تأخير در اعلام نتايج قطعي انتخابات رياست جمهوري در افغانستان و بحرانيتر شدن اوضاع سياسي در اين كشور باعث شده تا طالبان از اين فرصت استفاده كرده و حملات خود را به ساير نقاط اين كشور گسترش دهند. همچنين كشورهاي غربي نيز از اين فرصت استفاده كرده و با طرح مسئله دولت ائتلافي كرزي را كنترل كند و مسئله شكاف قدرت در اين كشور همچنان تداوم يابد.
براي تحليل وضعيت آينده اين كشور در سه سطح امنيتي، دولت ائتلافي و آينده حضور نيروهاي خارجي با ترديد اوباما بررسي كنيم.
الف: سطح امنيتي
براي بررسي اوضاع امنيتي و آينده اين كشور لازم است تا واكنشهاي طالبان به انتخابات رياست جمهوري را در 3 مقطع بررسي كنيم.
1- قبل از انتخابات
در اين دوره زماني طالبان تلاش داشتند به هر شكل ممكن از برگزاري انتخابات جلوگيري كنند و يا اگر هم انتخاباتي برگزار شود، مشاركت حداقلي باشد و انتخابات به نحو مطلوب برگزار نشود. در حال حاضر كه آمار ارائه شده نشان از مشاركت 30 تا 35 درصدي در اين انتخابات دارد، طالبان به اين نتيجه رسيدهاند كه عمليات آنها موفق بوده است.
2- انتخابات و تأخير در اعلام نتايج
بعد از انتخابات رياست جمهوري يك تأخير طولاني و حادثه غيرمعمولي در افغانستان حادث شد. اين تأخير باعث شد كه سوء ظنها در داخل افغانستان نسبت به نتيجه انتخابات تشديد شود، وقتي اين حادثه اتفاق افتاد، طالبان تلاش كردند با دامن زدن به نا امنيها از اين فرصت براي ضربه زدن به انتخابات افغانستان استفاده كنند.
3- بعد از انتخابات
طالبان قصد دارند با تشديد عمليات خود وانمود كنند كه چه انتخابات برگزار ميشد يا نمي شد، خط مشي آنها همچنان ضربه زدن و بيثبات كردن افغانستان خواهد بود. بنابراين آنچه در اين كشور بويژه بعد از انتخابات از سوي اين گروه مسلح اتفاق مي افتد، داراي اين پيام است كه حكومت كرزي بدليل مشاركت حداقلي و تشكيكهاي كه در ارتباط با صحت انتخابات وجود دارد، آسيب پذير است و در واقع با تشديد حملات تروريستي ميتوان آن را آسيبپذيرتر هم كرد.
ب: طرح دولت ائتلافي
آمريكا در راس كشورهاي غربي در حال مطرح كردن طرح دولت ائتلافي است و برخيها گمان ميكنند كه علت تأخير در اعلام قطعي نتايج انتخابات تلاش براي اجراي اين طرح و قانع كردن كانديداي رقيب كرزي است. اما واقعيت اين است كه كل تحولات سياسي در افغانستان از جمله برگزاري انتخابات رياست جمهوري بر اساس يك پروژه اتفاق ميافتد كه هدايت آن توسط آمريكاييها است. وقتي كه قرار است تحولات هم بر اساس اين پروژه رخ دهد، چينش نيرو هم بر اساس اين پروژه خواهد بود و زماني كه آقاي «عبدالله عبدالله» و «اشرف غني احمدزي» به عنوان كانديداي رياست جمهوري مطرح شدند، در حقيقت كاربرد اين دو نفر كاربردي تاكتيتكي بود نه استراتژيك. اين بدين معني است كه اصلاً قرار نبوده آمريكاييها اشرف غني احمد زي و يا دكتر عبدالله را به سمت رياست جمهوري برگزينند و يا آنها را در كرسي رياست جمهوري قرار بدهند بلكه از طريق اين 2 نفر بخصوص دكتر عبدالله سعي دارند كه رفتار كرزي در مرحله بعد از انتخابات را تعديل كنند. بنابراين ترديدي وجود ندارد كه هدف اصلي رايزنيها براي دولت ائتلافي چينش قدرت و مديريت تحولات براي شرايط پس از انتخابات است و نقش آقاي اشرف غني و عبدالله عبدالله و اين فرايندها، تعديل رفتار كرزي است.
ج: ترديد اوباما در اعزام نيرو و آينده ناتو
با توجه به تغيير تاكتيك آمريكا و ناتو در حمله به طالبان از نبردهای رو در رو به بمبارانهای کور و مخالفت كنگره آمريكا، به نظر مي رسد اوباما در اعزام نيروي بيشتر به اين كشور دچار ترديد شده آينده حضور نيروهاي خارجي در اين كشور و وضعيت آنها همچنان در سرگرداني است. اما در تحليل اين مسئله بايد گفت كه چند حادثه اتفاق افتاده و مممن است تداوم پيدا كند. اول اينكه جمهوريخواهان در آمريكا به شدت با طرح strategy AFPAK باراك اواما مخالف هستند و شاهد اين مدعا نيز مخالفت با طرح افزايش نيروهاي آمريكايي در افغانستان حداقل به تعداد بيش از 90 هزار نفر است. بنابراين اولين مشكل مخالفت جمهوريخواهان است كه با توجه به مشكلات اوباما در حوزه بهداشت و درمان فشار اين حزب بر وي افزايش پيدا كرده و اين احتمال وجود دارد كه بر رفتار اوباما براي افزيش نيرو در افغانستان تاثير منفي بگذارد. نكته ديگر اينكه طالبان در عرصه افغانستان جديتر عمل ميكنند، هم كميت و هم كيفيت عمليات آنها گسترده شده و نتيجه آن افزايش تلفات نيروهاي غربي از جمله آمريكاييها و انگليسيها است. از اين منظر از ناحيه افكار عمومي نيز فشارهاي شديدي بر اوباما وارد است كه افزايش نيرو در افغانستان به معني افزايش تلفات نيروهاي آمريكايي است. علاوه بر اين به نظر ميرسد كه افزايش نيروهاي آمريكايي در افغانستان باعث شود كه نيروهاي ضد جنگ يا طرفدار صلح در گوشه و كنار جهان را كه امروز به صورت NGO ها فعاليت ميكنند، برانگيخته شوند و تصوير كنند كه برخلاف تصور اوباما كه قصد داشت وجهه آمريكا را در جهان ترميم كند، تداوم سياستهاي جرج بوش از سوي وي به اين معني خواهد بود كه كماكان وي به سياست بوش ادامه ميدهد و بر اساس تفصيلي كه خودش از سياست خارجي بوش داشت، باعث تخريب بيشتر چهره آمريكا خواهد شد.
مجموعه اين عوامل باعث ترديدهايي در اعزام گسترده نيروهاي آمريكايي به افغانستان خواهد شد و در واقع اگر طرح اوباما اجرا نشود، اولين جرقه براي ناكام ماندن استراتژي كلي اوباما در حوزه افغانستان و پاكستان خواهد بود.
درحاليكه دولت پاكستان از نبرد همه جانبه در شمال غرب اين كشور سخن ميگويد و درحاليكه افغانستان درگير انتخابات رياست جمهوري است، شهروندان دو كشور زیر دست شبه نظاميان مسلح قرباني مي شوند.
شمال پاکستان همچنان ناامن است و این یعنی از آرامش در جنوب افغانستان هم خبری نخواهد بود، پاکستان هنوز در آتش ناآرامی میسوزد مناطق هم مرز با افغانستان بیش از سایر مناطق نیروهای پاکستان را درگیر خود کرده اند. در این میانه منطقه خیبر بیش از سایر مناطق درگیر مناقشههای میان شبه نظامیان و نیروهای ارتش است. از طرفي ديگر افزايش بمبهای كنار جادهای، درگیریهای رودرور و عملیاتهای انتحاری در افغانستان شهروندان زيادي را قرباني كرده است. در افغانستان مشت نمونه خروار است، در روزهایی که حامد کرزی داعیه دار پیروزی در انتخابات است و البته آرای شمارش شده هم دال بر پیروزی او در دور نخست است؛ طالبان به راحتی در حال بازپس گیری قدرتی هستند که هشت سال پیش از آنها گرفته شد . آن هم در روزهایی که ایالات متحده و متحدانش در افغانستان با چالش های جدی روبه رو هستند. تعللهای دولت کرزی در اعلام نتیجه نهایی انتخابات اندک اندک کاسه صبر باراک اوباما و دیگر رهبران غربی را لبریز میکند. اتفاقی که به هیچ وجه برای دولت نه چندان مقتدر کرزی مثبت نخواهد بود. افغانستان از نخستین روزهای حضور اوباما در قدرت تبدیل به اولویت نخست باراک اوباما شده بود اما وي اكنون در اعزام نیروهای بیشتر به افغانستان مردد است.
طي روزهاي اخير موجی از ناآرامی ها و حملات سراسر افغانستان را در آغوش گرفت، این بار تنها جنوب یا مرکز این کشور پهناور نبود که خشونت را تجربه کرد، شمال و غرب افغانستان هم این بار شاهد کشته شدن شهروندان بیگناه و البته نیروهای امنیتی بود. بر خلاف ادعاهای ناتو و نیروهای آمریکایی، افغانستان اینروزها خشن ترین روزهای خود را ظرف هشت سال گذشته تجربه میکند. روزهایی که دیگر تعدد آنها آمریکاییها را هم به ستوه آورده است.
در بدترین این حوادث در استان اورزگان در جنوب افغانستان دو خودرو حامل مسافر منفجر شدند که بر اثر این انفجار 14 شهروند غیرنظامی جان خود را از دست دادند . در استان قندوز در شمال هم شبه نظامیان با حمله به یک مقر پلیس هفت نیروی امنیتی را به کشتن داده و پس از تبادل آتش که چند ساعت به طول کشید ، دو مامور پلیس را هم گروگان گرفتند . در استان قندهار هم یک بمب جاده ای شش شهروند غیر نظامی را به کشتن داد.
از طرفي ديگر دولتهاي غربي با طرح تغلب گسترده در انتخابات اين كشور تلاش گستردهای را برای تشکیل دولت ائتلافی در افغانستان آغاز کردهاند. بسیاری از تحلیلگران تقسیم قدرت میان عبدالله و کرزی را بهترین راه حل برای خروج افغانستان از بن بست سیاسی می دانند كه در اين طرح كرزي رئيس جمهور، عبدالله عبدالله معاون اول وي و احمدزي احمدزي به عنوان نخست وزير مطظرح شده است. در همین راستا کارل ایکنبری سفیر آمریکا در کابل در دیداری نه چندان دوستانه با حامد کرزی با او در این خصوص گفتگو کرده است . ایکنبری از رییس جمهور افغانستان خواسته تا پیش از شمارش کلیه آراء و تایید آنها، از اعلام پیروزی خودداری کند. اين درحالي است كه حامد کرزی و عبدالله عبدالله اندک علاقهای به کنار نهادن خصومت ها ندارند.
در طرف ديگر و در شمال غرب پاكستان نيز كه جنگ تمام عيار از چندماه قبل عليه شبه نظاميان آغاز شده است، وقوع یک انفجار مهیب در منطقه خیبر و در شرایطی که نیروهای امنیتی در تلاش شبانه روزی برای تامین امنیت این منطقه هستند، به کشته شدن 2 سرباز ارتش انجامید. در دیگر درگیریها در این منطقه نیز 22 شبه نظامی دیگر جان خود را از دست دادند. در دره سوات هم شبه نظامیان همچنان با توسل به عملیاتهای انتحاری سعی در ناامن کردن منطقه دارند. این در حالی است که دولت پاکستان گمان میکرد دستگیری پنج عضو طالبان در این دره می تواند بخش از آرامش را تامین کند. منطقه خیبر از نخستین روز ماه سپتامبر تاکنون میزبان دور جدیدی از حملات ارتش است. سخنگوي ارتش در این منطقه ادعا می کند که بیش از 150 شبه نظامی جان خود را در این فاصله زمانی از دست داده اند اما پس از دستگيري برخي عوال طالبان، حملات انتحاري عليه نيروهاي امنيتي با قوت بيشتري ادامه دارد.
امروزه وضعيت امنيتي در شمال پاكستان و خشونتها در جنوب افغانستان به گونهاي است كه مردم و شهروندان بيگناه قرباني اين جنايات هستند و نيروهاي طالبان نيز با افزايش حملات انتحاري خود آرامش را از زندگي مردم ربوده اند.
