نخست وزير رژيم صهيونيستي درحالي نشست سران شش كشور اروپايي در سرزمينهاي اشغالي را برگزار كرد كه دستانش به خون كودكان و زنان و سالخوردگان بيگناه غزه آغشته است و در واقع براي سرپوش گذاشتن بر جنايت خود در غزه و شكست در برابر نيروهاي مقاومت و ترميم چهره اين رژيم در سراسر جهان اين نشست را برگزار كرد.
پس از برگزاري اجلاس شرم الشيخ در مصر، سران شش كشور اروپايي درحالي راهي قدس اشغالي شدند كه موج ضد صهيونيستي در اروپا روز به روز در حال گسترش است و سازمانها و مدافعان حقوق بشر در اين كشورها اعلام كردهاند كه تا محاكمه سران رژيم صهيونيستي دست از اين تظاهرات نخواهند كشيد و در قبال كشتار تك تك شهورندان مظلوم غزه در محاكم قضايي براي سران اسرائيلي تشكيل پرونده خواهند داد.
سران شش كشور اروپايي درحالي در ضيافت شام اولمرت حضور يافتند كه دستان اين رژيم به خون صدها كودك و زن فلسطيني در غزه آغتشه شده و تاكنون يك هزار و 300 نفر شهيد شدند كه در بين آنها 417كودك، 108 زن، 120سالخورده، 14امدادرسان و چهار خبرنگار و نيز پنج تبعه خارجي به چشم ميخورد. شمار مجروحان اين حملات ددمنشانه نيز به 5هزار و 320 نفر رسيده كه بدليل كمبود دارو و امكانات بهداشتي و درماني امكان افزايش شهدا و تلفات انساني وجود دارد.
اين تحركات شوم سياسي در واقع براي نجات دادن سران صهيونيست از گرداب پيامدهاي شكست از نيروهاي مقاومت فلسطين و محاكمه سران اين رژيم به خاطر جنايات جنگي در غزه صورت ميگيرد اين در حالي است كه چهره اين رژيم بيش از بيش در عرصه جهان منفور شده و مردم سران جهان با برگزاري تظاهرات و آتش زدن پرچمهاي آمريكا و اسرائيل و پرتاب كفش به سمت سفارتخانههاي اين رژيم در كشورهاي مختلف همچنان خشم و انزجار خود را به جنايتهاي رژيم صهيونيستي در غزه اعلام ميكنند.
در اين ضيافت "نيكولا ساركوزي" رئيس جمهور فرانسه، "آنگلا مركل" ضد اعظم آلمان،"گوردون براون" نخست وزير انگليس، "خوزه لوئيس زاپاترو" نخست وزير اسپانيا، "سيلويو برلسكوني" نخست وزير ايتاليا و نيز"ميريك توبولانيك" نخست وزير چك كه رياست دورهاي اتحاديه اروپايي را بر عهده دارد، حضور داشتند.
روز گذشته نيز تفريحگاه شرم الشيخ يروز شاهد برگزاري يك نشست سياسي بود. در اين نشست علاه بر شش كشور اروپايي، شاه اردن، "محمود عباس" رئيس تشكيلات خودگردان فلسطين، "عبدالله گل" رئيس جمهور تركيه، "بان كيمون" دبيركل سازمان ملل، "عمروموسي" دبيركل اتحاديه عرب حضور داشتند.
اين نخستين اجلاس سياسي پس از آتشبس يكجانبه رژيم صهيونيستي، در تفرجگاه «شرم الشيخ» مصر به شمار مي رود. در اين اجلاس كه به دعوت «حسني مبارك»، رئيس جمهور مصر برگزار شد، ضمن حمايت از محمود عباس رئيس تشكيلات خودگردان فلسطين كه دوره رياست وي به پايان رسيده است از وي به عنوان نماد صلح ياد كردند. در اين نشست از طرف گروههاي فلسطيني كه طرف اصلي درگيريهاي غزه بودند، هيچ نمايندهاي حضور نداشت.
"فوزي برهوم" سخنگوي جنبش مقاومت اسلامي فلسطين(حماس) برگزاري اين نشست را كم اهميت خواند و گفت : اجلاس شرم الشيخ نشستي نمايشي و بيارزش است . برهوم همچين از حضور عباس در اين اجلاس انتقاد كرد و شركت وي را در اين اجلاس توطئهاي بزرگ براي هدف قرار دادن حماس در نوار غزه دانست.وي با تاكيد بر اينكه عباس اوامر آمريكا را اجرا ميكند، گفت: عباس در توطئه مشترك براي هدف قرار دادن نيروهاي مقاومت فلسطيني شركت دارد كه از يك سال و نيم پيش در كرانه باختري رود اردن به مورد اجرا در مي آيد.
در نسشت ديروز شرم الشيخ نمايندهاي از آمريكا حضور نداشت . تحليلگران سياسي بر اين باورند كه تيرگي روابط مصر با آمريكا به دليل ناديده گرفتن قاهره در توافقنامه امنيتي تلآويو _ واشنگتن درباره كنترل مرزي نوار غزه است. وزير امور خارجه رژيم صهيونيستي در سفر اخير خود به واشنگتن تفاهمنامهاي را با همتاي آمريكايياش به امضا رساند كه براساس آن از قاچاق به اصطلاح سلاح به غزه جلوگيري كنند. اين توافقنامه در راستاي تعهد دائم آمريكا به امنيت و حفظ و تقويت توانمندي رژيم صهيونيستي صورت ميگيرد. شركت كنندگان در اين نشست كه به رياست مشترك مبارك و ساركوزي برگزار شد، ضمن تكرار حرفهاي گذشته درباره آنچه تقويت مقدمات صلح درباره نوار غزه و نيز تشكيل يك جبهه واحد براي تحكيم صلحي پايدار در منطقه ناميده شد، تاكيد كردند. در اين نشست به جاي محكوميت رژيم صهيونيستي در به شهادت رساندن كودكان و زنان و سالخورگان، اقدامات اين رژيم صهيونيستي در حق ملت فلسطين دفاع از خود قلمداد شده و همه اين كشورها بر امنيت رژيم صهيونيستي تاكيد كردند.
ساكوزي و براون ، مركل و برلسكوني در كنفرانس خبري در شرمالشيخ گفتند كه به اسرائيل ميروند تا بار ديگر بر امنيت اسرائيل تاكيد كنند.سران كشورهاي اروپايي همچنين بدون اشاره به حمايتهاي آمريكا از رژيم صهيونيستي و ارسال تجهيزات نظامي به اين رژيم خواستار جلوگيري از ارسال سلاح از گذرگاه رفح به نيروهاي مبارز فلسطيني شدند.
اين گونه تحركات سياسي درحالي صورت ميگيرد كه نيروهاي مقاوت فلسطين بار ديگر در جنگ 22 روزه تمام عيار رژيم صهيونيستي عليه غزه، بار ديگر با تكرار نتايج جنگ 33 روزه، شكست سنگيني بر پيكره رژيم صهيونيستي وارد كردند و به جهانيان ثابت كردند كه ارتش تا بن دندان مسلح اين رژيم در برابر مقاومت فلسطين شكست خورد.
جنگ 22 روزه غزه در حالي منجر به پيروزي حماس شد كه با راه اندازي موج ضد اسرائيلي در نقاط مختلف دنيا، از يكطرف سردمداران اروپايي و صهيونيستي را رسوا كرد و از طرف ديگر پرچم پر افتخار حماس و مقاومت را در دنيا بر افراشت.

حمله رژيم غاصب صهيونيستي به مردم مظلوم غزه در شرايطي صورت گرفت كه اين شهر يكسال و نيم است كه در محاصره كامل اين رژيم به سر مي برد و شرايط زندگي براي مسلمانان در نوار غزه دشوار شده است.
حملات ددمنشانه جنگندههاي اف 16 صهيونيستها كه تاكنون 420 شهيد و ۲۱۸۰ زخمي برجاي گذاشته است و اكثر آنها كودكان و زنان فلسطيني ميباشند، درحالي صورت گرفت كه سران كشورهاي مصر، عربستان سعودي، اردن، امارات متحده عربي و كويت يك روز قبل از اين حمله با عبور از كانالهاي امنيتي رژيم صهيونيستي و هماهنگي كامل با مقامات رژيم صهيونيستي به رام الله رفته و در جلسهاي محرمانه با محمد عباس رئيس تشكيلات خودگردان فلسطين جنبههاي صلح اعراب با رژيم صهيونيستي را بررسي كردند.
برخي منابع رسانهاي و كارشناسان نيز بر اين عقيدهاند كه در اين نشست محرمانه چراغ سبز سران برخي كشورهاي عربي به رژيم صهيونيستي براي حمله به مردم بي دفاع غزه داده شد و همين امر عامل حمله وحشيانه جنگندهاي اين رژيم به اين شهر است.
به نظر ميرسد كه از سران عرب از پشت به مردم غزه خنجر زدند. به رغم اينكه رژيم صهيونيستي حمله وحشيانه به غزه را دقيق به سران اين كشورها و آمريكا اعلام كرده بود، با سكوت و دادن اخبار غلط به مردم بيدفاع غزه موجبات تلفات زياد آنها را فراهم كردند. مصريها در شبكههاي تلويزيوني محلي خود گفته بودند اسرائيل قصد حمله ندارد و اگر هم داشته باشد روزهاي شنبه حمله نميكند.
مردم بي دفاع غزه نيز گفتهاند كه مصريها شايعه كرده بودند ما نميگذاريم تجاوزي عليه غزه صورت گيرد و آنها روز شنبه چون روز مقدسشان است، حمله نميكنند. اين درحالي است كه روز عيد كريسمس صهيونيستها در غزع تبديل به عزا شد، گويي محرم زودتر از هر كشوري امسال در غزه شروع شد.
نكته اساسي اينجاست كه اگر سازشكاران شريك در جنايات صهيونيستها اطلاعات خود را در اختيار مردم غزه قرار ميدادند . از ارائه كدهاي اشتباه به مردم مظلوم غزه خودداري ميكردند، مردم خود را براي دفاع در مقابل اين تجاوز ددمنشانه آماده ميكردند.
اكنون همان سران دولتها و سازمانهاي عربي با تشكيل اجلاسها و ارسال پيامها ميخواهند از حاصل خون شهداي غزه در پيشبرد اهداف شيطاني خود يعني تحقق شروط صهيونيستها و بوش بهره برداري كنند و مقاومت را وادار به تسليم و خضوع نمايند دريغ از اينكه نميدانند اين هدف خيالي باطل بيش نيست.
مقاومت اسلامي فلسطين با اينكه اهل تسنن هستند اما به امام حسين(ع) فرزند رسول الله اقتدا كردهاند و با شهادت خود محرم امسال را به نابودي رژيم صهيونيستي و شكست سازشكاران عرب تبديل خواهند كرد.
همسايگان جنوبي ايران و كشورهاي عربي منطقه در سال های اخیر برای نشان دادن حضور خود در دو منطقه استراتژيك خليج فارس و خاورمیانه در اين توهم به سر بردهاند كه با درآمدهای سرشار نفتی میتوانند به اهداف رؤيايي خود دست يابند. هرچند نميتوان تأثير پول نفت را در گردهم آوردن گروههاي معارض در برخی کشورها بر سر میز مذاکره كتمان كرد اما بي ترديد نميتوان بدون در نظر داشت ریشه ها و زمینه های یک تضاد، مسئلهاي را حل كرد.
نگاه كشورهاي عربي به مسئله فلسطين بويژه غزه در طول سالهاي اخير، نگاه مغرضانه آنها به پرونده هستهاي ايران، مسئله جزاير سه گانه ايراني، نام خليج فارس، طرح اتهام به ايران در منطقه بويژه در لبنان و عراق از جمله رفتارهاي كشورهاي عرب جنوبي خليج فارس به ايران بوده است كه تاكنون نه تنها ثمري در بر نداشته بلكه نتيجه معكوس داشته است. هر چه اين كشورها به سمت پيروري كوركورانه از سياستهاي آمريكا و حمايت از رژيم صهيونيستي در منطقه حركت كردهاند، مشكلات آنها نيز افزايش يافته و روز به روز قدرت و تأثيرگذاري آنها در منطقه كمتر ميشود.
یادمان نرود که امام راحلمان در زمان حمله رژيم صهيونيستي به جنوب لبنان در سال 1361 شمسی در مورد این اعراب گفته بودند که: « اعراب کر، لال و کور هستند و مصائب مسلمین را نه می بینند و نه می شنوند.» امروز هم مساله همان است. رژيم صهيونيستي به طريق وحشيانه غزه را در اشغال و محاصره نگه ميدارد و اعراب به دنبال پاک کردن صورت مساله هستند تا حل مساله. آنها پس از محاصره غزه در فكر صلح اعراب با رژيم صهيونيستي هستند كه دعوت پادشاه عربستان از رئيس اين رژيم در كنفرانس اديان و دست دادن شيخ طنطاوي رئيس دانشگاه الازهر با وي نمونه بارز آن است كه خشم ملتهاي عرب را نيز برانگيخت. امروزه شاهد هستيم كه هرچه جهان عرب به سمت اين اهداف حركت ميكند و هرچه بر اينگونه سياستها تأكيد ميكند، ملتهاي عرب آگاهتر مي شوند و و به سادگي از اين مسائل نميگذرند. اقدام منتظر الزيدي خبرنگار شبكه تلويزيوني البغداديه در پرتاب لنگه كفشهاي خود كه به سمت رئيس جمهوري آمريكا نمونه بارز اين اين آگاهيهاست و ثابت كرد كه به رغم تصورات واهي كشورهاي غربي در اعمال قدرت در كشورهاي اسلامي ملت عرب هنوز با حكومتهاي خود همراه نشده اند و اين خواب تعبير نخواهد شد.
اين روزها شاهد اظهار نظرهاي مختلف مقامات جهان عرب درباره ايران هستيم. وزراي خارجه عمان، كويت، بحرين، شيخ "خليفه بن زايد آل نهيان" رئيس امارات عربي متحده و همچنين عبدالرحمن العطيه دبيركل شوراي همكاري خليج فارس در سخناني تأكيد كردهاند كه ايران كشوري مهم و تأثيرگذار در منطقه است و نميتوان بدون ايران به يك امنيت پايدار و خرد جمعي رسيد. اين درحالي است كه عمرو موسی، رئیس اتحادیه عرب در سخناني اعلامکرد که کشورهای عرب و ایران باید سر میز مذاکره بنشینند تا تلاش کنند مناقشات منطقهای از جمله مسئله هسته ای ایران را حل کنند.
ظاهراً مقامات و شيوخ عرب فراموش كردهاند كه گزارشهای رسمی 14 گانه آژانس بینالمللی انرژي اتمي نشان داد كه ایران هيچ خطايي در این راستا ندارد و برنامه هستهاي ايران كاملاً صلح آميز و بدور از هرگونه اقدام نظامي است بنابراين مسئله هستهای ایران یک مسئله خود ساخته آمریکایی است و مسئلهای نیست که واقعیت وجودی داشته باشد. ایالات متحده آمریکا تصمیم گرفت تا موضوع هستهای ایران را به بحران تبديل کند و در اين راستا مقامات اين كشور و برخي ديگر از دول غرب با سفر خود به منطقه بارها سعي كرده اند كه شيوخ عرب را قانع كنند كه ايران به دنبال سلاح اتمي است و منطقه را تهديد ميكند. و برخي سران كشورهاي عربي نيز از اين فرصت استفاده كرده و براي اينكه خود را مطرح كنند عليه ايران موضع گيري كرده و يا اينكه عنوان ميكنند ايران بايد با جهان عرب به مذاكره بنشيند و برنامه هستهاي خود را شفاف اعلام كند. غافل از اينكه بازرسان آژانس بين المللي انرژي اتمي علاوه بر اينكه دائما از تأسيسات هستهاي ايران بازديد ميكنند و دوربينهاي آنها در بسياري از پايگاههاي اتمي ايران نصب شده است و آژانس نيز از اين همكاري ايران بارها تشكر كرده است. جاي بسي سئوال است كه جهان عرب و سردمداران آن به كدام سمت در حركتند.
اتحاديه عرب در دوره رياست عمرو موسی علیه ایران به سازمان ملل متحد، در رابطه با مسئله جزایر تنب و ابوموسی و ادعاهای غیر قانونی و بی ارزش امارات متحده عربی شكايت كرده است. اما در مدت اخير شاهد نوعي تجديد نظر برخي سران كشورهاي عربي در روابط خود با ايران هستيم. كه بارزترين آنها حضور رئيس جمهور كشورمان در اجلاس شوراي همكاري خليج فارس در دوحه، سفر مقامات و سران كشورهاي عرب منطقه به ايران، امضاي توافقنامههاي تجاري و امنيتي دوجانبه، سفر بي سابقه دبيركل شوراي همكاري خليج فارس به ايران و پيگيري پيشنهادات رئيس جمهوري كشورمان در اين شورا ميباشد.
سابقه روابط جمهوري اسلامي ايران با كشورهاي عربي بسيار درخشان و ديپلماسي ايران در اين سالها نيز در حمايت از جهان عرب در نظام بين الملل فعال بوده است. اين درحالي است كه سران عرب منطقه با تبعيت كوركورانه از غرب و بويژه آمريكا اعلام كردهاند كه نگران افزایش نفود ایران در منطقه هستند درحاليكه در عالم سیاست ما با واقعیت های تلخ و شیرین سر و کار داریم، نه تخیلات و افسانه ها و شعار پردازی ها.
حال وقت آن رسيده همانطوريكه شوراي روابط خارجي آمريكا نيز در گزارش امسال خود اذعان كرد ايران يك قدرت منطقهاي است و بايد آن را باور كنيم، سران جهان عرب و حكومتهاي پادشاهي آنها نيز با پذيرش قدرت منطقهاي ايران به فكر همكاري با اين كشور و تقويت روابط خود باشند و در چارچوب روابط خود با جمهوري اسلامي ايران تجديد نظر كنند.
اتخاذ سياست واحد در قبال مسئله فلسطين، روي آوردن به امنيت دستهجمعي در منطقه بدون حضور نيروهاي خارجي، تأكيد بر همكاريهاي مشترك اقتصادي، امضاي پيمانها و توافقنامههاي چندجانبه ميتواند راهگشاي اين امر باشد.
