تبليغاتX
آن سوی دیپلماسی
سیاسی خارجی

عامل اصلی افزايش اتهامات برخي كشورهاي عربي عليه ايران برخی قدرت هاي بزرگ هستند كه آنها را تطميع و تحت فشار قرار مي دهند تا تنگناهايي را ايجاد كنند.

اين روزها شاهد افزايش حجم اتهامات كشورهاي عربي عليه جمهوري اسلامي ايران هستيم و روز به روز اين اتهامات در مجامع فرا عربي بيشتر مطرح مي شود.

آيا تا كنون پرسيده ايم كه پشت قضيه مسئله جراير سه گانه ايراني چه قدرت هايي حضور دارند و عاملين اصلي فشار به كشورهاي عربي بويژه امارات متحده عربي چه كشورهايي هستند؟

اين روزها شاهد روندي جديد در جهت مطرح كردن موضوع جزاير سه گانه ايراني شكل گرفته كه سابقه اي در گذشته ندارد.

"عبدالرحمن العطيه" دبير كل شوراي همكاري خليج فارس در هر نشستي موضوع جزاير سه گانه ايراني را مطرح مي كند ، اتحاديه عرب نيز كه سابقه چنداني در مطرح كردن اين اتهامات را ندارد ، اين روزها بصورت سلبي و ايجابي اين موضوع را مطرح مي كند و در جديدترين حركت خود ، اين موضوع را به شوراي امنيت سازمان ملل ارجاع داد كه منجر به پاسخگويي ايران شد.

بسياري از تحليل‌ها حاكي از اين است كه هرجايي كه اين موضوع مطرح مي شده بلافاصله نفي مي شده است اما اين‌بار در حضور مقامات ايراني نظير وزير امور خارجه در اجلاس اتحاديه عرب و اجلاس سران كشورهاي عربي مسائل جزاير سه گانه ايراني مطرح شده كه مسلما حاوي نكاتي است.

در حال حاظر دولت امارات متحده عربي با توجه به فشار قدرت هاي بزرگ عليه ايران، مسئله جزاير را به عنوان يك اهرم فشار مطرح مي كند و بعد بين العربي به قضيه مي دهد و نشان داده كه وارد فاز ناسيوناليستي شده است.

اماراتي ها با نسبت دادن بحث اشغال جزاير سه گانه به جمهوري اسلامي ايران، عنوان مي كنند كه ايران نيز مانند اسرائيل اشغالگر است، همانطوري كه اسرائيل سرزمين فلسطين را اشغال كرده است، ايران نيز جزاير اماراتي را اشغال كرده است و حكومت هاي ضد ايراني، عربي نيز اين امر را بهانه اي براي مخالفت با ايران در نظام بين الملل گرفته اند.
 
اينگونه به نظر مي رسد كه اين اتهامات تحت تاثير كشورهاي بزرگ عليه ايران صورت مي گيرد ولي وقتي در محافل رسمي با اماراتي ها خواستار توضيح مي شويم عنوان مي كنند كه موضع رسمي ما نيست و عامل اصلي قدرت هاي بزرگ هستند كه آنها را تطميع و تحت فشار قرار مي دهند كه عليه منافع ما تنگناهايي را ايجاد كنند.
 
البته اجلاس بعدي سران اتحاديه عرب در دوحه پايتخت قطر برگزار مي شود و فرصت خوب ديگري براي ايران است كه با حضور قدرتمند خود ، بار ديگر فتنه ها و توطئه هاي اين قدرت ها را نقش برآب كند. مسئولين دستگاه ديپلماسي ما بايد با غنيمت شمردن اين فرصت ، تهديدها را به فرصت تبديل كنند.
نوشته شده توسط روح الله قاسمیان در ساعت 10:11 | لینک  | 

شعار های انتخاباتی نامزدهای ریاست جمهوری آمریکا از حزب دمکرات نمی تواند مبنایی بر صلح طلبی آنها داشته باشد بلكه بیشتر وسیله ای برای کسب آرای آمریکایی هایی است که از جنگ عراق به ستوه آمده اند.

 

بي ترديد کسب ثروت و فزونی یافتن آن در نظام سرمایه داری جهانی يك اصل بنيادين به شمار می رود  از اين رو سیاستمداران غربي در این راه از هیچ کوششی فروگذار نمی کنند. نظام ایالات متحده به عنوان مظهر سرمایه داری جهانی از این قاعده مستثنی نیست، و سیاستمداران آمریکا از هر دو جناح دمکرات و جمهوریخواه صرفا به دنبال فزونی سرمایه در سه سطح بین المللی، ملی و فردی هستند.

 

مجلس نمایندگان آمریکا به عنوان یکی از ارکان اصلی سیاستگزاری در سطح کلان نقش بسیار عمده ای در مباحث مربوط به بودجه و سرمایه گذاری در سطوح داخلی و خارجی ایفا می کند. بطوریکه یکی از اختلافات عمده بین رئیس جمهور و کنگره مربوط به مباحث مرتبط با بودجه بویژه در رابطه با هزینه های جنگ در عراق است.

ساختار حکومتی ایالات متحده که از دو حزب دمکرات و جمهوریخواه تشکیل شده همواره اختلافاتی در سطح خرد دارند، که این عامل به ابزاری برای رقابت های انتخاباتی تبدیل شده است اما در سطح کلان سیاستگذاری تفاوتی بین این دو حزب وجود ندارد و هدف عمده اعتلای سرمایه داری جهانی است.

حزب جمهوریخواه در قاموس سیاسی آمریکا به " بازها" معروف است. این بدین معناست که سیاست های جنگ افروزانه بیشتر در قالب این حزب متجلی می شود. حزب دمکرات به "کبوتر ها" معروف است و بیشتر به این معناست که اندیشه های مرتبط با صلح طلبی را دنبال می کند.

 

اما عملکرد این دو حزب در طول تاریخ سیاسی آمریکا حکایت از آن دارد که تفاوتی در عملکرد این دو حزب مشاهده نمی شود وآنچه برای سیاستگزاران آمریکایی مهم است منافع در سطوح بین المللی، ملی و فردی است. نکته قابل توجه این است که اکثر جنگ های بزرگی که توسط آمریکا شروع شده از جانب دمکرات ها بوده است.

 

جنگ جهانی دوم در زمان ریاست جمهوری "فرانکلین دلانو روزولت"دمکرات رخ داد ، این در حالی است که روزولت در این جنگ دارای مشی تهاجمی بوده و قبل از حمله ژاپن به "پرل هابر" آماده نبرد با ژاپن بود. حمله اتمی به ژاپن در زمان "هری ترومن"دمکرات رخ داد، حمله ای که یکی از بدنامی های آمریکا در تاریخ به شمار می رود.

 

بنابر این نه تنها دمکرات ها خط مشی صلح طلبی را دنبال نکرده اند، بلکه دقیقا بر مبنای شرایط نظام سرمایه داری حرکت کرده اند، که نتایج دو جنگ فوق الذکر تسلط چندین ساله بر ژاپن و برخی دیگر از کشور های اروپایی از منظر نظامی و اقتصادی بوده است.

 

در شرایط فعلی نیز که دمکرات های آمریکا در مسئله عراق به نقد سیاست های جمهوریخواهان می پردازند از منظر یک اپوزیسیون خارج از قدرت به این مسئله نگاه می کنند، و هیچ تضمینی نیست که اگر دمکرات ها به قدرت برسند ادامه دهنده راه جمهوریخواهان نباشند.

 

براساس اطلاعاتی که از سوی برخی منابع آمریکایی ارائه شده است نمایندگان کنگره آمریکا که بیشتر از بین دمکرات ها هستند بیش از 192 میلیون دلار از سرمایه گذاری در عراق سود برده اند، که این بیشتر از محل سرمایه گذاری شخصی نمایندگان این کشور بوده است. بنابراین شعار های انتخاباتی نامزدهای ریاست جمهوری آمریکا از حزب دمکرات نمی تواند مبنایی بر صلح طلبی آنها داشته باشد و بیشتر وسیله ای برای کسب آرای آمریکایی هایی است که از جنگ عراق به ستوه آمده اند.

نوشته شده توسط روح الله قاسمیان در ساعت 13:57 | لینک  | 

صحنه هاي سخنراني بوش در مورد جنگ صليبي، ميكس بيانات پاپ در اهانت به پيامبر اسلام ، سخنان كشيش آمريكايي در حمله اتمي به مكه، پخش تصاوير بمباران فلوجه و يا نمايش اجساد تكه تكه شده كودكان افغان و عراقي هيچ نمادي از فرهنگ و هنر را در فتنه نشان نمي دهد ، فتنه نه هنري است و نه انتقاد از اسلام بلكه اعلام جنگي رسانه اي عليه مسلمانان

 

روزنامه ها ومطبوعات مسلمان تيتر يك خود را به فيلم توهين آميز فتنه اختصاص داده اند . فيلمي كه هنوز چشمان بسياري از مسلمانان به دنبال عاملان ، دلايل و انگيزه هاي ساخت آن است. فيلمي كه نه فيلم هنري است و نه انتقاد از اسلام بلكه چيزي جز سياست هاي جنگ طلبانه جنگ افروزان و حاميان برخورد تمدنها نيست كه فهم آن در قالب جنگ رسانه اي قابل درك است. 

پس از حادثه 11 سپتامبر در جهان غرب "اسلام هراسي" چنان در افكار عمومي سازماندهي شد كه مدعيان فرهنگ و دموكراسي چندين ميليون مسلمان قرباني بهانه هاي واهي و اهداف ديكتاتورمآبي خود كردند. اسلام را عامل خشونت و بن لادن را نماد مسلمانان معرفي كردن ، از تندروهاي وهابي عليه مسلمانان حمايت كردن به شدت در حيطه هاي فرهنگي در جهان غرب پيگيري شد . نمونه بارز آن كاريكاتورهاي موهن عليه پيامبر عظيم الشأن اسلام توسط دانماركي ها و ساخت فيلم معرفي اسلام به عنوان دين خشونت توسط نماينده پارلمان هلند است.

 

بي شك هيچ اروپايي اين فيلم را هنري يا انتقادي ارزيابي نمي كند ، يا آنرا وسيله مناسبي براي بازنگري در رفتارهاي خشن غرب در عراق و افغانستان نمي بيند چرا كه مي دانند اين فيلم با هدف تبليغاتي ساخته شده است.

 

عليرغم اينكه "فتنه" چيزي جز تحريك نيست "خيري ويلدرس" عنوان مي كند كه نقطه آغاز ديالوگ با مسلمانان را ساخت اين فيلم مي داند. استراتژي فيلم سازان و طراحان اين فيلم استراتژي "تحريك " است و چيزي جز واكنش خشونت بار مسلمان در هلند را در آرزوي خود نمي پرورانند.

 

اما همين كاريكاتوريست‌ها هفته ها پس از انتشار "آثار هنري" خود ، وقتي با عدم واكنش مطلوب مسلمانان مواجه شدند ، خودشان كاريكاتورهايي را براي سفارتخانه هاي كشورهاي عربي (انجمن ها و سازمانهاي اسلامي دانمارك)فرستادند.

 

اگر تاريخ را مرور كنيم متوجه مي شويم كه اغلب جنگ ها نيازمند اقداماتي است كه مرز بين خوب ها و بدها را روشن كند. اين اقدامات در دوران حاظر نيز در يك كلام جنگ رسانه اي است كه با بودجه ها و هزينه هاي ميلياردي توسط غرب و در راس آنها تيم جنگ طلبان ايالات متحده آمريكا دنبال مي شود.  

سازنده فتنه در واقع پشت مسلسل نشسته است و به مسلمانان اعلام جنگ مي كند.

 

نكته آخر اينكه همانطوريكه اغلب كارشناسان معتقدند ، بدون ترديد آنچه كه امروز پس از انتشار كاريكاتور هاي توهين آميز به ساحت پيامبر اسلام و ساخت فيلم فيلم فتنه صورت گرفت ، بازي خطرناكي است كه غرب ان را شروع كرده است و اين امر با پيام اصلي اديان مبني بر دعوت به صلح و دوستي بين اديان در تضاد است و تصميم گيرندگان غربي بايد از تاريخ و تجريبه جنگ هاي صليبي عبرت بگيرند و فتنه اي كه باغ فتنه شروع شده را خاموش كنند.


نوشته شده توسط روح الله قاسمیان در ساعت 15:39 | لینک  |