیک و نه به صورت تاکتیکی وارد فرایند صلح شد لذا به نظر می‌رسد که ماهیت وجودی این شورا نیز بر پایه همین واقعیات شکل گرفته است.

به نظر می‌رسد که تحرکات اخیر برای پایان دادن به وضعیت افغانستان، اساسی‌ترین تلاش‌هایی باشد که از سوی دولت افغانستان در حال اجراست. هر چند که این مذاکرات هنوز در سطوح مقدماتی قرار دارد اما به نظر می‌رسد بسیاری از پارامترهای صلح اعم از آمادگی طالبان افغانی،فرسایشی شدن جنگ و از دست رفتن پایگاه مردمی دولت کرزی بیش از هر زمان دیگری ضرورت حصول به صلح را ایجاب می‌کند.

از سوی دیگر برخی ساز و کار شورای صلح را فراقانونی می‌دانند چرا که از قانون اساسی این کشور نشات نگرفته است.