با توجه به شرایط بحرانی پاکستان و اوضاع نامناسب امنیتی که از چند ماه گذشته در این کشور بهوقوع پیوسته بود ، انتظار فاجعه بزرگی مثل ترور شخصیت های مهم و روسای احزاب این کشور دور از ذهن نبود.
همانطور که در رسانه ها منعکس شد ،بی نظیر بوتو رئیس حزب مردم در پاکستان که از سه ماه پیش و پس از چندین سال تبعید در اماراتمتحده عربی وارد پاکستان شد و به ضرب گلوله ای که به گلوی وی اصابت کرد، جان خود را از دست داد، و بار دیگر اوضاع بحرانی پاکستان رو به وخامت رفت. بسیاری از کارشناسان مسائل پاکستان به دنبال بحرانی شدن اوضاع این کشور و اعلام وضعیت فوق العاده ،هشدار داده بودند که باید منتظر فاجعه بزرگتری باشیم، در این چند ماه اتفاقات بزرگی رخ داده که آبستن این حوادث خونین پاکستان بود.
1- حادثه مسجد لعل که بسیاری معتقدند مشرف قصد داشت برای نشان دادن مخالفت خود با گروهای افراطی و تند رو و سرکوب آنها به مخالفت پرداخته تا به غربیها به ویژه آمریکا نشان دهد که مخالف گروهای تند رو است که اين حادثه سر آغاز بحران های خونین در این کشور شد .
2- باز گشت نواز شریف از عربستان و دستگیری وی و طرفدارانش در پاکستان به دستور مشرف بحران دیگری بود که بویژه شورش و اعترافات مردمی را در این کشور بیشتر کرد و سرانجام نواز شریف پس از ساعاتی از فرودگاه پاکستان بازگشت داده نشد. با این اقدام از یکطرف مشرف اقتدار خود را در این کشور به نمایش گذاشت و از سوی دیگر طرفداران نواز شریف و حزب مسلم لیگ پاکستان به گسترش نا آرامی و اعترافات در این کشور علیه مشرف دامن زدند .
۳- بازگشت خانم بوتو به پاکستان که باعث افزایش تنش بین وی و مشرف شد و در تبلیغات انتخابی درگیری علیه همدیگر داشتند و گاهی اتحاد خانم بوتو و نواز شریف نیز باعث وارد آمدن فشار هایی بر مشرف می شد که به اعلان وضعیت فوق العاده انجامید .
4- ترور بی نظیر بوتو؛ همانطوریکه اشاره شد و ترور وی به همراه 30 تن از حامیانش موجی از خشونت را در ایالات و استان های پاکستان علیه حکومت مرکزی و شرف به راه انداخته است.
۱- آنچه در وهله اول و در سطح رسانه ها عاملين درگیری های اخیر پاکستان معرفی شدند، افراطگرایان وابسته به القائده بودند که گوردن براون و جرج بوش در نطق هایی جداگانه آنان را مخالف دموکراسی در این کشور معرفی کردند. بهرحال در درجه اول انگشت اتهام سمت آشوبگران و افراطگرایان القائده و طالبان نشانه رفته است. در عین حالی که هنوز مسئولیت آن را قبول نکرده اند.
2- عده ای دیگر معتقدند که خطر اصلی پکستان نا امنی و عدم ثبات بود و کسانیکه مخالف ثبات و امنیت پاکستان بودند ،متهم اول این حادثه تروریستی هستند که فراتر از یکبحث سیاسی است .شعار حزب بوتو دموکراسی و آزادی پاکستان بود ولی با مخالفت هایی رو به رو شد. عده ای بر این اعتقادند که عده ای با مخالفت با روند دموکراسی و عقاید بوتو با ناامن کردن فضای ثبات پاکستان ،فساد را برای ترور وی مهیا کردند و عاملین این حادثه تروریستی بی سابقه ،مخالفین دموکراسی در این کشور هستند که تحمیل افکار بوتو و حزب مردم را در این کشور نداشتند.
به هر حال منطقه خاورمیانه درگیر حوادث متعددی است که پاکستان هم جدای از اینتحولات نیست و نمادی از این تحولات منطقه ای در پاکستان در حال اجراست كه ممکن است این کشور آبستن حوادث متعدد دیگری نیز باشد.
نکته مهم این است كه مجموعه این تحولات پاکستان را به سمت و گرایشي می برد كه ممكن است با براندازري نظام فعلي منجر شود و دولت اين كشور را با چالش هاي عمده اي مواجه كند. بنابراين مهم ترین وظیفه نیرو های ثبات بخش و نظامی این است که در حال حاضر پاکستان را از احتمال آشوب های گستردهتر دور نگهدارند اما در پایان می توانیم امیدوار باشیم که در درجه اول ثبات و در درجه دوم مشخص کردن نماد این ترور تاریخی و مجازات آنها کشور پاکستان را به سمت آرامش ببرد.
