"شيخ حمد بن جاسم آلثاني" نخست وزير و وزير امور خارجه قطر در نشست امنيتي بحرين با دفاع از تصميم خود براي دعوت از رئيسجمهوري ايران به نشست كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس، ايران را بازيگر بسيار مهم منطقه دانست و خطاب به حضار اعلام كرد كه تنها راه حل مسئله ايران مذاكره است و كشورهاي شوراي همكاري از وقوع جنگي ديگر در منطقه دفاع نخواهند كرد.
بسياري از سران كشورهاي عربي حوزه خليج فارس نيز در اظهاراتي جداگانه اين نشست را گامي به سمت همگرايي و ايجاد ثبات منطقه اي دانسته و اذعان كردند كه رئيس جمهور ايران ستاره اين نشست بود كه در برخي مطبوعات عربي نيز بازتاب پيدا كرد.
اما همانطور كه انتظار ميرفت يكسري جريانات منطقهاي براي رو در رو قرار دادن ايران با اين كشورها ،پنهان كاري نكردند و در مطبوعات خود مطالبي خلاف اظهارات شيوخ عرب در اين نشست بازتاب دادند كه نشان داد مي خواهند ايران را در برابر كشورهاي منطقه ببينند.
دستگاه ديپلماسي جمهوري اسلامي ايران پس از مشاهده حمايت جنبش غيرمتعهدها و دو كشور روسيه و چين از موضع ايران در آژانس بينالمللي انرژي اتمي و عدم ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت به نهادها و سازمانهاي مختلف فعال در عرصه جهاني را بيشتر توجه نشان داد كه تقويت روابط ايران با شوراي همكاري خليج فارس، اجلاس خزر در تهران، حضور قدرتمند رئيس جمهوري در اجلاس اوپك با پيشنهادهاي منطقهاي موثر، انعقاد قراردادهاي سنگين با چين و توافق با روسيه بر سر مسئله تكميل نيروگاه بوشهر در اين راستا ميباشد.
به نظر ميرسد در موضوع هستهاي ايران كه رويارويي اروپا و آمريكا بر سر نحوه برخورد با ايران را تشديد كرد، اعتماد مقامات ايران به بازيگران عرصه بينالمللي افزايش يافت و توجه به كشورهاي آسيايي و مسلمان در اين دولت جايگاه مهمي پيدا كرد.
اينگونه به نظر ميرسد پس از حمايت كشورهاي عضو جنبش عدم تعهد از فعاليتهاي صلح آميز هستهاي ايران در آژانس بينالمللي انرژي اتمي و اختلاف اتحاديه اروپا و آمريكا در نحوه برخورد با ايران، مقامات جمهوري اسلامي ايران در وزارت امور خارجه، شوراي عالي امنيت ملي و ديگر نهادها تصميم گرفتند تا با برقراري روابط ديپلماتيك، منافع خود را در ارتباط با ديگر كشورها به دست بياورند.
رئيس جمهوري كشورمان در ايالات متحده عربي طي نشستي مطبوعاتي تمايل ايران را به از سرگيري روابط ديپلماتيك با مصر مطرح كرد كه منجر به تبادل هياتي از سوي ايران به مصر شد.
در اين مدت فعاليت ديپلماتيك ايران منجر به حضور ما در نشست رسمي شوراي همكاري خليج فارس شد كه بدون ترديد از ديدگاه كارشناسان جهان عرب شگفتي بزرگي بود.
پس از آن نيز احمدي نژاد بار ديگر تمايل ايران به گسترش روابط ايران و مصر ابراز تمايل كرد كه اين بار وزيرامورخارجه مصر نير هياتي ديپلماتيك به رياست «حسين ضرار» معاون خود به ايران اعزام كرد كه منابع خبري عربي اعلام كردند فرستاده وزارت امورخارجه مصر براي ازسرگيري و عادي سازي روابط ميان ايران و مصر به تهران سفر كرد.
گويا اين بار مسئولين و مقامات ايراني تصميم گرفتهاند در قالب رابطه ديپلماتيكي با مصر به عنوان نماد قدرت جهان عرب، به رفع مشكلات خود با جهان عرب و ديگر فشارهاي بينالمللي بپردازند.
*رابطه بر مبناي منافع ملي و مصالح ديني
در سطح تحليل كلان، روابط ما با هر كشوري بايد بر مبناي منافع كشور شكل بگيرد. دستگاه سياست خارجي ما بايد به اين نكته توجه داشته باشد كه روابط خارجي كشور بايد در چارچوب همنشيني دو مفهوم منافع ملي و مصالح ديني باشد. اين دو مفهوم بايد جانشين همديگر باشند.
ما نميتوانيم از جو بينالمللي خارج باشيم و با اين پيش فرض براي ايران سه محور استراتژيك وجود دارد.
الف: محور تهران، مسكو، پكن، دهلي و تهران كه در واقع رويكرد آسيايي سياست خارجي ايران را به نمايش ميگذارد.
ب: رويكرد تهران، دمشق، قاهره، رياض، عمان و تهران كه محور اسلامي سياست خارجي ما را شكل ميدهد.
ج: محور ديگر، محور تهران، برلين، پاريس، رم بود كه برمبناي روابط ما با اروپا مطرح است.
بر اين اساس ما در روابط خارجي خود با سه محور، آسيايي، اسلامي و اروپايي مواجه هستيم.
حال بايد توجه كنيم كه آيا جايگاه مصر در چارچوب رويكرد سياست خارجي ما معطوف به شركاي استراتژيك و جهان اسلام است و اين محور را بيشتر تقويت ميكند؟ ما نبايد اين نكته را فراموش كنيم كه منافع ما در چند محوري اين روابط تامين ميشود نه تك محوري.
جايگاه مصر در جهان اسلام جايگاه بسيار تعيين كنندهاي است. اگر ما خطوط ارتباطي مشخص را بخواهيم در جهان اسلام از نظر ژئوپلتيك و ژئواستراتژيك مدنظر قرار بدهيم، بايد توجه به اين چند پايتخت داشته باشيم. در مرحله اول تهران، مرحله دوم دمشق، مرحله سوم قاهره و مرحله بعد رياض و پس از آن عمان كه هر كدام از اين كشورها در جهان اسلام داراي جايگاه مهمي هستند.
محور دمشق امروز در پايداري اسلامي در برابر اسرائيل مطرح است. محور قاهره داراي پيشينه بسيار بلند در جهان عرب و جهان اسلام است و به عنوان كشوري تاريخي در جهان عرب مطرح است و در فعل و انفعالات روابط بينالملل حلقه اتصال جهان عرب با غرب است. جايگاه رياض و عمان نيز در شوراي همكاري خليج فارس مهم است. به هر حال رويكرد ايران به قاهره و حل و فصل مسائل با آن نمايانگر اين است كه ما جهتگيري غربي يا جناح متمايل به غرب در جهان عرب و اسلام داريم. بسياري از سياستمداران معتقدند كه محور اتصال جهان عرب و غرب همواره از نظر كلاسيك و سنتي بيشتر از رياض و عربستان، به قاهره اتكا داشته است. حركت جديد آمريكا براي كنترل رويكرد مسالمت آميز در ماجراي خاورميانه دوباره مركز ثقل قاهره را پررنگتر و با اهميتتر ميكند.
امروزه مصريها به اين نتيجه رسيدهاند كه اوضاع منطقه به هيچ وجه به نفع مصالح آنها نيست و اگر قرار است از بحرانهاي منطقهاي خود را دور نگه دارد، بايد با يكي از وزنههاي تاثيرگذار منطقه يعني ايران رابطه برقرار كنند يعني همان كاري كه پيش ار اين عربستانيها انجام دادند. بايد توجه داشت كه برقراري روابط حسنه ميان ايران و عربستان تا اندازه بسياري توانست از تنشهاي مذهبي ميان دو كشور بكاهد. فشارهاي دولت عربستان تا قبل از عادي سازي روابط با تهران و رياض بر شيعيان بسيار زياد بود كه با اين ارتباط شيعيان 20 درصدي در مناطق احصا، قطيف و دمام نفسي تازه كردند.
امروزه دولت مصر نيز قصد دارد به طرز قابل توجهي از تنشهاي طائفهاي و مذهبي در كشورش بكاهد. مصريها همچون ديگر كشورهاي عربي از گسترش شيعيان و تفكر شيعي در كشورشان بسيار نگران هستند. به هر حال قاهره نيز قصد دارد كه با گسترش ارتباطات ديپلماتيك خود با ايران، خطر اخوان المسلمين را كاهش دهد.
به هر حال از نگاه مصريها ايران جديد نقش بسيار موثري در تحولات عراق، لبنان و فلسطين دارد و قاهره نيز تلاش دارد با ايجاد رابطه حسنه و مستقيم با ايران، تضميني براي منافع خود در منطقه بيابد.
* نتيجه گيري
از مطالب ذكر شده ميتوان چنين برداشت كرد كه
1 _ نزديكي مصر به طرف ايران و متقابلاً همكاري ايران با مصر در از سرگيري روابط ديپلماتيك، مواضع ايران در جهان اسلام در ارتباط با صلح اعراب و اسرائيل را تعديل ميكند.
2 _ نزديكي مصر و ايران در كاهش روابط مصر و جهان عرب با اسرائيل و تقويت آرمان فلسطين موثر است.
3 _ به عقيده بسياري از كارشناسان داخلي، نزديكي مصر و ايران، سرشكستگي آمريكا و اسرائيل در هدايت جهان عرب عليه ايران در مسئله حمايت از تروريسم، توليد سلاحهاي كشتارجمعي، فعاليت صلح آميز هستهاي و نقض حقوق بشر را به دنبال دارد.
4_ مصر در جريان صلح خاورميانه از سوي آمريكا و اسرائيل متهم به قاچاق اسلحه از صحراي سينا به غزه ميباشد كه قصد دارد با ارتباط قوي با ايران برگ برندهاي در برابر فشارهاي آمريكا و اسرائيل داشته باشد.
5_مصر درصدد دستيابي به تكنولوژي هستهاي است اما تلاش آنها با مخالفت اسرائيل و دنياي غرب مواجه شده است. از اين رو به نفع خود ميدانند كه با يك قدرت هستهاي كه از نفوذ قابل توجهي در منطقه مواجه است، همكاري كنند. ايران ميتواند يكي از اين گزينهها باشد و مصري ها نيز ميدانند كه دستيابي به تكنولوژي هستهاي از طريق ايران بسيار آسانتر از دريافت آن از ايالات متحده و غرب است.
البته مسئولين جمهوري اسلامي نيز مي بايست با درنظر گرفتن منافع كشور در نظام بينالملل، اصول جمهوري اسلامي را حفظ كنند و در عين حال با توجه به تغيير موقعيتي كه در جهان ناشي از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و حادثه 11 سپتامبر به وقوع پيوسته است، با نظام بينالملل همكاري و روابط ديپلماتيك داشته باشند.
صحیفة ایران الدولیة الوفاق السنة العاشرة - العدد۲۹۴۹ - الاثنين۲۲ ذى القعده۱۴۲۸ -۰۳/۱۲/۲۰۰۷
يبدو أنه في أعقاب تحسين وتنمية العلاقات بين الجمهورية الاسلامية الايرانية ودول منطقة الخليج الفارسي، خاصة خلال العامين الأخيرين، فان هناك فرصة جيدة قد توفرت لتعزيز مسيرة الوفاق والتعاون الإقليمي في منطقة الخليج الفارسي الإستراتيجية من خلال دعوة مجلس التعاون لرئيس الجمهورية الاسلامية الايرانية محمود احمدي نجاد لحضور قمة هذا المجلس، إذ يعتبر ذلك حدثا تاريخيا في علاقات الجمهورية الاسلامية مع دول مجلس التعاون، ويمثل توجها جديدا لدى هذه الدول حيال العلاقات والتعاون مع جارتهم الشمالية ايران.
ان ايران دعت على الدوام في غضون العقود الثلاث الماضية الى تعاون جماعي في مختلف المجالات الاقتصادية والتجارية والثقافية والسياسية والاجتماعية والامنية والطاقوية في منطقة الخليج الفارسي، وهي تؤمن إن تواجد الأجانب في هذه المنطقة لا يحمل معه مكسباً سوى الإضطراب وعدم الاستقرار لدول المنطقة.
وحاليا وبعد ثلاثة عقود وفرض ثلاث حروب مدمرة على منطقة الخليج الفارسي، كانت تنطلق من النزعة العدوانية لدى صدام والنظام البعثي البائد وبدعم من قوى خارج المنطقة، وتواجد موثق للقوات الاجنبية فيه، يبدو ان دول المنطقة قد أدركت حقيقة أن افضل سبيل لتطور وازدهار المنطقة هو التقارب والتعاون مع الجمهورية الاسلامية الايرانية، وان أية ترتيبات أمنية توضع في سياق الضمان الامني والطاقة في المنطقة لن تثمر في غياب ايران ولن تدوم.
لهذا وفي خطوة ذكية وحكيمة وجهوا الدعوة لرئيس الجمهورية محمود احمدي نجاد لحضور قمتهم، ومهدوا أرضية التعاون الثنائي مع ايران أكثر من ذي قبل.
بدورها اغتنمت ايران فرصة هذه الدعوة بفالٍ حسن، حيث سيشارك رئيس جمهوريتنا في هذه القمة ليظهر الارادة الثنائية بين ايران ودول منطقة الخليج الفارسي لتعزيز التعاون بين الجانبين.
ان القرابة الثقافية والدينية وغيرها التي تقوم بين الجمهورية الاسلامية الايرانية والكثير من دول مجلس التعاون ستجعل الدعوة بمثابة نقطة عطف في علاقات ايران مع دول مجلس التعاون من أجل التركيز على النقاط المشتركة، وتمهيد أرضيات الوفاق والتعاون الاقليمي الثنائي، حتى تتوفر الامكانيات اللازمة للحد من تدخل الاجانب في هذه المنطقة الحساسة، والأرضية لانسحابهم منها تدريجيا، وهو ما تشدد عليه الجمهورية الاسلامية الايرانية منذ سنوات.
على أي حال وكما أعلن رئيس جمهوريتنا في مؤتمرات خارج البلاد، وردا على دسائس أدعياء الديمقراطية في المنطقة القائمة على تزييف اسم الخليج الفارسي، وتوتير علاقات ايران مع الدول العربية في الخليج الفارسي، فإن الجمهورية الاسلامية الايرانية تؤمن ان الخليج الفارسي هو خليج سلام وصداقة، وان على دول المنطقة بدل تقديم دعم عشوائي لسياسة القوى الكبرى التي تدعي نشر ثقافة الديمقراطية وانقاذ المواطنين من الانظمة السياسية الملكية، ان تبادر بدل ذلك وفي منتهى الهدوء الى التعاون الاقتصادي والثقافي والاجتماعي والتجاري فيما بينها، وتعمل من خلال العلاقات العسكرية والامنية بتقليص حجم تواجد المحتلين الى جانب ضمان امن هذه المنطقة الاستراتيجية، وان تؤكد كذلك على القواسم المشتركة والأواصر الوطيدة فيما بينها.
ان قمة الدوحة التي تعقد لمدة يومين، قد تكون خطوة مؤثرة في هذا السياق، وفرصة جيدة يستفيد منها الطرفان.
همانطوری که پیش بینی می شد ، پس از ماهها تبليغات گسترده رسانه هاي گروهي وابسته به محافل صهيونيستي و کاخ سفيد درباره برگزاري نشست به اصطلاح صلح پاييز ، شکست آن بسيار سريع رقم خورد و شهر آناپوليس ایالت مریلند آمریکا از روز چهارشنبه گذشته در بدو آغاز به تاريخ پيوست.
کنفرانس بدون دستور کار آناپوليس روز سه شنبه با حضور بيش از چهل کشور از جمله شانزده کشور عربي و شماري از نهادها و نمايندگان بين المللي کليد خورد و همانگونه که پيش بيني مي شد ، تنها دست آورد آن گرفتن عکس هاي يادگاري و ضيافت شام و ناهار بود. برخي از نظام هاي عربي و اسلامي با وجود اينکه قبلا اعلام کرده بودند که بخاطر نبود افق روشن و برنامه مدون و واضح دراين کنفرانس شرکت نخواهند کرد اما درلحظات آخر و درنتيجه فشارهاي سنگين کاخ سفيد بالاخره تسليم شده و هرکدام با بهانه و توجيهي آمادگي خود را براي حضور فعال در آن اعلام کردند و متعاقباً براي شرکت دراين نشست يکي پس از ديگري رهسپار واشنگتن شدند تا پس از دريافت لوح تقدير از سردمداران کاخ سفيد راهي آناپوليس محل برگزاري نشست سازش شوند.
واقعیت این است که بسیاری از کارشناسان خاورمیانه معتقدند که در اين نشست هيچ چشم انداز روشني در باره حل بحران آوارگان و پناهندگان فلسطيني ، پايان اشغال سرزمين هاي مقدس ، خاتمه حملات مکرر و روز افزون به ملت بي پناه فلسطين و جلوگيري از تخريب خانه و کاشانه و کشتار آنان به دست صهيونيست ها ، ارائه نشد.
سرنوشت ناکامي کنفرانس آناپوليس و تضاد آن با منافع ملت فلسطين و سرزمين هاي اشغال شده ، براي ملت هاي آزاده ، افکار عمومي بين المللي و اسلامي و انديشمندان و کارشناسان واقع گرا با توجه به تجربه شکست مذاکرات متعدد پنهان و آشکار با اشغالگران قدس قابل پيش بيني بود.
غالب رهبران روحاني ، سياسي و نهادهاي مردمي مدافع حقوق ملت مظلوم فلسطين اعم از مسلمان و غيرمسلمانان طي مدتي که مقامات آمريکايي براي حضورفعال دوستان مهم پيمانان خود در اين نشست بازار يابي مي کردند، به نظام هاي فرمانبردار آمريکا نسبت به اهداف اين کنفرانس و شکست زودهنگام آن هشدار دادند.
اکثر آنها بر اين باور بودند که هدف واشنگتن وتل آويو سرپوش نهادن و جبران شکست ارتش بسيار مجهزو تادندان مسلح اسراييل از مقاومت مسلمان لبنان، رهايي بوش و همدستان وي از فشارافکار عمومي بخاطر شکست در عراق و افغانستان، بازگرداندن آبروي از دست رفته حزب جمهوريخواه درمدت باقي مانده از دوره رياست جمهوري بوش است. حتي برخی معتقد بودند که اهداف ديگر آمريکا و همدستان آن ازاين کنفرانس به نوعي پايان دادن به مناقشه اعراب و اسراييل وحل توافقي مساله فلسطين به منظور فراهم کردن زمينه براي حمله احتمالي به ايران و تضعيف جبهه بازدارنده سياست هاي واشنگتن درمنطقه متشکل از ايران، سوريه ،حزب الله،حماس جهاد اسلامي و ديگرگروه هاي مقاومت مخالف حضور آمريکا درمنطقه درچارچوب طرح تغيير نقشه خاورميانه است.
بنابراین اين نکته قبل و بعد از کنفرانس مذکور بار ديگر ثابت شد که نشست با رژيم صهيونيستي، گستاخ تر شدن اشغالگران ، کشتار بيشتر فلسطيني ها و مصمم تر شدن صهيونيست ها براي گام برداشتن در راه تحقق روياي تشکيل کشور بزرگ اسرائيل از نيل تا فرات و نابودي سرزمين هاي مسلمانان را به دنبال خواهد داشت .
این در حالی است که بسیاری از کارشناسان و رسانه هاي گروهي آزاد هم طي ماههاي گذشته در سايه تبليغات سنگين رسانه هاي وابسته به صهيونيست ها بار ديگر بر بيهوده بودن هرگونه نشست و مذاکره با سران رژيم اشغالگر قدس و حاميان آنان تاکيد کرده و اهداف متعدد واشنگتن و تل آويو براي لطمه زدن به منافع کشورهاي مسلمان را آشکار ساختند.
همانطوریکه اشاره شد در شرايطي که از زمان پيشنهاد جورج بوش براي برگزاري اجلاس آناپوليس ، ابهامات بسياري درباره زمان و دستور کار آن وجود داشت ، سران برخي کشورهاي عربي بدون توجه به مخالفت جدي افکار عمومي خود با هرگونه سازش در برابر رژيم اشغالگر قدس و سردمداران کاخ سفيد ، هيات هايي را به آناپوليس اعزام کردند.
اما به عقيده کارشناسان مسائل خاورمیانه ، سران و مسئولان کشورهاي عربي و اسلامي شرکت کننده در اجلاس سازش در برابر ملت خود و تاريخ بايد پاسخ گو باشند که چرا بار ديگر در کنفرانسي حضور يافتند که اهداف مهم آن احياي قدرت رو به زوال آمريکا در خاورميانه ، تثبیت موقعیت اسرائیل در سرزمین های اشغالی و ناديده گرفتن واقعيت ها و آرمان هاي ملت فلسطين بوده است.
دیدیم که "جورج بوش" رئيس جمهوري آمريکا نيز با تکرار ادعاها و سخنان کهنه حاميان صهيونيست ها ، آنجا که بحث تروريسم را پيش کشيد ، انگشت خود را به سمت فلسطيني ها گرفت و گفت که آنان بايد ريشه تروريسم را خشک کنند و اسرائيل را به عنوان کشوري يهودي به رسميت بشناسند.
بی تردید چنين موضعي در دکترين روساي جمهوري متعدد آمريکا ريشه دارد که ، هرگونه مقابله و مقاومت با رژيم اشغالگر قدس را تروريسم مي دانند و کشتار روزانه دهها تن از فلسطينيان ساکن سرزمين هاي اشغالي ، تجاوز و تخريب منازل و خانه هاي فلسطيني ها توسط نظاميان صهيونيست را دفاع ازخود تلقي مي کنند.
ساده ترين برداشت از سخنان جورج بوش در کنفرانس پرسر و صداي آناپوليس ، به رسميت نشناختن حق بازگشت آوارگان و پناهندگان فلسطيني به سرزمين خود است. در اين کنفرانس همچنين، "ايهود اولمرت" نخست وزير رژيم صهيونيستي از صلح سخن گفت و مي کوشيد بگويد از قدس آمده تا اينگونه وانمود کند که قدس پايتخت اسراييل است.
این در حالی است که بسیاری از کارشناسان در گفتگو با رسانه های مختلف متذکر شده اند که نشست آناپوليس به دليل ناديده گرفتن و زير پاگذاشتن حقوق واقعي مردم فلسطين شکست خورد.
جای بسی تعجب است که برخی کشورهای عربی براي عادي سازي روابط با رژيم اشغالگر اسرائيل گوی سبقت را از آمریکا نیز ربوده اند . سوال اینجاست که این کشورها بر اساس چه ضمانت هايي تصميم گرفتند درنشست آناپوليس شرکت کنند اين نشست حتي دستورکار نداشت.
جورج بوش نیز در اظهارات خود درآناپوليس ، ازشتاب گسترده کشورهاي عربي براي شرکت دراين نشست استقبال و برحمايت خود از امنيت رژيم اسرائيل و به رسميت شناختن آن به عنوان دولت يهود تاکيد کرد.
این در حالی است که کشورهاي عربي در این خصوص ازخود هيچ سخني از حقوق مردم فلسطين مانند حق بازگشت آوارگان، قدس ، مرزها ومسائل ديگر مطرح نکردند.
اما این کشورها نبایبد از یاد ببرند که با توجه به اينکه اسرائيل خواهان صلح نيست وهمچنان به اقدامات خود درکشتار فلسطيني ها ، گرسنگي دادن به آنان ويران کردن مزارع و مصادره زمين ها و خانه ها و به ويژه شهرک سازي در کرانه باختري ادامه مي دهد، بنابراين درزمان حاضر امکان صلح وجود ندارد.
آغشته بودن دست آمريکا در خون هزاران نفر در گوشه کنار جهان ، تجاوز هاي نظامي و کشتار و دخالت هاي مکرر پشت پرده و آشکار آمريکايي ها در سرنوشت ملت ها و کشورها از نکاتی است ضمن بیان عدم صلاحیت واشنگتن براي ميزباني هرگونه کنفرانسي است که با عنوان صلح برگزار مي شود، شکست زودرس آنرا لحظاتی پس از برگزاری دنبال داشت.
همانطوریکه رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران در مراسم همايش و رزمايش ملي سالروز تشكيل بسيج طی بیاناتی رسا و واضح پرده از اهداف عمده کنفرانس به اصطلاح صلح آناپوليس برداشت و فرمودند : كنفرانس پاييزي همچنانكه همه مي گويند و از نامش پيداست ؛ "خزان زده و شكست خورده " است اما آمريكايي ها تلاش مي كنند براي جبران بخشي از شكست هاي دولت جعلي و غاصب صهيونيست ؛ اين كنفرانس را به نتيجه اي برسانند.
آنچه از روند کنفرانس پیداست شکست زودهنگام این کنفرانس و باقی ماندن ننگ حضور کشورهای به اصطلاح مسلمان شرکت کننده در این کنفرانس بود کنفرانسی که صرفا برای مشروعیت بخشیدن به رژیم صهیونیستی در خاورمیانه و عادی سازی روابط اعراب با آنها در منطقه طراحی شده بود و طبق معمول با عدم صلاحیت آمریکا برای میزبانی این کنفرانس ، چندین روز قبل از برگزرای آن سخن از آناپولیس 2 در مسکو به میان آمد و دلیلی دیگر بر شکست این کنفران قبل از برگزرای بود.
صحیفة الیومیة الایرانیة الوفاق
روح الله قاسميان : خبير في شؤون الشرق الاوسط
من حقنا ان ننتقد الاصدقاء والجيران كما نمتدحهم احيانا، ولا يغيب عن بال الجمهورية الاسلامية الايرانية الدعم اللامحدود الذي قدمته الكويت لصدام خلال الاعوام الثمانية من الحرب التي فرضها على ايران، ولكن رغم ذلك كانت طهران اول من احتضن الكويتيين وقدمت لهم الملاذ الآمن بمجرد قيام صدام الناكر لموقفهم بغزو بلادهم، مما حدى بالمسؤولين الكويتيين الى ان يعبروا عن شكرهم وتقديرهم لهذا الموقف الايراني الودود في مناسبات شتى.
فما الذي يجري اليوم ليتحول بعض الاعلام في الكويت الى بوق للامريكيين لاثارة الفتنة بين دول المنطقة، فهل يستعيد هذا الاعلام دوره الذي لعبه ابان الحرب المفروضة على ايران، حيث كان يسبق حتى الاعلام البعثي العراقي في التمجيد والتطبيل لبطل القادسية المزيف؟!
هل ان الاعلام الكويتي خاصة بعضه الذي اقتات من فتات موائد صدام نسي تجربته المريرة تلك ليسبق اليوم الاعلام الامريكي ايضا في مهاجمة جارة كانت في محاذاتهم وستبقى كما هي الى الابد؟ وعندما يشد الامريكيون رحالهم عاجلا ام آجلا ويغادرون المنطقة، كيف سيتعامل الكويتيون حينها مع هذه الجارة التي وجهوا ويوجهون سهامهم نحوها كل حين؟!
ان طهران تتوقع من الحكومة الكويتية، وان ادعت بحرية الصحافة والتعبير في بلادها في هكذا حالات، ان توجه ولو من باب النصيحة، الكلام لبعض الاعلاميين عندها باحترام حق الجوار والاتعاض بالماضي.
والا فمن الغرابة ان ينسى هؤلاء الماضي المرير الذي كانوا هم شركاء في ايجاده، ولا يتعظوا بدروس الحرب المفروضة، فيسمحوا لمن يعادي العلاقات بين البلدين الجارين والشقيقين ان يكرر نهجه المشين السابق، مستغلا واجهة حرية الصحافة والتعبير!
وبقليل من التأمل سيعرفون ان الحرب لو نشبت في المنطقة، فانهم سيكونون ضحيتها الاولى، ولكن على أي حال، ان زيارة وزير الخارجية الايراني للكويت ربما تساهم في تذكيرهم بخطئهم الاستراتيجي في السير في اتجاه المخطط الذي يريده الصهاينة للمنطقة، واعادة صورة ايام الاحتلال المرير امام انظارهم، وكذلك ايام التخلص منها ووقوف ايران الى جانبهم في هذه الفرحة، حيث مصلحة المنطقة تقضي ان يكون الجيران معا في اتراحهم وافراحهم.
وكما قال احد الصحافيين العرب في مقال له تحت عنوان (لنتعلم من ايران): لا يجدر بهم الانخداع بالمظهر والتكنولوجيا الحديدية للولايات المتحدة، وليعلموا ان ايران هي قوة اقليمية وقد ادرك الامريكيون وحلفاؤهم هذا الشيء وسيعترفون به عن قريب.
وأتمنى ان يقوم اصدقاؤنا الكويتيون بتعديل مسار هذه الفئة قبل فوات الأوان، ولا يسمحوا لها بالاتجاه في طريق يرغمهم في النهاية على الاعتذار، لانه ليس مؤكدا ان يبدي الشعب الايراني الكريم التسامح هذه المرة ايضا.
کویت ، ناسپاسي چرا؟
به مناسبت سفر وزير امور خارجه ايران به كويت
از یاد نمیبریم که به رغم كمك هاي بي دريغ کویتیها و همراهی بي شائبه آنها با صدام در جنگ 8 ساله، جمهوری اسلامی ایران در عین اقتدار، كريمانه از اين خطا چشم پوشید و در جريان اشغال کویت توسط صدام ، نه تنها اولين كشوري بود كه اين اشغال را محكوم كرد، بلكه به انحاء مختلف به کویتی ها نيز براي رهايي از مشكلا تشان ياري رساند.
هیچ شهروند ایرانی کمکهای هنگفت مالي، سياسي، تبليغاتي و لجستيك کویت به صدام در جريان جنگ تحمیلی را از یاد نمیبرد. متقابلا نيز بعيد بنظر مي رسد کویتیها كمك ها و الطاف ايران را چه در زمان اشغال و چه پس از آن از ياد برده باشند.كما اينكه مقامات كويتي در مناسبت هاي مختلف رسما و علنا از اين موضوع تشكر وتقدير كرده اند.
حال چه شده که به يكباره مطبوعات کویت بلندگوی تبلیغاتی آمریکاییها در منطقه شده و همانطور كه در زمان جنگ تحميلي ، با محاسبات اشتباه خود گاه جلوتر از صدام نيز حركت مي كردند، اين بار نيز با همان محاسبات غلط در منطقه خليج فارس حتي از آمريكا هم جلوتر افتاده و تلاش دارند منطقه را ملتهب نشان داده و اب در آسياب دشمن مي ريزند و سوال برانگيز تر آنكه بزرگان كويت نيز نه تنها اقدام قاطعي در برابر اين جريان انجام نمي دهند بلكه گهگاه با برخي اظهارات و تصميمات جنجال برانگيز به اين روند كمك مي كنند.
جاي تعجب است كه چگونه اينان خاطرات تلخ گذشته نزديك را مرور نمي كند و از رويدادهاي زمان جنگ تحميلي درس نمي گيرد و اجازه مي دهند يك جريان شناخته شده و دشمن روابط دو كشور همسايه در اين كشور همان رفتارهاي گذشته را تكرار كرده و نسبت به اين همسايه بزرگوار خود ناسپاسي كند.
اينان با اندکی تأمل در تاریخ گذشته، درخواهند يافت که اگر جنگی در منطقه رخ دهد و هرگونه نا امنی ایجاد شود، اولین کشوری که قبل از ايران متضرر خواهد شد، همين ها خواهند بود.
به هر حال سفر وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران به کویت، میتواند این ارمغان را برای کویتیها داشته باشد که يك بار ديگر آنها را متوجه اشتباه استراتژیک خود و اين بار در همراهی با آمریکایی ها كرده و روزهای تلخ اشغال کویت و شیرینی بخشش و همراهی ایران با خود را بیاد آنان آورد تا با واقع بيني و قدر شناسي سیاست های خود را اصلاح كرده و به سوي تامين منافع ملت هاي منطقه بازگردند.
و به قول روزنامه نگار قطری در مقاله اي با عنوان " از ایران بیاموزیم" گول تکنولوژی آهنی آمریکا را نخورند و بدانند که ایران امروز قدرت منطقه ای است و آمريكا و متحدين وي نيز اين واقعيت را دريافته و دير يا زود به آن اعتراف خواهند كرد.
اميدواريم دوستان كويتي تا دير نشده روش اين عده را اصلاح كرده و اجازه ندهند آنها به سمتي ببرند كه مجددا مجبور به عذرخواهي شوند زيرا معلوم نيست اين بار مورد عفو مردم بزرگوار ايران قرار گيرند.
