تبليغاتX
آن سوی دیپلماسی
سیاسی خارجی

شش سال پيش پس از حادثه حولناك 11 سپتامبر كه ابهت هژموني آمريكا را در نظام بين الملل فرو ريخت ، جرج بوش با حمايت جمهوري خواهان و به بهانه ايجاد دموكراسي و ريشه كن كردن طالبان و القاعده به كشور مسلمان افغانستان حمله كرد. شش سال مي گذرد. مردم افغانستان خوشحال بودند كه طالبان از بين مي روند و در كمال آرامش و در سايه دولتي دموكراتيك و منتخب ، امورات خود را سپري مي كنند. نه تنها بسياري از اين آرزوها تحقق نيافت بلكه باعث حكمراني طالبان و افزايش نا امني در اين كشور شد كه در اين گزارش بصورت دقيق و در بخش هاي مختلف ابتدا اوضاع افغانستان پس از حمله آمريكا ، سپس آرزوهاي مردم و انتظاراتشان از اين نيروها ، پس از آن عملكرد اين حضور و در نهايت نتيجه گيري از بحث مي پردازيم.

 

وقتی در شش سال پیش ، شب هفتم اکتبر سال 2001 هواپیما های آمریکایی بمباران شدید تاسیسات نظامی و مراکز استقرار طالبان در کابل را آغاز نمودند تصور کلی مردم افغانستان این بود که با سقوط رژیم منحط و عقب گرای طالبان روزهای خوش زندگی همراه با صلح و امنیت در این کشور آغاز خواهد گردید.

 

انتظار مي رفت

انتظار مي رفت با حضور و مساعدت جامعه جهانی به این کشور ، زمینه های بازسازی ، کار و اشتغال ،بهداشت ،آموزش و پرورش وسایر ضروریات یک زندگی انسانی فراهم خواهد شد،  به ویژه طبقاتی که زیر فشار شدید طالبان قرار داشتند مانند زنان از نتایج حضور خارجیان تازه رسیده بهره مند خواهند شد، و صد ها امید و آرزوی دیگر که در دل افراد این ملت رنجدیده جوانه زد و چنان گمان بردند که صبح خوشبختی و سعادت ایشان اینک دمیدن آغاز کرده و این بار در سایه حضور و توجه جامعه جهانی که پس از خروج نیروهای شوروی سابق، آنان را به طاق نسیان سپرده بودند ،آمال و آرزوهای‌شان جامه تحقق خواهد پوشید.

 

دستاوردهاي شش سال اشغال

هر چند طی شش سال گذشته شماری از آرزو های ملت برآورده گشت و به برخی پیشرفت ها و دست آورد ها نیز نمی توان چشم پوشید از جمله آنکه افغانستان حالا صاحب قانون اساسی جدیدی است که در آن توجه خوبی به حقوق شهروندی مبذول گشته ، دو دوره انتخابات (ریاست جمهوری و پارلمان ) را با صرف هزینه 300 میلیون دلاری از سوی سازمان ملل متحد ، پشت سر گذاشته و هم اکنون دارای رئیس جمهور و پارلمان منتخب می باشد و نیز درهای مدارس آموزش و پرورش آن بر روی دختران و پسران این کشور گشوده شده و حالا 50 درصد کودکان افغانی یعنی چیزی در حدود 6 میلیون نفر به مدارس آموزشی می روند و در حدود 300هزار نفر از بزرگ‌سالان در کلاس های درس شرکت می کنند و نیز در عرصه های خدمات بهداشتی و دسترسی مردم به تسهیلات پزشکی و از همه مهم‌تر در زمینه راه سازی و بازسازی خطوط ارتباتی و ایجاد سیستم مخابرات و ارتباطات پیشرفت های خوبی حاصل شده است.

 

ناكارآمدي استراتژي غربيها

با این وصف به دلیل فقدان استراتژی مشخص از سوی کشورهای کمک کننده و البته وجود فساد اداری و نبود یک سیستم کارآمد ملی افغانی ، چنانکه توقع می رفت آمال و آرزوهای مردم این سرزمین برآورده نشد.

فقر، بیکاری ، تبعیض و انواع فساد شیوع یافت و همین مساله منجر به ایجاد روحیه یاس ، سرخوردگی و ناباوری و بی اعتمادی گردید و به مخالفان مسلح رژیم و بویژه طالبان افراطی، فرصت داد تا از چنین زمینه‌اي به نفع خویش سود برده و در شرایط مذکور ، خود به گستردن دامنه نفوذ و فعالیت نظامی خویش مبادرت ورزند.

بنابراین نتیجه این جریان ، پدید آمدن اوضاعی است که اینک در افغانستان مشاهده می شود. در این کشور علیرغم حضور 25 هزار سربازآمریکایی و 37 هزار سرباز کشورهای عضو پیمان ناتو که در مقایسه با چهار سال پیش افزایش سه برابری داشته است، هنوز امنیت مطمئن و پایدار به وجود نیامده و تنها در سال جاری در حدود هزار نفر از غیر نظامیان افغان ،850 نفر از اعضای پلیس ملی و 220 نفر از نیروهای خارجی جان خود را از دست داده اند.

 

نتيجه شش سال حضور در افغانستان

بنابراين در نتیجه عملیات نیروهای خارجی در خلال شش سال گذشته ، بیش از چهار هزار نفر از کسانی که گمان می رود وابسته به طالبان و یا هم در مناطق طالبان بودند، کشته شده اند و هزاران نفر خانه و کاشانه خود را ترک کرده و راهی مناطق دیگری گردیده اند.

دامنه این حوادث که از"نیمروز"در جنوب غرب تا "کنر"در شرق کشور و در واقع مناطق هم مرز باکشور پاکستان و محلات عمدتاً پشتون‌نشین کشیده شده به حدی خشونت بار و فجیعانه است که همه دستاوردهای اخیر افغانستان را زیرسوال برده است.

تا جایي‌که اکنون سران و فرماندهان نیروهای خارجی مستقر در افغانستان را نیز وادار به اعتراف بر این مسئله نموده است و آنها صرفاً با شیوه های نظامی نمی توانند ازحل این معضل برآیند زیرا عملیات نظامی و اقدامات خشونت بار که به اذعان مقامات سازمان ملل متحد موجب 80 درصد تلفات غیر نظامی در این کشور می گردد، تاثيرگذاري حضور نیروهای خارجی در افغانستان را زیر سوال می برد.

  

اكنون بیشتر شهروندان افغانستان ازخود می پرسند که چرا نیروهای خارجی مستقر دراین کشور با وجود داشتن پیشرفته‌ترین امکانات و تجهیزات،هنوز قادر به تشخیص اهداف نظامی از غیر نظامی نیستند و چرا نتوانسته اند که دست‌کم سران طراح طالب را دستگیر سازند؟

 

آیا افزایش عملیات نظامی طالبان طی یکی دو سال اخیر که به گفته مقامات ملل متحد به هفت برابر رسیده است به این معنا نیست که نیروهای ائتلاف بین المللی در افغانستان نتوانستند و یا هم نخواستند امنیت مطمئن و لازم را برای ملت رنجدیده افغانستان به وجود آورند.

 

 

نيروهاي ائتلاف بين المللي در اين كشور شرایط را طوری رقم زدند که اكنون مي بينيم  و در این اوضاع ، هنوز اظطراب ، پریشانی و بی باوری به خصوص در میان اقشار فرو دست و پایین جامعه مشاهده می گردد.

نوشته شده توسط روح الله قاسمیان در ساعت 23:25 | لینک  |