|
|
|
چشمان جهانيان امروز همزمان با سالروز ولادت موليالوحدين اميرالمؤمنين(ع) نظارهگر صحنههاي غرورآفريني بود كه نشان از تكرار پيروزي براي حزب الله و شاگردان مكتب علوي در لبنان بود. |
|
بدون ترديد آزادي اسيران لبناني و تحويل پيكرهاي 8 شهيد مقاومت، تكرار پيروزيهاي مقاومت و جشن دوباره ملت لبنان است. |
طبل جنگ فرقه اي در پاكستان نواخته شد
هنوز صداي انفجارهاي انتخابات رياست جمهوري پاكستان در گوش هزاران پاكستاني شنيده مي شود و آمار كشته ها و زخمي هاي لرزه برتن پاكستاني ها مي اندازد.
مدتي است حوادث اخير پاكستان در صدر اخبار رسانه ها و مطبوعات دنيا قرار گرفته و ظاهراً برخي از آن مطبوعات با دامن زدند به اختلافات افغانستان و پاكستان درصددند جنگي را در منطقه ميان اين دوكشور راه اندازي كنند كه جرقه آن هم انفجار بمب در مقابل سفارت هندوستان در افغانستان بود كه منجر به كشته و زخمي شدن بيش از 150 نفر شد.
شايد در ذهن برخي ها اين سئوال پيش بيايد كه اين انفجار چه ارتباطي به پاكستان دارد؟ بي ترديد برخي از رسانه هاي غربي از اينكه پاكستان را مقصر اصلي اين انفجار جلوه دهند و سرويس هاي اطلاعاتي پاكستان را در اين مسئله دخيل كنند ، سود مي برند و اين امر باعث شد تا اختلافات دوكشور در موردمسائل مختلف دوچندان شود.
از يكطرف با قدرت گيري طالبان در افغانستان و نفوذ در برخي دستگاه هاي دولتي سهم خود را از قدرت سياسي در افغانستان افزايش دادند و از طرف ديگر سرويس هاي اطلاعاتي پاكستان با حمايت از طالبان محلي و اجازه اسكان انها در منطقه شيعه نشين پاراچنار ، حوادثي را ايجاد كرده اند كه وانمود كنند دولت كرزي با حمايت از اين طالبان درصدد ايجاد جنگ فرقه اي در پاكستان است.
جاي تعجبي نيست كه چند روز قبل"الطاف حسين" رهبر جنبش ملي متحد پاكستان كه در لندن بسر مي برد ، با صدور بيانيه اي به دولت پاكستان آغاز جنگ فرقه اي در كراچي را هشدار داد و از دولت خواست تا مانع ورود بي حد و مرز نيروهاي طالبان محلي به شهر كراچي شود. نكته مهم اينكه سه روز پس از اين بيانيه 7 انفجار مهيب در شهركراچي رخ داد كه منجر به كشته و زخمي شدن 55 نفر از غيرنظاميان اين شهر شد.
علي حسيني فرزند عارف حسيني رهبر شيعيان پاكستان نيز طي يك نشست مطبوعاتي با اعلام اينكه حوادث اخير نتيجه دخالت هاي آمريكا و اسرائيل در خاك پاكستان مي باشد، اين گونه اختلافات در شهرهاي مسلمان منشين پاكستان را محكوم كرد و خواستار وحدت ميان سني و شيعه در پاكستان شد.
منطقه مظلوم پاراچنار از حدود يك سال پيش توسط نيروهاي تروريست و طالب مسدود شده است و حتي مردم اين منطقه از نبود موادغذايي و امكانات بهداشتي و درماني در زنج و عذاب هستند و دولت پاكستان نيز هيچ اقدامي در اين رابطه انجام نمي دهد.
شيعيان پاكستان بنابه تصميم سازمان دانشجويان اماميه اين كشور قصد دارند در سالروز ترور علامه عارف حسيني رهبر شيعيان پاكستان در روز 13 مردادماه در اسلام آباد تظاهرات كنند و اعتراض خود را به دولت در برخورد با مناطق شيعه نشين اين كشور برسانند.
يادآور مي شود از سال گذشته تاكنون 200 نفر از مردم عادي، استايد دانشگاه و تعدادي از پزشكان درمنطقه شيعه نشين پاراچنار قرباني نقشه هاي شوم طالبان شده اند و دولت پاكستان نيز هيچگونه اقدامي انجام نداده است.
همانگونه كه در مطالب فوق ذكر شد، با ادامه چنين روندي و با گسترش افراطيگري گروهي از نيروهاي طالب محلي در پاكستان، اين كشور ناخواسته وارد جنگي فرقه اي خواهد شد كه دامنه آن تمامي منطقه را فراخواهد گرفت كه دولت پاكستان نمي تواند با بيتفاوتي از كنار اين حوادث عبور كند.
برخي از مقامات ايران معتقدند كه اين دفتر نيز حيلهاي ديگر براي انجام فعاليت هاي جاسوسي است برخي ديگر تقويت روابط با ايران را حربه تبليغاتي جمهوريخواهان آمريكا دانستند و برخي نيز اين پيشنهاد را مغاير رفتار آمريكا در قبال پرونده هستهاي كشورمان ارزيابي كردند.
براستي پشت پرده اين سناريوي آمريكايي چيست؟
واقعيت قضيه اين است كه از سوي وزارت امورخارجه آمريكا به صراحت اعلام شد كه "ما قصد داريم با ملت ايران راحتتر رابطه برقرار كنيم و شرايط لازم را براي ورود بيشتر ايرانيان به آمريكا فراهم كنيم . دوست نداريم ايراني ها براي گرفتن گرين كارت ، ويزا و جواز ورود به آمريكا به دبي مراجعت كنند. ما با ايجاد اين دفتر مي توانيم مستقيما با ملت ايران در تعامل باشيم. "
بسياري از كارشناسان معتقدند كه اين رفتار آمريكا نه تنها با برخورد اين كشور در زمينه هسته اي با ايران مغاير است بلكه هيچگونه دستاوردي براي ايران به دنبال نخواهد داشت. به قول يكي از اساتيدم كه سالها در آمريكا تحصيل و تدريس كرده و شاگرد روزنا از تئوريسين هاي ليبراليسم در روابط بين الملل بوده ، آمريكايي ها با اين كار بهغير از مسائل جاسوسي كاري ديگر نميتوانند انجام دهند. چرا كه به هيچ عنوان با نظام و دولت ايران كنار نمي آيند و نظام ايران دقيقا با اساس سلطه طلبي ، ثروت طلبي و جاهطلبي مخالف است كه در جامعه آمريكا اصل محسوب مي شود.
دفتر حافظ منافع آمريكا در تهران مي تواند روزانه با تزريق دلار به سفارتخانه هاي دولت هاي ضعيف و فقير به كليدي ترين اطلاعات نيز حتي دست پيدا كند بنابراين سود اين ماجرا بيش از آنكه نصيب ايران شود ، به سرويس هاي اطلاعاتي و جاسوسي آمريكا مي رسد.
جاي بسي سئوال است آمريكايي كه در سه دور مذاكرات عراق با ايران نتوانست گامي در جهت نزديك شدن به ايران بردارد ، و در عين برخورد شفاف ايران اعلاميه هاي هفتگي عليه ايران در ميان شهروندان عراقي پخش مي كرد ، در مجامع بين المللي ايران را به دخالت در لبنان و عراق متهم مي كرد ، چگونه مي تواند در ايران دفتر حافظ منافع ايجاد كند؟ آيا افكار عمومي ايران با برخوردهاي يكجانبه آمريكا اين پيشنهاد را خواهد پذيرفت؟
پاسخ به ايران سئوال را بر عهده شما مخاطبان عزير خواهم گذاشت.
اظهارات وزير خارجه عراق در مورد امضاي توافقنامه امنيتي عراق با آمريكا تا قبل از ماه ژوئيه به امضا خواهد رسيد و اين خبر طي صدور بيانيه اي از سوي زيباري در اختيار مطبوعات قرار گرفت اين درحالي است كه نوري المالكي نخست وزيرعراق در سفري به اردن در ميان خبرنگاران و شهروندان عراقي رسما به بن بست رسيدن مذاكرات طرفين درمورد پيش نويس اين توافقنامه را اعلام كرد.
با اندكي تامل در شرايط داخلي جامعه امريكا در آستانه انخابات رياست جمهوري ، مي توان درك كرد كه بر اساس وضعيت قانوني كه كنگره آمريكا طبق قطعنامه 1790 به وجود آورد، حضور نيروهاي آمريكايي تا پايان سال 2008 تمديد شد و دو سناريو در اين زمينه متصور مي شود. يا اينكه نيروهاي اشغالگر كاملاً از عراق خارج شوند و يا يك وضعيت جديدي بر اساس توافقي ميان طرفين ايجاد شود.
نكته مهم اين است كه عراقي ها نگراني هايي درمورد مسائل امنيت مطرح مي كنند چرا كه درهر صورت تروريسم در عراق ريشهكن نشده و نيروهاي سه گانه نظامي نيز تكميل نشدهاند. دولت عراق در زمينه نيروي زميني عمدتاً نيروهاي دژباني را تكميل كرده و وضعيت نيروي دريايي و هوايي نيز در حد صفر است اما تروريسم در عراق منشاء داخلي و خارجي دارد و در اين زمينه برخي كشورهاي عربي همجوار درتداوم ترويسم نقش دارند.
از طرفي ديگر آمريكاييها بر اساس يك هزينه - فايده و طبق آمار رسمي حدود 500 ميليارد دلار درعراق هزينه كردهاند و 4100 نفر كشته و بيش از 20 هزار نفر معلول و مجروح در عراق از خود بجاي گذاشته اند. مي توان گفت كه آمريكا از جنگ عراق سودي نبرد اما در تلاش است تا از طريق تثبيت قانون نفت ، سرمايهگذاري وسيع و توافقتنامه امنيتي يك جايگاه ويژهاي درعراق پيدا كند.
نكته مهم در اين زمينه شكستهاي متعدد بوش دراين منطقه مي باشد كه وي سعي دارد پرونده سياسيت خارجي خور در خاورميانه را با دو موفقيت يكي بحث تصويب قانون نفت و ديگري توافقتنامه امنيتي با عراق به پايان برساند.
از بدو ورود آمريكا به عراق تاكنون قيمت نفت چند برابرافزايش داشته و جايگاه نفت نيز دراقتصاد آمريكا يك جايگاه برتري يافته است بنابراين آمريكا قصد دارد تا دكترين حضور درمنابع انرژي را كه از آغاز دهه 90 شروع كرده است با يك وضعيت قانونمند درعراق تكميل كند.
چارچوب كلي توافقنامه اعلام شده ولي بخشهاي اجرايي اعلام نشده است و فقط حدس و گمانهايي درباره حضور نظامي، تعداد پايگاهها، اختيارات و تشخيص مطرح ميشود
اساساً توافقنامه عراق و آمريكا بر يك تناقض استوار است چرا كه از يك طرف آمريكا با دولت عراق به عنوان كشوري كه داراي حاكميت كامل است گفتگو ميكند و از طرف ديگر عراق تحت فصل هفتم منشور سازمان ملل است بدين معنا كه عراق تهديدي براي امنيت بينالمللي است و بخشي از حاكميت آن به سازمان ملل واگذار شده است. درحاليكه عراق بايد قبل از امضاي اين موافقتنامه از مشمول بودن فصل هفتم منشور سازمان ملل خارج شود چرا كه داراي حاكميت كامل نيست بنابراين امضاي اين موافقتنامه ارزش قانوني كامل ندارد. آمريكاييها درحالي به دولت عراق براي خارج شدن ازفصل هفتم منشور قول كمك دادهاند كه خارج شدن از فصل هفتم به تصميم گيري 15 كشور در شوراي امنيت ارتباط دارد لذا آمريكا نميتواند درمورد شوراي امنيتي صحبت كند كه خود يك عضو دائمي آن است و اين نيزتناقض ديگري است كه درامضاي اين توافقتنامه پيش روي آمريكاست.
نگاه ايران به توافقنامه
در نگاه ايران ، به دلايل تاريخي، مذهبي ، جنگ تحميلي و مرزهاي بسيار طولاني عراق از وضعيت ويژهاي برخوردار است ، از زمان پيدايش دولت عراق در سال 1921 تا سال 2003 مشكلات زيادي براي ايران ايجاد شد و اقليت سني ( افراطيون بعثي) در زمان حاكميت براي توجيه سياستهاي خود و سركوب اكثريت يك وضعيت متضادي با ايران پيدا كرد كه اين موضوع همواره امنيت ملي ايران را تهديد ميكرد لذا اكنون كه آن نظام سقوط كرده و يك نظام مردمي انتخاب شده عليرغم شرايط اشغال بحث حضور نيروهاي خارجي در عراق است، نيروهايي كه رفتارشان از روزي كه وارد عراق شدند فراقانوني بوده است.
ازجمله عوامل نگراني ايران درعراق اين است كه نيروهاي آمريكايي در كشورهاي ديگر فراقانوني عمل نميكنند به طور مثال در تركيه و در جنگ 2003 زماني كه پارلمان هرگونه عمليات نظامي زميني و هوايي را تصويب نكرده بود، آمريكا ناگزير شد هواپيماها را به قطر منتقل كند و از آنجا عمليات هوايي را مديريت كند، همچنين عمليات دريايي را ازطريق بحرين و عمليات زميني را از طريق كشورهاي عربي مديريت كرد، لذا نگراني ايران از اين جهت است كه ما با يك وضعيت قانومند درعراق مواجه نيستيم به دليل اينكه دولت عراق داراي حاكميت كامل نيست و هيچ اطميناني نسبت به رفتار آينده آمريكا نميتواند وجود داشته باشد.
آمريكاييها در تلاشند تا سيستم تسليحاتي عراق را از سيستم روسي به سيستم آمريكايي بازگردانند لذا به دنبال يكسري اهداف هستند و دولت عراق هم دچار يكسري تنگناها است و اگر اين را ناديده بگيريم چه الگويي براي عراق بايد وجود داشته باشد. دولت عراق با اين نيازمنديها و شرايط چگونه بايد عمل كند؟
نكته مهم اينكه اين امريك مقوله كاملاً چالشي است ، نه آمريكا ميپذيرد كه بدون سود درخدمت دولت عراق باشد و نه دولت عراق به دنبال اين است كه حاكميت خود را دراختيار آمريكا قرار دهد.
آمريكاييها پس ازاشغال عراق تصور ميكردند با عبور ازمخالفين، احزاب و نهادهاي مردمي و سياسي مي توانند عراق را مديريت كنند ولي مخالفت عراق رفتار آمريكا را تغيير داد.
نكته اي كه مقامات عراق بايد به آن به عنوان راهبردي اساسي در مسئله توافقتنامه امنيتي و قانون نفت به آن توجه داشته باشند ، همكاري مردم، احزاب، مرجعيت و ايران است كه ميتواند شرايط را تغيير دهد و شايد هم به همين دليل آمريكا به دنبال ايجاد فاصله بين دولت عراق و ايران است، ايران در بحث بصره از نفوذ خود استفاده كرد و موفق شد كه اين بحث را تا حدي با توافق دو طرف حل و فصل كند. يكي از بزرگترين چالشها نيز در شهرك صدر اين بود كه كانالهاي امنيتي در عراق در اختيار دولت نبود و اطلاعات بسيار غلطي را در ارتباط با دخالت ايران و اينكه ايران چه نقش منفي در آنجا دارد، مطرح ميكردند در حاليكه شايد اگر مجلس اعلا در ايران يك حضور بيش از 20 ساله داشته صدريها در اينجا اصلاً نبودند و جايگاه آنان متفاوت است.
آمريكاييها با مطرح كردن يكسري اطلاعات غلط و مديريت اطلاعاتي در اين فرآيند سعي دارند فاصله دولت عراق را با ايران زياد كنند تا بتوانند مساله توافقنامه امنيتي و قانون نفت را به نتيجه برسانند.
از طرفي خردمندي جمهوري اسلامي ايران اجازه نداده كه بين ايران به عنوان يك كشور با دولت، مردم ، مرجعيت سياسي و ديني درعراق فاصله اي ايجاد شود تا اينكه ايران از طريق كانالهاي نفوذ تاثيرگذاري طبيعي خود بتواند هم از امنيت ملي عراق و هم از امنيت ملي خود دفاع كند.
در سفر مالكي به تهران نيز مذاكرات سازنده اي انجام شد كه نشان داد نوع مديريت يك مديريت صحيح است، تاثيرگذاري ايران از طريق روابط خاصي كه درعراق دارد بايد حفظ شود و البته اين نياز به هوشمندي دولتمردان و مردم عراق دارد.
مي توان به صراحت اعلام كرد كه ايران تنها كشوري درمنطقه است كه تعامل عملگرايانه با عراق دارد ، عليرغم تمام ملاحظاتي كه نسبت به وضعيت اشغال داشته ولي با دولت يك تعامل سازنده و نزديك دارد و اين چارچوب بايد حفظ شود.
بي ترديد درصورتيكه سرنوشت عراق در دست مردم اين كشور باشد ، ايران با اين كشور مشكلي نخواهد داشت
نتيجه :
هكمانطور كه همه كارشناسان عراقي و اساتيد دانشگاه هاي اين كشور و بسيري از تحليل گران منطقه اي مطرح كردند توافقنماه امنيتي عراق با آمريكا حاكميت و استقلال سياسي اين كشور را ناديده مي گيرد بنابراين همانطوركه مرجعيت ديني نيز نسبت به ايم امر واكنش هايي نشان دادند ، دولت مالكي نيز بايد هوشيار باشد و مطمئن باشد كه معماي امنيت عراق حل نخواهد شد مگر اينكه اراده منطقه اي شكل بگيرد. حضور نيروهاي اشغالگر كه سالهاست به بهانه برقراري امنيت دراين كشور مستقر مي باشند ، مانع جدي براي برقراري ثبات و امنيت مي باشد. مصلحت سياسي دولت عراق ايجاب ميكند كه همواره نزديك مردم و مرجعيتهاي سياسي و ديني اين كشور بماند چرا كه اين بهترين و كوتاهترين راه براي حفظ امنيت ملياشان مي باشد.

