تبليغاتX
آن سوی دیپلماسی
سیاسی خارجی

طی هفته های اخیر بحران پ.ک.ک. و حملات تروریستی آن مجددا بعنوان معضل جدی در پیش روی دولت ترکیه قرار گرفته و با امکان حمله نظامی ترکیه به شمال عراق این بحران صدر نشین مسایل مهم منطقه و جهان در آمده است . در این بحران بدون شک نیروهای تروریستی پ.ک.ک نقش اصلی را بازی میکنند و ما در صدد خواهیم آمد تا شمه ای از تشکیل پ.ک.ک. ، اهداف آن و کسانیکه در تشکیل آن نقش اصلی بازی نمودند را برای شما خوانندگان گرمی بیان میداریم .

تاریخچه تشکیل پ.ک.ک.

ترکیه نیز مانند خیلی از کشورهای منطقه از اقوام مختلف تشکیل بافته و دارای مردم متفاوت با نژادهای مختلف میباشد . از آنجمله کردها یکی از اقوام مهم و مطرح ترکیه میباشد که عمدتا مسلمان بوده و دارای ریشه های قوی اعتقادی و اسلامی می باشند . بطوریکه زمان دولت عثمانی مناطق کردنشین یکی از مراکز مهم نشر علوم اسلامی بوده و دانشمندان زیادی از خطه کردنشین ترکیه در جامعه انسانی بروز کرده است . ولی متاسفانه سیاستهای غلط نظام لائیک پس از تشکیل جمهوریت در این کشور اولین ضربه سنگین را به قشر کرد وارد ساخته و مسئولین نظام به خیال اینکه با انکار سایر نژادها و قلمداد کلیه ای ملت ها ی نژاد های مختلف بعنوان ترک خواهد توانست اتحاد کشور را برقرار و پیش ببرد . غافل از آن که این نوع نگرش دام دشمنان این کشور در جهت کنترل نظام تازه تاسیس یافته بود و در صورت عدم تمکین در برابر خواستهای دولت ترکیه اهرمهای گوناگونی را از آنجمله نارضایتی کردها را مطرح میساخته و موفق به تبعیت دولت آنکاراازخواست و برنامه های ان میشدند .

تحقیر قومیتهای دیگر و ازجحیت نژاد ترک نسبت به سایر نژادها همیشه یک معضل اساسی پیش روی دولت ترکیه بوده و همین نارضایتی تاکنون مسئله ساز بوده و هست . طی 80 سال دولت لائیک ترکیه سعی نموده است قومیتهای دیگر را بخصوص کردها را از هویت خود خارج ساخته و در نژاد ترک حل نمایند . بطوریکه پس از انقراض دولت خلافت عثمانی و تشکیل نظام لائیک ترکیه یکی از عمده شعارهای آنان این بود که : Ne Mutlu Türküm Diyene یعنی خوشا به حال کسانیکه میگویند ما ترک هستیم . در این شعار قومیت گرا علاوه بر اینکه نژاد ترک را نسبت به سایر نژاد ها ارجحیت میدادند حتی نژادهای موجود در ترکیه را نیز تحقیر مینمودند و این فشار نسبت به کردها خیلی بیشتر از سایر قومیتها بود . از زمان تاسیس جمهوریت زبان کردی ممنوع اعلام گشته هرگونه فعالیت اجتماعی به زبان کردی مجازاتهای سنگینی را در پی داشته است  . فقر ، بی سوادی یکی از بلایای بزرگی بودکه بوسیله سیاستهای نامعقول نطام لائیک ترکیه گریبان ساکنین مناطق شرق و جنوب شرقی ترکیه را گرفته است که اکثرا عبارت هستند از کردها . از سوی دیگر با توجه به علاقه و وابستگی کردها نسبت به اسلام این قشر هیچ وقت سازش با نظام لایئک ترکیه نداشتند و این منطقه همیشه کانون قیام های اسلامی بر علیه اقدامات ضد اسلامی دولت آنکار بوده است . قیام شیخ سعید یکی از معروف ترین این قیام ها بوده واین حرکت کردها باعث تشدیدفشارو سرکوبی توسط لایئک ها ی ترکیه شده است . بخاطر همین دولت آنکارا همیشه در صدد یافتن اهرم هایی بوده و هست  که بتواند اسلام خواهی مردم کرد ترکیه را سرکوب نموده و برای کردها هویت جدیدی ایجاد کنند .

و لذا آغاز حرکت انقلاب اسلامی در ایران به رهبری اما م خمینی (ره ) و پیروزی آن نوید بخش برای مسلمانان بخصوص کردهای متدین ترکیه بود . امید جدید در بین آنها ایجاد شد که مجددا میتواند به اوج عظمت قبلی خود باز گردند .پس از استقرار جمهوری اسلامی در ایران بزرگترین حمایت از سوی کردهای ترکیه صورت گرفت و قشرهای کرد بطور دستجمعی تبعیت خود از انقلاب اسلامی را اعلام میکردند . که یکی از دلایل اصلی کودتای نظامی سال 1980 به رهبری کنان اورن طرفداری چشمگیر مردم ترکیه بخصوص ساکنین شرق و جنوب شرقی ترکیه و کردها بود و با کمال تعجب مشاهده میکنمی که پس از کودتا و استقرار دولت کودتاچی سازمان پ.ک.ک. یعنی به اصطلاح حزب کارگران کردستان اعلام موجودیت کرده و وارد عرصه فعالیتهای سیاسی میشود . میتوان گفت یکی از دلایل عمده تشکیل پ.ک.ک. ایجاد اخلال از اسلام خواهی کردهای مسلمان و انحراف حرکت آنها به جهت های دیگر بود که مردم ترکیه به خاطر اعتقادات دینی خود از آن نگرشها بیزاربوده و مخالفت میکردند  . با این احتمال به این نتیجه میرسیم که در تشکیل پ.ک.ک. حزب کارگران کردستان به رهبری عبدالله اوجالان قدرتهای پشت پرده مثل سازمان امنیت ملی ترکیه MIT سازمان جاسوسی آمریکا CIA  و سازمان جاسوسی اسراییل MOSSAD  بی دخیل نبودند . یکی دیگر از اهداف تشکیل پ.ک.ک ایجاد اختلاف و درگیری میان کردها بود که با توجه به سابقه تاریخی این گروهک تروریستی و اعتقاد مردم نسبت به آن میتوان گفت که در این زمینه موفقیت چندانی بدست نیاورده و این گروهک تا کنون نتوانسته است پایگاهی مطلوب در بین مردم کرد بدست آورد .

تاریخ تشکیل پ.ک.ک. مربوط است به سال 1980 دقیقا پس از انجام کودتای نظامی و اوایل بصورت یک تشکل سیاسی عمل نمود ولی پس از مدتی در سال 1984 با توجه به تغییرات به وجود آمده در شرایط سیاسی ترکیه تغییر مسیر دولت از نظامیان به احزاب سیاسی این گروهک تروریستی نیز در روش عملکرد خود تغییر انجام داده و با فراخوان کردن کلیه نیروهای خود از سطح شهرها به مناطق کوهستانی اقدام به مبارزه مسلحانه نمودند . بنابر دلایل موجود هما موقع یکی از تامین کنندگان اصلی مالی برای پ.ک.ک. یکی از همسایه ها آقای سعادت الدین تانتان وزیر کشور وقت ترکیه بود . یعنی متاسفانه این موضوع نشان میدهد که حداقل در اویل تشکیل این گروهک تروریستی نظام ترکیه برفعالیت های آن نظارت داشته و در جریان کامل تهیه امکانات لازم برای آن قرار داشت.

گروهک مسلح پ.ک.ک. حزب کارگران کردستان به رهبری عبدالله اوجالان در ابتدای تشکیل خود به اصطلاح ایدئولوژی مارسیسم – لنییسم را بعنوان ایدئولوژی خود اعلام داشت ولی پس از آغاز جنگ مسلحانه در سال 1984 در خط و مشی ایدئولوژیکی خودتییر مسیر داده و ایدئولوژی مائو را بعنوان الگوی فکری خود قبول کرد .

پ.ک.ک. که قبلا بعنوان یک تشکل دانشجویی مطرح بود و بیشتر در اغتشاشات داخلی دانشجویی حضور داشت و پس از کودتای نظامی و زمانیکه مجددا احزاب سیاسی در انتخابات 1983 قدرت را به دست گرفتند .بعنوان سازمان مسلحبه اصطلاح آزادیبخش کرد وارد صحنه جنگ مسلحانه گشت واولین حمله مسلحانه خود را درتاریخ 15 اوت سال 1984 باحمله به شهرهای کرد نشین اروح و شمدینلی آغاز نمود. جالب این جاست که در تمامی درگیری های مسلحانه این گروهک عمدتا مردم عادی کرد جان خود را از دست میدادند . یکی از دلایل اصلی این درگیری ها به قدرت رسیدن تورقوت اوزال رهبرفقید ترکیه و آغاز اصلاحات بنیادین در سیستم نظام ترکیه و اعطای آزادی های نسبی به کردهای ترکیه که سایلان متمادی بخاطر اعمال سیاستهای انکار هویت نقوس کرد محکوم به محرومیتهای مضاعف گشته بودند احتمال زیادی داشت که کردهای متدین مجددا خواستهای اعتقادی خود را مطرح ساخته و معادلات منطقه وترکیه را بهم بریزند .

اما حضور پ.ک.ک. در عرصه مبارزه منطقه قبل از اینکه به نفع کردها باشد به ضرر مردم کرد و بهانه ای مضاعف برای سرکوب بیشتر آنان گشته است . حضور پ.ک.ک. و انجام عملیات تروریستی مسلحانه باعث گشته است منطقه شرق و جنوب شرقی ترکیه که بیشتر مناطق کردنشین میباشد بیشتر درمحرومیت فرو رفته و بیش از 20 سال است که با اقدامات نظامی فوق العاده اداره شود . در نتیجه این وضع در طول این مدت کوچکترین سرمایه گذاری در منطقه صورت نگرفته ، این منطقه از ابتدایی ترین امکانات دولتی محروم بوده وجوانان منطقه بیشتر برای کار به مناطق دیگر کشورمهاجرت نموده اند.

حملات پ.ک.ک. با حمایت دیگران صورت میگرد !

امروز با بررسی نوع و شکل حملات تروریستی پ .ک.ک. به این نتیجه میرسیم که این عملیات کاملا حرفه ای بوده و با استفاده ازتکنولوژی مدرن صورت میپذیرد . این هم بیانگر پشتیبانی دیگران از پ.ک.ک. در این عملیات است . در بررسی های اولیه به رد پای آمریکا و کردهای شمال عراق میرسیم . امروز تمامی سلاح های موجود در درست پ.ک.ک. ، تمامی مواد منفجره ، و بمب که پ.ک.ک در عملیات تروریستی مورد استفاده قرار میدهد ساخت آمریکا بوده وحتی این ها جزو سلاح هایی است که آمریکا جهت مبارزه با مردم عراق وارد این کشور  ساخته است و جالب است که این سلاح ها در کنار قتل عام مردم عراق امروزه در دست پ.ک.ک. و P.I.A.K  جهت انجام اقدامات تروریستی بر علیه ملت های منطقه بخصوص مردم ترکیه و مردم ایران قرار گرفته است . از سوی دیگر صرف وجود سلاح در دست این نیروها کافی نیست و آموزشهای لازم در جهت اقدامات تروریستی نیز لازم است و امروز نیروهایی که تحت عنوان نیروهای پ.ک.ک. در جنوب شرقی ترکیه در برابر ارتش ترکیه اقدام به عملیات میزنند از آموزشهای بالایی در این زمینه برخوردار هستند . یعنی این نیروها اینقدر توانایی دارند که قادر به انجام عملیات مسلحانه در برابر یک ارتش منظم و ضربه زدن به طرف مقابل خود هستند .

در این وضع چنین نتیجه  میگیرم که پ.ک.ک. تا دیروز احتمالا با کنترل سازمان های اطلاعاتی ارتش ترکیه و به احتمال قوی ناتو در جهت جلوگیری از حرکت های اسلامی و ضربه زدن به کردهای مسلمان تشکیل یافته و امروزه دیگر حتی از کنترل سازمان های اطلاعاتی ارتش خارج گشته و توسط آمریکا و ناتوبه عنوان حربه  و اهرم فشار بر علیه ترکیه واحیانا ارتش این کشور مورد استفاده قرار گیرد . جالب آن که پ.ک.ک. وارتش ترکیه که ظاهرا بعنوان دو رقیب و دشمن هم دیگر د رصحنه ا ی حضور دارند در اهداف اعلام شده خود نقاط مشترک زیادی دارند که مهمترین این نقطه اشتراک مبارزه در جهت استقرار نظام لائیکی و جلوگیری از تحقق اهداف و قوانین اسلامی میباشد . هر دوی اینها تا کنون بارها به صراحت اعلام نمودند که مخالف دخالت دین در امور حکومت و سیاست بوده و اجازه تحقق اسلامی سیاسی در جامعه را نخواهند داد .

ترکیه دربرابر نقشه های منطقه آمریکا

یکی از دلایل مهم آمریکا در پشتیبانی پ.ک.ک. بر علیه اهداف ترکیه در واقع درگیری منافع آمریکا و ترکیه در منطقه میباشد . امروز آمریکا جهت تداوم موجودیت خود در عراق نیاز به تشکیل دولت جدید مشابه رژیم اشغالگر قدس است .

و خیال میکند که با تشکیل دولت مستقل کرد در عراق واستفاده از آن بعنوان پایگاه مرکزی منطقه  پایه های حضور خود را درمنطقه تقویت خواهد نمود . این یکی از اهداف اصلی آمریکابود که سالیان متمادی جهت اجرای آن برنامه ریزی و سرمایه گذاری نمود ه است . هم اکنون طبق اطلاعات دقیق کردهای زیادی از سالها پیش در دانشگاههای آمریکا ، انگلیس و اسراییل تابع آموزشهای ویژه جهت شرکت در اداره دولت بوده و هستند و در محافل سیاسی به این گروه از کردها کردهای سفید پوست میگویند . هم چنین آمریکا در جنگ اول خیلج فارس تعداد 5 هزار نفر از کردهای عراق راجهت آموزش اقدامات تروریستی از عراق خارج ساخته و د رجزیره گدام تحت آموزشهای ویژه تروریستی و جاسوسی قرار داده بود .

از زمانیکه آمریکا در عراق چنین  هدف خود را اعلام داشت ترکیه تازه متوجه خطرشده و تشکیل دولت مستقل کرد درشمال عراق را خطر جدی برای موجودیت و تمامیت ارضی خود و عراق دانست .

این موضوع باعث آغاز و آشکارا شدن اختلافات و درگیری منافع میان آمریکا و ترکیه گشت و هم اکنون بعنوان یک عامل تعیین کننده در روابط این دو کشور دارد .

مسئولین ترکیه دیگر بخوبی متوجه شده اند که نقشه عراق توسط آمریکاییان و حتی درکنگره آمریکا تقسیم شده و تشکیل دولت کرد در شمال عراق جزو این نقشه میباشد و تشکیل چنین دولتی در شمال عراق خطر و تهدید جدی برای تمامیت ارضی خود است .آمریکا که به بهانه حادثه 11 سپتامبر و به اصطلاح مبارزه با تروریسم در دنیا اقدام به لشکر کشی نموده و کشور های افغانستان و سپس عراق را تحت اشغال در آورده در برابر سودان موضع گیری نموده فشارها و تهدیدات روز افزون برعلیه کشورهای جمهوری اسلامی ایران وسوریه و سایر کشورها دارد عملا بر اقدامات تروریست های پ.ک.ک. برعلیه مردم ترکیه صحه گذاشته و حتی از آن  پشتیبانی بعمل می آورد و دقیقا در این نقطه است که امکان درگیری نظامی ترکیه و آمریکا پیش می آید و حرفهای زیادی درمور امکان آغاز درگیری میان نیروهای آمریکا و ترکیه در صورت مداخله نطامی ترکیه به شمال عراق و انجام اقداماتی بر علیه دولت محلی کرد شمال عراق گفته شده است .

پ.ک.ک. در سال 300 میلیون دلار از قاچاق در آمد دارد

امروزه پ.ک.ک. علاوه بر اقدامات تروریستی بر علیه کشورهای منطقه در یکی از عوامل مهم قاچاق مواد مخدر و قاچاق انسان درمنطقه بوده و قسمت عمده مخارج خود را از درآمدهای قاچاق تامین میناید . بطوریکه این اقدامات پ.ک.ک. امروزه در اکثر کشورهای اروپا رایج است وبا درآمدهای فروش موادمخدر ، دزدی کودکان ، باج گیری اقدام به خرید سلاح و انجام اقدامات تروریستی مینماید بطوریکه پلیس اروپا Europol اعلام نموده که پ.ک.ک. در ردیف اول قاچاق مواد مخدر دراروپا قرار داشته و درآمد سالیانه آن فقط از بازارهای اروپایی سالیانه بیش از 300میلیون دلار میباشد . پلیس اروپا اعلام داشت که بازارهای انگلیس و رمانی نقش مرکزیت درقاچاق پ.ک.ک. داشده و درگزارش مذبور گفته شده است که پ.ک.ک. با انتقال مواد مخدر که از افغانستان و عراق به بلغارستان و رمانی انتقال میدهد در این جا با هماهنگی سازمانهای مافیای بین المللی قاچاق مواد مخدر را وارد بازارهای اروپا مینماید .

بن بست ترکیه در مبارزه با اقدامات تروریستی عراق

امروز خود مسئولین ترکیه نیز بخوبی میدانند که اقدامات تروریستی پ.ک.ک. یک حرکت مربوط کردها نبوده و ریشه در طرح خاورمیانه بزرگ آمریکا و نقشه های رژیم صهیونیستی اسراییل در منطقه دارد و این موضوع تاکنون بطور کرات از سوی مسئولین رده بالای ترکیه برزبان آورده شده و علنا اعلان گشته که پ.ک.ک. در مبارزه بر علیه دولت ترکیه دست تنها نبوده و قدرتهای خارجی بطور وسیع از آن حمایت میکنند . حتی رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه در یکی از اظهارت تند خود بر علیه آمریکا اعلام داشت که پ.ک.ک. با سلاح های سبک و سنگین آمریکا و دریافت اطلاعات آمریکا بر علیه ترکیه دست به اقدامات تروریستی میزند .

به خاطر همین است که دولت ترکیه اعتقاد دارد تنها راه حل اقدامات تروریستی نه مذاکره با دولت عراق و نه مذاکره با دولت کرد شمال عراق به رهبری طالبانی و بارزانی است بلکه مذاکره با دولت آمریکا و متقاعد ساختن شخص بوش رییس جمهوری و سایر مسئولین دولت آمریکا ست لذا اردوغان به قرارملاقات خود با آمریکا و مذاکرات در مورد پ.ک.ک. با وی قرار بود انجام دهد اهمیت زیادی قائل بئد  ولی اینکه آیا مسئولین تریه درمذاکرات با مقامات کاخ سفید به آن نتیجه مطلوب خود دست یافتند یا نه موضوعی است که یک علامت سوال بزرگ درآن نهفته است و پاسخ آن را خود مسئولین ترکیه بخوبی میدانند ولی به صراحت جرات اظهارآن را ندارند زیرا میداند که تازمانیکه آمریکا و اسراییل در منطقه حضور خواهند داشت درگیری موجود و حملات تروریستی پایان نخواهد یافت . زیرا آمریکا در منطقه دارای اهداف پلید بلند مدت بوده و به این صراحت حاضر به دست برداری از آن اهداف نیست . تا زمانیکه آمریکا به اهداف خود درعراق نرسد تا زمانیکه آمریکا به اهداف خود در منطقه نرسد تا زمانیکه آمریکا تسلط کامل به منابع غنی انرژی منطقه نداشته باشد این اوضاع بحرانی منطقه ادامه خواهد داشت . دست نشاندگان آمریکا موردحمایت قرار خواهند گرفت ، رژیم اشغالگر صهیونیستی ، گروههای کرد وابسته و تروریست های پ.ک.ک. و پژاک مورد حمایت همه جانبه آمریکا قرار خواهند گرفت و اگر امروز تحت عنوان پ.ک.ک. مورد حمایت آمریکا قرار میگیرد فردا تحت عنوان تروریست های پژاک مورد حمایت همه جانبه آمریکا و اسراییل قرار خواهد گرفت و باز هم تهدید این گروههای تروریستی بر علیه کشورهای منطقه ترکیه ، ایران ، و عراق و سوریه ادامه خواهد داشت .

آنکارا میداند که مداخله  درشمال عراق در واقع مداخله درمنافع بلند مدت آمریکا در منطقه و به خطرانداختن آن است و به احتمال زیاد در صورت چنین تحقق امکان درگیری میان نیروهای آمریکا و ترکیه وجود خواهد داشت از سوی دیگر بخاطر توطئه های زیرکانه و تحریک مردم ترکیه در جهت تحت فشار قرار دادن دولت اردوغان برای مداخله به شمال عراق دولت آنکارا کاملا درلای منگنه قرار گرفته و وادار میشود که تا در برابر خواستهای غیر مشروع آمریکا تسلیم شده و هماهنگ با آمریکا در سیاستهای سلطه گرانه آن شرکت داشته باشد . دولت آنکارا تاکنون سعی نموده با  تدابیر خواص سیاستهای خود را پیش برده و علاوه بر اینکه در برابر باج خواهی های واشنگتن تسلیم نشود در عین حال فشار مردم ترکیه بر دولت را بکاهد .

یکی دلایل تصویب لایحه اجازه مداخله ترکیه به شمال عراق از سوی مجلس ترکیه همین بو که اردوغان با این کار میخواست از فشار مردم کاسته و سیاستهای بطور معقول پیش ببرد .

نوشته شده توسط روح الله قاسمیان در ساعت 14:5 | لینک  | 

 
احمد جارالله روزنامه نگار روزنامه السیاسة کویت بخاطر انتشار مطالب ضد ایرانی و راه اندازی موج جدیدی از اتهامات علیه ایران مورد حمايت برخي گروه‌هاي تندرو در منطقه قرار گرفته است بطوري كه اين روزنامه به پايگاه بيان مواضع ضدايراني تبديل شده است.
به گزارش «جهان»، احمد جارالله همواره مورد حمایت مستقیم وهابی‌ها و برخی جریانات تندرو در کویت است.
وي تا قبل از سقوط صدام هدایا و امتیازهای بسیار زيادي را از صدام دريافت كرده و پس از سقوط صدام نیز مورد حمایت آمریکا و گروه‌هاي وهابي قرار گرفت.
اين روزنامه‌نگار بخاطر انتشار مواضع يك‌جانبه ضدایرانی در روزنامه متبوع خود، مورد سرزنش برخي مقامات ارشد نزديك به امير كويت قرار گرفته است. 
حمایت از شاه ایران؛
احمد جارالله پيش از انقلاب اسلامي ايران روابط بسيار دوستانه اي با خاندان پهلوي و از جمله شخص محمدرضا داشت ، چنانكه بارها و بارها با وي مصاحبه و گفتگو کرده و در ايران نيز مورد حمایت جدی وی بود و به طور معمول هدایای گران‌بهايي از وی دریافت می‌کرد.
جارالله بارها و بارها در اثبات همکاری خود به جانبداری از شاه مخلوع ايران قلم می‌زد.
پس از شاه؛
احمد جارالله بخاطر مخالفت‌هاي جدی و قلم زنی خود علیه جمهوری اسلامی ایران، در روزنامه السیاسة،  توانست نظر برخی شيخ نشينان حامي صدام را به خود جلب کند، به گونه ای که وی در همان اوقات جوانی در میکده ها و عشرت کده‌های مخصوص شیوخ عرب در انگلستان، اسکاتلند و کاردلیپ ديده مي‌شد. میکده هایی که فقط برخی سران شیوخ عرب در آنجا به خوش‌گذراني می‌پرداختند.
حمایت از صدام و دریافت امتیازات ویژه
پس از سقوط شاه و پیروزی انقلاب اسلامی ایران، کشورهای عرب منطقه خلیج فارس با همدستی برخی قدرت های استکباری فعالیت‌های ضدایرانی خود را آغاز کردند که در سطح منطقه صدام حسین عامل و ابراز مستقیم آنها بود و اولین نشانه آشکار مبارزه و مخالفت آن‌ها علم کردن اين دیکتاتور به جنگ علیه کشور ایران بود.
در این زمان احمد جارالله که منتظر فرصتی بود تا احساسات ضد ایرانی خود را به نمایش گذاشته و بتواند از امتیازات آن برخوردار شود، در لاک صدام فرو رفت و از حمایت کشورهای استکباری که به صدام کمک می کردند نيز برخوردار شد.
جارالله در جلسه‌اي خصوصي اعلام کرده بود كه هر ماه در ضيافت شام صدام شركت مي‌كرده، اما اين در حالي است كه مقامات رسمی کویت اعلام كردند كه جارالله در طول جنگ تحمیلی تنها 6 بار به عراق سفر كرده و بنابر اين نمي توانسته هر ماه در كنار صدام شام صرف كرده باشد.
اين روزنامه‌نگار با تثبیت موقعیت خود در نزد صدام، یک‌دستگاه خودرو شکاری پژو و تفنگ وینچستر، از صدام  هدیه گرفت و علاوه بر آن چندین نوبت از صدام شمشیر نظامی عربی ويژه دريافت كرد.
همچنین وي پس از پایان عملیات باز پس‌گیری فاو توسط عراق، دست صدام را به نشانه خدمتگزاری بوسید و در طول جنگ عراق علیه ایران روابط ویژه ای با طارق عزیز معاون صدام و وزیر امورخارجه‌اش داشت.
گفتنی است در طول جنگ تحمیلی، تمامی فعالیت های ایرانیان مقیم کویت و شیعیان در این کشور را برای اثبات همکاری خود در اختیار سازمان استخبارات (اطلاعات) عراق قرار می‌داد.
پس از صدام
پس از سقوط صدام، وی به دليل خصومت خود با ايران و از دست دادن موقعيت خود پس از شاه و صدام در دو كشور مهم منطقه، نمي توانست نظاره‌گر حضور شیعیان در قدرت عراق در انتخاباتی مشروع و مردمی باشد.
با اوج گیری اتهامات علیه جمهوری اسلامی ایران که از سوی آمریکایی ها عنوان می‌شد و حمایت بعثی ها و وهابی‌های تندرو در عراق را دنبال داشت، وی نیز از فرصت استفاده کرد و موج جدیدی از اتهامات را در روزنامه السیاسة کویت عليه ايران به راه انداخت.
وهابی‌ها و سلفی‌ها در کویت، بزرگ ترین پایگاه خود علیه جمهوری اسلامی ایران را روزنامه السیاسة قرار دادند که احمد جارالله نیز در راس اين پايگاه قرار گرفت كه البته انتشار مطالب ضدایرانی نادرست و يك جانبه سبب كاهش مقبوليت اين روزنامه در بين مخاطبان شد.
در حال حاظر مواضع ضدایرانی را احمد جارالله هدايت مي‌كند كه اين امر باعث نگرانی برخی از نزدیکان امیر کویت و خاندان الصباح شده است و امروز نيز در واکنشی بسیار تند علیه جارالله، خواستار پایان دادن به موج اتهامات ضد ایرانی در این روزنامه شده اند.
یک مقام ارشد دستگاه امنیتی کویت كه در گذشته چند بار در برخي‌ وزارت‌خانه‌ها نيز حضور داشته است، خط دهی به نشریات این کشور در ایجاد موج ضد ایرانی را هدایت می‌کند.
يك مقام آگاه در گفتگو با خبرنگار «جهان» نيز درباره اين شخص گفت: اسنادي در دست داريم كه نشان مي‌دهد، جارالله در تخلیه محموله‌های نظامی از فرانسه و مصر در بندر جده به کویت و از کویت به صفوان و از آنجا به پایگاه های هوایی ناصریه و الشعبیه در طول جنگ تحمیلی، عامل مستقیم و تأثیر گذار بوده است و نشان می دهد که وی در طول جنگ تحمیلی از صدام حمایت شدید و مستقیم می‌کرده است.
نوشته شده توسط روح الله قاسمیان در ساعت 15:23 | لینک  | 

آنچه که بسیاری از کارشناسان پاکستانی رخ دادنش را در شرایط فعلی پاکستان غیر محتمل می‌شمردند، بالاخره اتفاق افتاد و پرویز مشرف با اعلام شرایط فوق‌العاده، قانون اساسی را به حال تعلیق درآورد و قبضه قدرت را در دست خود گرفت؛ اتفاقی که برخی از روزنامه های پاکستان آن را کودتای دوم ژنرال مشرف خوانده اند.

اعتقاد بر اين بود كه اعلام وضعیت فوق العاده در پاکستان ار سوی مشرف، محاصره دادگاه عالی توسط ارتش، اخراج افتخار محمد چودهری از ریاست دیوان عالی که مجددا به سمت خود بازگشته بود، پیشروی شبه ‌نظامی‌های افراطی در ایالت وزیرستان حوادثی است که ژنرال را در لباس ارتش مستحکم تر خواهد کرد.     

 

آنچه که بسیاری از کارشناسان پاکستانی رخ دادنش را در شرایط فعلی پاکستان غیر محتمل می‌شمردند، بالاخره اتفاق افتاد و پرویز مشرف با اعلام شرایط فوق‌العاده، قانون اساسی را به حال تعلیق درآورد و قبضه قدرت را در دست خود گرفت؛ اتفاقی که برخی از روزنامه های پاکستان آن را کودتای دوم ژنرال مشرف خوانده اند.

حکومت نظامی ژنرال

مشرف ساعاتی پس از اعلام شرایط فوق‌العاده، از شبکه تلویزیون دولتی پاکستان خطاب به مردم این کشور تذکر داد که گسترش بنیاد گرایی افراطی و افزایش قدرت شبه‌نظامی‌های اسلام‌گرا را در کنار اقدامات اخیر دستگاه قضایی پاکستان که به گفته او موجب فلج شدن دولت شده است، دلایل اصلی اعلام حالت فوق العاده دانست.

نکته جالب اینکه این پیام در حالی پخش ‌شد که برنامه تمام شبکه‌های تلویزیون خصوصی پاکستان قطع شده و برقراری ارتباطات تلفنی سیار و ثابت در پایتخت و سایر شهرهای مهم میسر نبود.

اوضاع قبل ار اعلام حالت فوق العاده

یک روز پیش از اینکه مشرف با اعلام شرایط فوق‌العاده وضعیت جدیدی در کشور پدید آورد، نیروهای شبه‌نظامی اسلام‌گرا در ایالت وزیرستان در مرز افغانستان و پاکستان در شمال غرب این کشور دو پایگاه نظامیان دولتی را اشغال کرده و 120 نیرویی که از دفتر کمیساریای پلیس محافظت می‌کردند را برای مدت کوتاهی به گروگان گرفته بودند.
نکته حائز اهمیت عدم مقاومت بخشی از نیروهای دولتی در برابر آن‌ها بود. ظاهراً استدلال آنها این بود که نمی‌خواهیم با برادران مسلمان‌مان بجنگیم بر هیمن اساس سلاح‌ها و موضع خود را کناذر گذاشته و عقب نشینی می‌کنند. (گزارشی به این مضمون ابتدا ساعاتی روی سایت فیگارو ظاهر شد اما بعد تغییر پیدا کرد.)
ابهام در اعلام رئیس جمهوری ژنرال
از سوی دیگر مشرف که اوایل ماه اکتبر توانسته بود با اتکا به پارلمانی که از دوران اوج قدرت او باقی مانده اکثریت آراء را برای یک دوره جدید پنج ساله ریاست جمهوری به دست آورد به خاطر اقدامات دستگاه قضایی تا شامگاه شنبه و اعلام شرایط فوق‌العاده هنوز نمی‌توانست به طور قطع مطمئن باشد که پس از 15 فوریه و منقضی شدن دوران ریاست جمهوری فعلی‌اش باز می‌تواند در کاخ ریاست جمهوری در راولپندی حاضر شود یا نه.
در حقیقت دادگاه عالی با استناد به دو شکواییه که پیش از برگزاری رای‌گیری ریاست جمهوری 6 اکتبر در پارلمان و چهار شورای استانی تسلیم دادگاه شده بود، اعلام کرده بود که نتیجه نهایی این رای‌گیری منوط به حکم دادگاه است.
     
گفتنی است دو شکواییه مشروعیت کاندیداتوری مشرف را برای رای‌گیری ریاست جمهوری زیر سئوال می‌برد چرا که او خلاف قانون اساسی پاکستان (که فرماندهی ارتش و ریاست جمهوری را توسط یک نفر نفی می‌کند) هنوز از فرماندهی ارتش استعفا نداده است.
اما دادگاه عالی در حرکتی که شاید انگیزه سیاسی را نیز بتوان در آن دخیل دانست جلسات دادرسی این پرونده را به درازا کشاند و به اعتقاد برخی تحلیل‌گران با در برزخ قرار دادن مشرف، او را وادار به اعلام شرایط فوق‌العاده کرد.

مقابله با سیستم قضایی
مشرف نیز در حقیقت با این عمل، اشاره به تقصیر دیوان عالی در فلج کردن دولت در ماه‌های اخیر که در پیام تلویزیونی به آن اشاره کرد، اخراج قاضی افتخار محمد چودهری از سمت ریاست دیوان عالی پاکستان، بازداشت برخی وکلا و قضات برجسته مانند قاضی اعتزاز احسن، و تعلیق قانون اساسی نشان داده است که هدف اول او از اعلام وضعیت فوق‌العاده، رو در رویی با سیستم قضایی پاکستان است تا مقابله با شبه‌نظامی‌های بنیادگرا.
 
سرانجام حکومت نظامی
البته بسیاری از تحلیل‌گران بر این اعتقادند که آغاز افول حکومت مشرف تعلیق قاضی چودهری از ریاست دیوان عالی می باشد، و او نیز به یکی از چهره‌های شاخص و محبوب بین مخالفان مشرف تبدیل شده و درگیری‌های بعدی هواداران او و نیروهای دولتی پاکستان را به ورطه هرج و مرجی کشاند که این کشور از اوایل دهه 1990 تا آن روز به خود ندیده بود.
در اوج این درگیری‌ها در کراچی حدود 40 نفر از هواداران دو طرف کشته شدند و از آن زمان شمارش معکوس برای مشرف (و شاید قاضی چودهری) آغاز شد چرا که تا به این جای کار قاضی چودهری است که در پی اعلام وضعیت فوق‌العاده منصب خود را از دست داده و در بازداشت خانگی به سر می‌برد.
به این ترتیب به رغم آرامش نسبی امروز در خیابان‌های شهرهای اصلی پاکستان پیش‌بینی می‌شود این کشور در روزهای آتی شاهد دور جدیدی از زد و خوردهای خونین بین نیروهای دولتی و مخالفان مشرف باشد و شاید هم شمارش معکوسی برای پایان دادن به حکومت ژنرال!
نوشته شده توسط روح الله قاسمیان در ساعت 12:44 | لینک  | 

 

 

صبحي غندور : مديرگفتمان عربي درواشنگتن

 

 اظهارات ضدو نقيض مقامات آمريکايي واسراييلي درباره احتمال بروز اقدامات نظامي عليه ايران و سوريه بار ديگرثابت مي کند که سال جاري هم فقط ، سال جار وجنجال و وعده و وعيد خالي است نه سال تشديد تنش نظامي يا شعله ور کردن جنگ هاي تازه درمنطقه.

 

من از يک سال پيش در چند مقاله خود بارها به اين برداشت اشاره وتاكيد کردم که اين تهديدات فقط هياهو است واتفاقي رخ نمي دهد به طوري که پيش بيني برخي كارشناسان از بروز تابستان داغ در منطقه وبرافروختن جنگ نظامي عليه ايران، سوريه و يا لبنان نادرست از آب درآمد.

موضعگيري ها و اظهارات ضد ونقيض و متضاد مقامات آمريکايي و اسراييلي درقبال ايران وسوريه هم اکنون بيشتر به شاخص هاي مالي در بازار بورس شبيه است که گاهي به طور ناگهاني و غيرمنتظره شاهد نوسان و افزايش يا کاهش است و خط مشي باثباتي را براي يک دوره طولاني دنبال نمي کند، گرچه روند حرکتي تنش ها براي به راه انداختن جنگ از سبک شاخص هاي مالي پيروي نمي کند بلکه پيوسته سيري صعودي دارد که ما نمونه آن را در زمينه سازي و مقدمه چيني دوسال قبل از حمله سال 2003 به عراق شاهد بوديم.

اين درحالي است كه آمريکا تلاش مي كند روند مذاکرات خود را با تهران و دمشق بهبود بخشد و براي شعله ور کردن جنگ با سوريه يا ايران و يا هر دوي آنها تلاش نمي کند.

و به رغم وجود جريان تندرو و تاثيرگذار در دولت آمريکا به رهبري "ديک چني" معاون رييس جمهوري که براي تشديد تنش نظامي بويژه عليه ايران فشار مي آورد و نيز اقدامات تحريک آميز مداوم اسراييل، محاسبات دولت آمريکا هنوز به مرحله حتمي عمليات نظامي نرسيده است.

عوامل و فاکتورهاي داخلي و خارجي و ميزان تحولات سياسي و نظامي كه در تصميم گيري دولت آمريکا دخيل هستند هنوز هيچ يک از آنها نشان دهنده تکميل مرحله ترجيح گزينه جنگ، نيست .

دولت "جرج بوش" رييس جمهوري آمريکا هم اکنون به خاطر سطح کم حمايت مردم آمريکا ازآن رنج مي برد به گونه اي که بيش از دو سوم آمريکايي ها درحال حاضر مخالف سياست دولت بوش هستند لذا وضعيت کنوني دولت آمريکا با وضعيت آن در زمان زمينه سازي براي جنگ با عراق متفاوت است.

اکثريت اعضاي کنگره آمريکا هم اکنون درساختار حزبي و سياسي مخالف دولت هستند و کنگره در سال آخر زمامداري رييس جمهوري آمريکا و زمان رقابت هاي انتخاباني ميان دموکرات ها و جمهوريخواهان حامي بوش نخواهد بود و از وي در راه انداختن جنگ جديدي حمايت نخواهد کرد بويژه اينکه هم اکنون آمريکا ازجنگ عراق آن رنج مي برد.

دولت آمريکا از جنبه نظامي درعين حال از اين مساله هراس دارد که مبادا نيروها، پايگاه ها و کشتي هاي اين کشور در عراق و خليج فارس به اهداف آساني" براي واكنش ايران به اقدام نظامي احتمالي واشنگتن تبديل شوند. همين مساله حمله زميني به ايران و وارد کردن نيروهاي زميني به عمق خاک اين کشور براي آمريکا غير ممکن خواهدكرد؛

دولت آمريکا درجنگ با ايران پيش ازآنکه دولت آمريکا بتواند نظام سياسي ايران را تغيير دهد ويا تضعيف کند مشکل و بار سنگين اضافي ديگري را براي حضور نظامي در منطقه بوجود خواهد آورد.

اکثر کشورهاي منطقه به جز رژيم اسراييل مخالفت خود را با استفاده از گزينه نظامي براي حل مناقشه کنوني واشنگتن با تهران درباره موضوع انرژي هسته اي اعلام کرده اند زيرا اين کشورهاي منطقه هستند که تاوان سنگين تبعات چنين تصميمي را که نتايج سياسي و نظامي آن نامشخص است، خواهند پرداخت.

در سطح بين المللي نيز دولت آمريکا هم اکنون بدون رجوع به شوراي امنيت نمي تواند براي برافروختن جنگ جديدي تصميم بگيرد زيرا تجربه جنگ عليه عراق در سال 2003 ميلادي و بي توجهي آمريکا به نظر جامعه جهاني به نتايج وخيمي براي اين کشور منجر شده است.

واشنگتن بخاطر مشکلاتي که درعراق باآن روبه رو است هم اکنون وانمود مي کند که از سازمان ملل متحد حرف شنوي دارد وبراي هر تصميم واقدامي درسطح بين المللي به شوراي امنيت مراجعه مي كند ، بنابراين درحالي كه دولتمردان آمريكا به نقش فعال تر سازمان ملل در مواجه با تبعات و پيامدهاي اشغال عراق نيازمند است چگونه مي توانند بدون موافقت شوراي امنيت وارد جنگ ديگري شوند که به مراتب خطرناکتر از جنگ عراق است، و با توجه به برملا شدن دروغ هاي واشنگتن براي توجيه جنگ عراق،با چه بهانه اي مي خواهد جنگ عليه ايران را توجيه كند؟

                                            
                                                                                                                        

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

از سوي از سوی ديگر آژانس بين المللي انرژي اتمي همچنان بدون هيچ گونه مانعي با ايران درباره برنامه هسته اي اين کشور گفتگو مي کند و روسيه و چين نيز هم اکنون مخالف تشديد تحريم هاي اقتصادي عليه ايران هستند چه برسد به تصميم جنگ عليه اين کشور. و حتي آلمان هم اعلام کرده است که رجوع به شوراي امنيت در موضوع تشديد مجازات ها و محدود نکردن آن به دوطرف اروپايي و آمريکايي را مي پسندد.

اظهارات اخير مقامات فرانسوي درباره احتمال جنگ عليه ايران نيز سودي براي دولت بوش نداشته است و فرانسه به جايگزيني براي حمايت نظامي انگليس از مواضع آمريکا در زمان زمامداري "توني بلر" تبديل نشد و اين درحالي است که واشنگتن هم اکنون و با روي کار آمدن "گوردون براون" نخست وزير کنوني انگليس حمايت لندن را از دست داده است و دولت براون اکنون خواهان ادامه حضور نظامي خود در عراق نيست پس با اين اوصاف، چگونه امکان جنگ جديدي وجود دارد؟

اسراييل تنها طرفي است که آمريکا مي تواند در زمينه مشارکت و همراهي در هر عمليات نظامي عليه ايران به آن تكيه داشته باشد اما حتي اسراييل نيز همچنان از نتايج و پيامدهاي تجاوز خود در تابستان گذشته به لبنان رنج مي برد و افزون برآن هر اقدام نظامي تل آويو عليه ايران به غير از پاسخ مستقيم ايران ،چندين جبهه نظامي در منطقه دربرابر اسراييل را خواهد گشود.

مثلث واشنگتن، تل آويو و پاريس درقبال تهران و دمشق پيام هاي ضد ونقيض و متضادي مي فرستند که برخي از پيام ها درباره بروز بحران خطرناک و مصيبت بار هشدار مي دهد و برخي ديگر نويد وعده خير و خوشي و دستاوردهاي سياسي و اقتصادي مي دهد و اين تضاد پيام ها بيانگر واقعيت مرحله آينده واجراي گفت وگواست و نشانگر مرحله جنگ و انفجار بزرگ نظامي در منطقه نيست.

ناگفته نماندکه جداسازي اختلافات آمريکا با ايران و سوريه از سه مساله حساس در منطقه موسوم به "مثلت بحران" که شامل عراق، لبنان و فلسطين است، امکانپذير نيست و مذاکرات مستقيم و غير مستقيم آمريکا با تهران و دمشق سرنوشت اين "مثلث بحران " را تعيين مي كند گرچه وفاق بين کشورهاي عربي وجود ندارد.

نبود همبستگي فعال جهان عرب همان عاملي است که باعث شده تادولت هاي عربي براي جلب حمايت يا مقابله با خطرات و چالش به خارج متوسل شونددر حالي كه اسراييل و آمريکا به منافع اعراب توجهي ندارد و خواهان هيچ گونه هماهنگي انسجام جهان عرب در قبال بحران هاي حساس در منطقه نيستند.

بنابراين چنانچه امکان جنگيدن باايران درشرايط کنوني براي آمريکا ميسر نباشد اين بدان معناست که واشنگتن آماده گفت وگو با اين کشور است و اظهارات ژنرال" جان ابي زيد" فرمانده سابق نيروهاي آمريکايي در خاورميانه درباره امکان همزيستي با ايران هسته اي نشانه اي از بحث و جدل هاي مطرح کنوني در درون نهادهاي تصميم گيرنده آمريکا است.

آمريکا پيشتر، دولت هاي تهران و دمشق را همسان با دو الگوي نظام کنوني ليبي يا نظام سابق عراق قرار مي داد، يعني اين که يا تسليم شروط آمريکا براي رابطه با واشنگتن شوند يا سرنگوني نظام خود را انتخاب کنند اما اين کشور به تهران و دمشق براي ترميم و بهبود اوضاع سياسي و امنيتي در عراق و بررسي و حل وفصل پرونده فلسطين و لبنان نياز دارد با اين حال اين بدان معنا نيست که دولت بوش معاملاتي را با دولت هايي که خواهان سرنگوني آنهاست، منعقد خواهد کرد.

هم اکنون الگوي سومي که کره شمالي است، وجود دارد که بوش اين کشور را در آغاز سال 2002 ميلادي در محور شرارت قرار داد اما تعاملش با کره شمالي بر اساس مذاکره تدريجي و شيوه داد وستد است به گونه اي که هرطرف در مقابل اعطاي امتيازي، امتياز ديگري بدست مي آورد.

شيوه تعامل دولت بوش با کره شمالي دربرخورد با دولت هاي دمشق و تهران بيشتر از ساير گزينه ها صدق مي کند. يعني مذاکره مجزا بين اين دو کشور درباره مسايل حساس و لاينحل و نه مذاکره کلي در باره همه مسايل در آن واحد. براين اساس، مساله تحولات سياسي در عراق، موضوع آشتي ملي يا تدابير امنيتي مورد نظر آمريکا در مرز با سوريه و ايران، جدا از مذاکرات احتمالي درباره پرونده فلسطين و لبنان خواهد بود.

کنفرانس صلح در نوامبر آينده درباره پرونده فلسطين نيزبرگزار خواهد شد و شايد برنامه کاري اين كنفرانس گسترش يافته و ازسرگيري مذاکرات سوريه و اسراييل را که در پايان زمامداري بيل کلينتون رييس جمهوري سابق آمريکا متوقف شد، دربربگيرد و اين بدان معنا است که شايد جبهه لبنان با اسراييل و حل مساله کشتزارهاي شبعاي لبنان را شامل شود و اگر مذاکرات سوريه و اسراييل به معاهده اي ختم شود در اين صورت لبنان نيز درآينده به امضاي معاهده سازش با اسراييل توجه خواهد کرد.

درهر حال شرايط فعلي منطقه خاكستري تار و ابري است و اين وضعيت براي مدتي ادامه خواهد يافت وپنهان کاريها برهمين اساس تداوم مي يابد اما نظام هاي عربي بايد تاكي در انتظار طلوع آفتاب از غرب باشند تا واقعيت براي آنها روشن شود؟

نوشته شده توسط روح الله قاسمیان در ساعت 20:22 | لینک  | 

ترکیه بعنوان یک عضو سازمان NATO دارای ساختار ارتش نسبتا قدرتمند بوده و بخصوص از سالهای 1950 به بعد خود راکاملا با چهارچوب ساختار و برنامه های NATO منطبق ساخته و سعی نموده است بعنوان یک عضو فعال در کلیه ای وظایف محوله و ماموریت های ناتو انجام وظیفه نماید. البته اینکه این ماموریت ها تا چه اندازه مطابق منافع ملی ترکیه بوده و ملت ترکیه از آن ماموریتها چه عایدی خواهد داشت مسائلی بوده است که اصلا مطرح نبوده و جوابی برای آنها وجود نداشته است.
باتوجه به ساختار موجود ارتش ترکیه حتی در داخل کشور نیز ارتش تاکنون در مقام و موقعیت فراتر از قانون قرار داشته و به بهانه حفظ و دفاع از ارزشهای آتاترک و نظام لائیک همیشه بر اقدامات ضد دمکراتیک خود برخلاف نظر و خواست مردم ترکیه عمل نموده و حتی با انجام کودتاهای نظامی ، دولت های منتخب مردم را سرنگون نموده و خود رادر جایگاه دولت قرار داده است .
                                                          
ارتش ترکیه بخصوص در دوران جنگ سرد بخشی از خطوط مقدم دفاعی NATO در برابر اتحاد جماهیر شوری کمونیستی بوده ولی در عین حال هرگز وظایف اصلی خود را که از طرف سازمان نظامی آتلانیتک شمالی یعنی NATO به آن محول شده بود را فراموش نکرده و هرگاه احساس می کرد که گروههای مردمی و خارج از کنترل ، درصددند قدرت را به دست گیرند به بهانه حفظ نظام لایئک بدون هیچگونه تردیدی وارد عمل می شد و با کودتای نظامی قدرت را به دست می گرفت وپس از مدت زمانی که احساس می کرد که شیرازه همه چیز بهم خورده و و دیگر نیازی به حضور نظامیان در صحنه سیاسی نیست ، با انجام انتخابات جدید خود را کنارمی کشیدند.
جالب این جاست که هر موقع که نظامیان در ترکیه به بهانه های واهی دست به کودتا زده و به زعم خود کشور را از خطر خارجی و از هم پاشیدن نجات دادند ، در اولین انتخابات ، ملت ترکیه رای به کسانی دادند و کسانی راسر کار آوردند که کاملا برخلاف نظر نظامیان بود .
و همیشه پس از تشکیل دولت جدید ، کابوس نظامیان ترکیه مجددا آغاز می شد و تا کودتای بعدی درگیری میان سیاستمداران و نظامیان به شدت ادامه داشته و این موضوع باعث می شد که ترکیه همیشه در صحنه های بین المللی سرخورده باشد و مسئولین نظام نتوانند کشور را در جهت پیشرفت و توسعه هدایت نمایند .
ماموریت های خارجی نیروهای مسلح ترکیه
ارتش ترکیه تاکنون بخاطر عضویت در ناتو در تعداد زیادی از عملیات نظامی شرکت کرده است که حتی اکثر اوقات مردم ترکیه قادر به نشان دادن محل و مکان عملیات های فوق در روی نقشه نمی باشند و نمی دانند که ارتش ترکیه در مکان های یاد شده از کدام منافع ملت و دولت ترکیه دفاع نموده و بخاطر آن جان جوانان ترکیه را فدا نموده و یا به خطر انداخته است .
حتی هم اکنون نیز نیروهای زیادی از ارتش ترکیه در نقاط زیادی از جهان تحت چهارچوب نیروهای صلح ناتو حضور داشته و وظایف محوله ای از سوی خارجیان به جا میآورد . از آنجمله هم اکنون از ارتش ترکیه نیروهایی در افغانستان ، بوسنی و هرزگوین ، کوزوو، جمهوری دمکراتیک کنگو ، گرجستان ، لبنان ، و سودان حضور دارند و تمام این ها تحت برنامه های ناتو می باشند .
اولین بار ترکیه در بین سالهای 195-53 جهت شرکت در جنگ کره و آمریکا نیرویی در اختیار آمریکا قرار داد و این روند همچنان تا امروز ادامه داشته است . جالب این جاست که ارتش ترکیه در حالیکه در خارج از مرزهای خود در حال کمک کرده به صلح جهانی است در داخل ترکیه تاکنون نتوانسته است در برابر گروهای مسلح مخالف دولت اقدام موثری از خود نشان داده و امنیت مردم ترکیه را حفظ نماید .
زمانی که ارتش ترکیه در داخل د رمسائل سیاسی که مربوط به آن نیست قد علم کند و با اعلامیه های تند و تیز خود سیاسیون را تهدید می کند ، امر و نهی می کند و راه و روش مملکت داری را به دولتمردان دیکته می کند همان موقع هواپیماهای متجاوز آمریکا و اسراییل در فضای آسمان ترکیه بدون کوچکترین ترس و ممانعتی به پرواز در آمده و امنیت این کشور را به خطر می اندازند و جالب این است که کوچکترین اظهارنظر و اعتراضی از سوی فرماندهان عالی رتبه نظامی صورت نمی گیرد و همین رفتار و مسائل باعث گشته است که مردم و روشنفکران ترکیه احتمال دهند که این اقدامات تجاوز کارانه آمریکا و اسراییل با اطلاع هیئت فرماندهی ارتش ترکیه صورت گرفته است که در صورت صحت این موضع جایگاه ارتش ترکیه به طور جد مورد سوال واقع خواهد شد .
تغییر در مواضع ارتش ترکیه
طی سالهای اخیر و با گسترش امکانات ارتباط جمعی و افزایش آگاهی مردم احساس می شود که دیگر دوران یکه تازی ارتش ترکیه نیز به پایان رسیده و مجبور است هر اقدام خود را در پیشگاه مردم توجیح نماید . و افت شدید محبوبیت ارتش در نزد مردم نشان می دهد که مردم ترکیه دیگر حاضر نیستند در برابر یکه تازی های ارتش سکوت نمایند .
                                                          
در ضمن حضور دولت اردوغان که خود از یک خانواده اسلامی بوده و بخاطر دفاع از ارزشهای اسلامی زندانی گشته است باعث شده که فرماندهان عالی رتبه ارتش مانند سالهای قبل در سیاست مداخله ننمایند . ارتش درابتدای انتخابات ریاست جمهوری ، به شدت با انتخاب عبدالله گل مخالف بود و با انتشار اعلامیه در سایت اینترنتی ستاد مشترک ارتش و تهدیدات شدید مانع انتخابات عبدالله گل شد و عملا" ترکیه را با یک بن بست مهم سیاسی روبه رو ساخته بود .
پس از تجدید انتخابات مجلس و ارای بیش از 47% حزب عدالت و توسعه ، ارتش کاملا متوجه مخالفت مردم با اقدامات زورگویانه شده و طی تشکیل جلسات متعدد داخلی میان فرماندهان عالی ارتش تصمیم به سکوت و عدم مداخله در مسائل جاری کشور گرفتند. و لذا علی رغم فشارهای زیاد از سوی سیاستمداران شکست خورده که سعی داشتند ارتش را مجددا" وادار به مداخله در مسائل سیاسی نمانید آقای بیوک آنیت به صراحت اعلام نمود که ترجیح میدهد در مسائل سیاسی مداخله ننماید و اگر احیانا" کشور با خطر جدی روبه رو شد مداخله خواهد کرد. اما این ظاهر قضیه بود و ژنرال های موجود ارتش در صورت فراهم بودن شرایط آمادگی کامل را دارند که مجددا در امور داخلی کشور مداخله نماید و شرایط را به نفع خود تغییر دهند .
- این مسلم است که ژنرالها به هیچ وجه بافت فعلی مجلس ترکیه که حزب عدالت و توسعه آقای اردوغان است را قبول نداشته اند .
- این مسلم است که ژنرالها حضور عبدالله گل را در مقام ریاست جمهوری ترکیه که یک فرد معتقد و متدین بوده و از خانواده مذهبی وارد صحنه سیاسی شده و خانم وی علی رغم همه فشارهای لائیک ها در پوشش اسلامی خود اصرار داشته و حتی چند سال پیش ، قبل از دولت اردوغان موضع ممنوعیت حجاب در ترکیه رابه دادگاه حقوق بشر اتحادیه اروپا برده و فرجام خواهی نموده بود ، تحمل نداشته و ندارند.
- بخاطر همین مسائل بود که فرماندهان عالی رتبه ارتش ترکیه پس از انتخاب عبدالله گل به مقام ریاست جمهوری در هیچ یک از مهمانی های عبدالله گل شرکت نداشته اند .
اما آیا ارتش علی رغم چنین دیدگاهی چرا تاکنون سکوت اختیار نموده و اقدامی در برابر وضعیت موجود انجام نداده است ؟ برای این سوال دلایل زیر قابل طرح است :
- سیاستهای دوراندیشانه آقای رجب طیب اردوغان
- فشارهای اتحادیه اروپا
- عدم بی تفاوتی مردم ترکیه در برابر حوادث اتفاق افتاده در داخل کشور
- تغییر سریع شرایط جهانی و تضعیف مواضع NATD
- فشارها و تهدیدات مضاعف آمریکا ترکیه

 تصویب لایحه به رسمیت شناختن قتل عام ارامنه در کنگره آمریکا
                                                             
تصویب لایحه شناسایی قتل عام ارامنه از سوی دولت عثمانی در کمیسیون سیاست خارجی کنگره آمریکا به مثابه قطره ای شد که آب موجود در لیوان را سر ریز نموده و دیگر هیچ بهانه ای در دست ارتش ترکیه باقی نگذاشت که هنوز هم از دوستی آمریکا دفاع نموده و خود را در چهارچوب برنامه های تجاوزکارانه آمریکا مطرح می سازد. 
تاکنون مخالفت با آمریکا در میان رده های پایین ارتش ترکیه به اوج خود رسیده و این موضوع حتی از سوی فرماندهان عالی رتبه نیز به زبان آورده شده بود ولی از آنجایی که فرماندهان عالی رتبه ارتش دست پروده ناتو بوده و خود را مدیون آمریکا و ناتو می دانند به صراحت قادر به مخالفت با اقدامات و درخواست های آمریکا نبودند ولی اقدام اخیر کنگره آمریکا ناخواسته وضعی را پیش آورد که حتی فرماندهان نیز مجبور شدند بطور علنی نظرات خود را اعلام نمایند.
بطوریکه آقای یاشار بیوک آنیت رییس ستاد مشترک ارتش ترکیه پس از تصویب لایحه  مذبور طی اظهارات تندی در برابر خبرنگاران اعلام نمود که آمریکا با این کار خود در واقع به پای خود تیر زده و پای خود را لنگ ساخته است . در روزهای بعد نیز مشاهده می کنیم که علی رغم مخالفت آمریکا و رژیم اسراییل و فشارهای مضاعف بر علیه دولت آنکارا ترکیه از بشار اسد رییس جمهور سوریه دعوت به عمل آورده و اعلام می نماید که دو کشور در صدد ایجاد روابط استراتژیک میان خود هستند . آنچیزی که در رابطه با ارتش ترکیه مشهود است دیگر این ارتش ارتش سابق ترکیه نیست که بطور دربست خود را در اختیار فرامین آمریکا و ناتو قرار داده و در اهداف آنها بعنوان نیروهای پیش قراول شرکت داشته باشند . اگر رده های بالای ارتش چنین دید و خواستی هم که داشته باشند .
آن چیزی که مسلم است رده های فرماندهی پایین و بدنه ای ارتش دیگر دقیقا" چنین تمایل و خواستی را ندارند و رفته رفته صدای اعتراض خود را بصورت بلند فریاد میزنند و خواست و تمایل خود را بیان می دارند . باتوجه به اینکه بدنه ارتش ترکیه شکل یافته از همین ملت مسلمان ترکیه است که هم اکنون بیش از 90% آن نسبت به آمریکا لیکن و نفرت دارند و مخالفت اقدامات جنایت آمیز آمریکا در نقاط مختلف جهان می باشند طبعا همین بدنه نیز دارای چنین احساس وتمایل به آمریکا بوده و بسا در برابر تمایلات آمریکایی فرماندهان عالی رتبه بعضا صدای مخالفت خود را به گوش دیگران می رسانند .
همین پیشامدها باعث گشته است که فرماندهی عالی ارتش نیز تاکنون در برابر اقدامات و اظهارات ضد آمریکایی سکوت اختیار نموده و جهت جلوگیری از آن اقدام انجام ندهند و حتی خودشان نیز مجبور شوند تا اظهار نظرات ضد آمریکایی بر زبان بیاورند. دیگر احساس می شود که ارتش حداقل در ظاهر قضیه مجبور گشته است خود را تابع برنامه های دولت آقای اردوغان نموده و کرارا اعلام نمایند که چه در رابطه بامسایل حملات اخیر تروریستی پ.ک.ک. و چه در رابطه باسایر مسائل دیگر هر دستور و فرمانی که از سوی دولت به آنها داده شود اجرا خواهند نمود .
این هم نشان می دهد که ارتش دیگر دارد داخل پادگانهای نظامی خود گرایش به وظایف اصلی خود بر می گردد . اگر چه در کشور ترکیه هنوز هم قدرتهای پشت پرده وجود دارند که مدام دارند دست به تحریک وتوطئه های جدید میزنند تا شاید کشور را مجددا به آن وضع اسف بار سابق برگردانند .
نوشته شده توسط روح الله قاسمیان در ساعت 10:58 | لینک  | 

 

 سرانجام ایالات متحده آمریکا مثل گذشته با یکجانبه گرایی و بدون کسب اعتماد جامعه بین الملل ، دور جدیدی از تحریم های خود را علیه ایران آغاز کرد. تحریم هایی که به گفته بسیاری از کارشناسان از همان آغاز پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران  شروع شد و مسئله جدیدی نیست.

در این نوشته سعی کردیم ضمن بررسی گزینه های احتمالی تحریم های دیگر از سوی این کشور ، تحریم های جدید و استراتژِ جمهوری اسلامی ایران را هم مورد بررسی قرار بدهیم.

                                                     

بي‌ترديد ابتكار ايران در تحقق بورس نفتي در جزيره كيش براي جايگزيني يور به جاي دلار در معاملات، انگيزه لازم را به آمريكا جهت تحريم نفتي ايران زياد مي‌كند.

البته با توجه به مشكلات عديده‌اي كه در حوزه انرژي‌هاي فسيلي و بازار آن وجود دارد و با در نظر داشتن تبعات تحريم نفتي ايران، براي كشورهاي مختلف و مشكلات جايگزيني از يك‌طرف، مبهم بودن واكنش‌هاي ايران از سوي ديگر احتمال وتوي قطعنامه تحريم نفتي ايران را در برمي‌گيرد.

به عقيده بسياري از كارشناسان نفتي، احتمال تصويب قطعنامه تحريم نفتي ايران با جهت‌گيري «تحريم خريد نفت و گاز» بسيار ضعيف است. چرا كه وابستگي به نفت و گاز ايران روز افزون است. در زمستان 1384 و پس از اقدام دولت روسيه در كنترل و كاهش روند صدور گاز به اروپا با توجه به قيمت‌هاي قبلي، برخي از كشورهاي اروپايي رويكرد به خط لوله گاز ايران به اروپا را براي سال‌هاي آينده پي‌گيري نمودند. همچنين خط لوله گاز ايران ـ پاكستان و هند نيز جهت‌گيري شرقي آينده اين وابستگي را مي‌رساند.

احتمال بسيار قوي ديگري که بعيد به نظر نمي‌رسد؛ «تحريم فروش كالا به ايران، در محاصره تجاري ـ اقتصادي» است. بايد گفت كه اين تحريم به مدت ربع قرن از سوي آمريكا عليه ايران اعمال شده است و فاقد اثر چشمگيري بوده است.

از سوي ديگر، بازار 70 ميليون نفري ايران، تنها بازار جهان است كه اعضاي اتحاديه اروپا، ژاپن، چين، روسيه، كره و ... در آن با آمريكا رقابت نمي‌كنند، آمريكا در بازار ايران غايب است. لذا چشم پوشي اين كشورها، از بيش از 40 ميليارد دلار مراوده تجاري مستقيم با ايران باورپذير نيست. تنها 500 شركت آلماني از اين قطع مراوده، زياني معادل 3ميليارد دلار را بر پيكر اقتصاد مريض آلمان تحميل مي‌كنند. ژاپن، كره جنوبي، چين، ايتاليا، فرانسه، انگليس و ... نيز در اين خصوص وضعيتي مشابه آلمان دارند.

همچنين احتمال تحريم خريد كالاهاي ايراني نيز در متن تحريم صادرات ايران ضعيف به نظر مي‌رسد.

اگر ايران نفت و گاز و كالا صادر نكند، امكان واردات كالا تضعيف مي‌شود. اقتصاد جهاني، تحمل تبعات همزمان عدم صادرات نفت و گاز و كالاي ايراني، و عدم واردات فرآورده هاي نفتي و كالا به ايران را ندارد. صرفنظر از مبهم بودن تبعات اقتصادي، ساير پيامدهاي زيست محيطي، بهداشتي، اجتماعي، امنيتي و ... آن نيز شفاف نيست. از سوي ديگر، تجربه نافرجام ده سال تحريم تجاري و نفتي عراق، كه نتيجه دلخواه غرب را عايد نساخت، نيز مبين كم اثر بودن حوزه تهديد تحريم اقتصادي است.

بنابراين به طور كلي تحريم نفتي ايران مخاطرات و پيامدهاي متعددي به دنبال خواهد داشت كه تشديد رقابت براي دستيابي به منابع جديد نفتي نيز يكي از آنهاست.

بنابراين تحريم‌هاي جديد آمريكا بر ضد ايران نمي‌تواند تاثير چنداني بر توليد يا افزايش موانع فراروي شركت‌هاي بين المللي نفت و گاز براي حضور در ايران باشد. اين شركت‌ها پيش از اين نيز با وجود تحريم‌هاي پيشين آمريكا به طور موثر در پروژه‌هاي ايران حضور داشتند.

نكته قابل ملاحظه موفقيت ايران در رويه تجاري خود از غرب به شرق است كه در رويارويي با فشارهاي آمريكا و با توجه به منافع حاصل از افزايش بي سابقه نفت حاصل شده است. از اين بالاتر، با توجه به افزايش قيمت و تقاضاي جهاني نفت، ايران آشكارا اهرم نيرومندي در ارتباط با كشورهاي نيازمند به نفت برخوردار است و تحريم‌هاي جديد آمريكا شايد بتواند سرعت پروژه‌ها را در ايران كاهش دهد.

ولي هرگز سبب توقف آنها نخواهد شد.

بنابراين همانطور كه اشاره شد بهاي بالاي نفت و استراتژي ايران براي چرخش مبادلات مالي و تجاري اين كشور به سمت كشورهاي آسيايي مانند چين باعث شده كه ايران اقتصادش را با تحريم‌هاي آمريكا و اروپا وفق دهد.

نكته آخر اينكه ايران نه تنها در سال‌هاي پس از انقلاب ثابت كرده كه تحريم‌هاي آمريكا تاثير چنداني بر اقتصاد ما ندارد بلكه به اين طبل توخالي آمريكا عادت كرده است و هيچ مشكلي براي صنعت نفت ما به دنبال نخواهد داشت.

 

نوشته شده توسط روح الله قاسمیان در ساعت 12:58 | لینک  | 

در شرايطي که ارتش ترکیه با تصویب پارلمان بیش از 100 هزار نیروی خود را به مرزهای شمال عراق گسیل داده و دولت ترکیه از بغداد خواسته است به اقدامات عملي براي مقابله با نيروهاي حزب کارگران کردستان ترکيه دست بزند ، مسئولان عراقي طي هفته هاي اخير با وضعيت شکننده اي براي حل اين قضيه مواجه شده اند.

مسئولان بغداد و دولت محلي کردستان عراق از يک سو بر تمايل نداشتن به شرکت در سرکوب مستقيم پ.ک.ک به خاطر نگراني از واکنش هاي داخلي خواستار حل مسالمت آميز اين مشکل شده اند و از سوي ديگر با تهديد روز افزون ترکيه مبني بر هجوم نظامي به شمال عراق مواجه هستند.
آخرين مذاکرات مقام هاي دو کشور که اوايل آبان ماه به دنبال سفر يک هيات عاليرتبه عراقي در آنکارا برگزار شد ، به موفقيت جدي براي قانع کردن آنکارا براي حمله نکردن به شمال عراق و توقف تهديد ها عليه آن کشور دست نيافت و هيات عاليرتبه عراق به رياست "شيروان وايلي" وزير امنيت ملي سفر خود را بي نتيجه به پايان رساند.

بعد از اين مذاكرات ، وزارت امور خارجه تركيه اعلام كرد كه انتظار اقدامات فوري و پيشنهادهاي عملي‌تر در مذاكرات هيات‌هاي دو كشور را داشته است و درحالي که وزارت امور خارجه در انتظار اقدامات فوري و جدي عراق بود، مفاد پيشنهادهاي مطرح شده فرستادگان عراق، ويژگي دراز مدت داشته است.
حزب کارگران کردستان ترکيه از سال 1984 (1364) جنگ مسلحانه عليه دولت ترکيه در مناطق کردنشين اين کشور را آغاز کرد و از آغاز دهه 1990 که پس از آزاد سازي کويت و خروج عراق از آن کشور شمال عراق نيز از کنترل بغداد خارج و جزء مناطق پرواز ممنوع اعلام شد ، تاسال 2003 ارتش ترکيه 24 بار براي تعقيب پ. ک. ک در شمال عراق عمليات محدود انجام داد.

مقام هاي کاخ سفيد طي سالهاي گذشته با هرگونه حمله ترکيه به شمال عراق براي تعقيب نيروهاي پ.ک.ک مخالفت کرده و همواره آنکارا را به خويشتن داري در ارتباط با اين گروه دعوت کرده اند که اين موضوع موجب عصبانيت شديد مقامات ترک شده است.
بحران اختلافات اخير بغداد و آنکارا در ارتباط با فعاليت هاي پ.ک.ک نيز پس از آن بالا گرفت که مجلس ترکيه در اقدامي غير منتظره اواخر مهرماه امسال ظاهرا در واکنش به کشته شدن تعدادي سرباز ترک توسط نيروهاي پ.ک.ک ، لايحه صدور مجوز عمليات برون مرزي ارتش در شمال عراق را به تصويب رساند و خواستار اقدام نظامي در شمال عراق براي پايان دادن به فعاليت هاي حزب کارگران ترکيه شد که دست کم طي دو دهه گذشته با چراغ سبز آمريکا در شمال عراق مستقر شده اند.

درهمين حال مجلس نمايندگان عراق نيز با تصويب طرحي به اتفاق آرا خروج عناصر پ.ک.گ را از اراضي عراق خواستار شد و دولت را ملزم کرد تا براي متوقف کردن فعاليت هاي اين حزب در داخل خاک عراق ، تدابير لازم اتخاذ کند.
اما اين مجلس با ابراز نگراني و مخالفت با تهديدهاي ترکيه درخصوص يورش به شمال عراق با هدف از بين بردن پايگاه هاي حزب کارگران کردستان ترکيه ، اعلام کرد تصميم اخير مجلس ترکيه در راستاي تقويت و تحکيم روابط دو کشور همسايه نيست.
                                                       

مقام هاي عراقي درحالي بر ديدگاه خود مبني بر اجازه ندادن به پ.ک.ک براي فعاليت عليه ترکيه از داخل عراق پافشاري مي کنند که روند برخي رويدادها از جمله انجام چند عمليات مسلحانه عناصر پ.ک.ک در هفته هاي گذشته عليه نيروهاي ترکيه توانايي اقدام عملي دراين زمينه را به زير سوال برده است.

مسئولان عراقي و مقام هاي محلي کردستان عراق تاکيد کرده اند که پ.ک.ک هيچ دفتر و پايگاهي در کردستان عراق ندارد و تنها گروهي اندک به صورت پراکنده در عراق حضور دارند که آماده همکاري با دولت ترکيه براي بيرون راندنشان هستيم اما دستگيري و تحويل رهبران آنها به ترکيه، به دليل نداشتن محل استقرار ثابت کار آساني نيست.
جلال طالباني رئيس جمهوري عراق نيز با تحويل عناصر حزب پ.ک.گ به ترکيه مخالفت کرده و آنرا رويايي غيرقابل تحقق توصيف مي کند.
طالباني درنشست مشترک مطبوعاتي با مسعود بارزاني رئيس منطقه کردستان عراق اعلام کرده که  عراق نمي تواند رهبران حزب پ.ک.گ را که درکوههاي کردستان هستند ، بازداشت کند و يا آنها را بکشد.
ازسوي ديگر بارزاني رئيس منطقه کردستان عراق نيز اعلام کرد که منطقه کردستان خود را وارد اين درگيري ها نخواهد کرد و درصورتي که مستقيما هدف حمله قرار گيرد ، ازخود دفاع خواهد کرد.
بغداد درهمين حال مي گويد که وجود حزب کارگران مشکلي داخلي ترکيه است و نه مشکل عراق زيرا عناصر اين گروه همه اتباع ترکيه هستند و از ترکيه وارد عراق شده اند.
رهبران کردستان عراق بر تعهد و پايبندي خود به قانون اساسي، حاکميت و يکپارچگي عراق تاکيد کرده و مي گويند که برخي عناصر حزب کردستان ترکيه "پ.ک.ک" در منطقه صعب العبور در مرزهاي مشترک عراق، ترکيه و ايران مستقرند و به دليل کوهستاني بودن اين مناطق، ارتش هاي ترکيه، عراق و نيروهاي پيشمرگ نمي توانند به آنها دسترسي داشته باشند.

"آريز عبدالله" عضو مجلس کردستان عراق نیز نسبت به ناتواني ترکيه در سرکوب اعضاي حزب کارگران ابراز شگفتي کرده و گفته است که ترکيه يک کشور بزرگ و عضو پيمان آتلانتيک شمالي (ناتو) است با اين حال نمي تواند مرزهايش را کنترل کند آن وقت کردستان چگونه با امکانات اندک مرزهاي خود را کنترل و مانع از ورود عناصر حزب کارگران ترکيه به شمال عراق شود. تركيه خواستار تسليم سران و اعضاي اصلي عضو "پ.ك.ك." و نيز برچيدن پايگاه‌هاي اين حزب از شمال عراق است.

وی اعلام کرده که هرگز اجازه نمي دهيم يک گروه مسلح ، منطقه کردستان عراق را محل فعاليت خود عليه کشورهاي همسايه قرار دهد ، ما با کشورهاي همسايه براي مقابله با چنين گروه هايي همکاري مي کنيم ؛ اما متاسفانه امکانات ما اندک و مساحت کردستان بزرگ است و اين در حالي است که همه توان نظامي و امنيتي عراق در مسير مبارزه با تروريسم قرار گرفته است.
البته قانون اساسي اين کشور نیز اجازه نمي دهد هيچ عنصري چه شبه نظامي و چه نظامي از سوي عراق به کشوري ديگر تحويل داده شود.
                                                        

برخي مقام هاي عراق هم نسب به اين موضوع ابراز نگراني کرده اند که بحران فعلي مربوط به حزب کارگران ترکيه به دليل سياست هاي ترکيه ، به جنگي بزرگ و بي ثمر براي دو کشور تبديل شود.
آنان برلزوم تلاش مقامهاي دو کشور براي حل مسالمت آميز مشکلات تاکيد کرده و آمادگي بغداد را براي همکاري با ترکيه درچارچوب قوانين و پايبندي به تماميت ارضي و وحدت ملي عراق مورد تاکيد قرارداده اند.
اين در حالي است که مردم عراق ، اخراج حزب کارگران کردستان ترکيه از کشور خود را خواستار شدند و از اين حزب خواستند تا عراق را وسيله اي براي انجام حملات نظامي عليه ترکيه قرارندهد ؛ زيرا برنامه ها و طرح هاي اين حزب منافع منطقه را تامين نمي کند.

ابراهيم جعفري نخست وزير سابق عراق هم طی گفتگویی با برخی مطبوعات محلی اذعان کرده که بحران در کردستان عراق وجود دارد و اين بحران ناشي از فعاليت هاي حزب کارگران کردستان ترکيه (پ ک ک) و زيان هاي ناشي از آن است.
وی تصریح کرده است : ما نگراني بر حق ترکيه در اين زمينه را درک مي کنيم، سياست حسن همجواري ما را به جلوگيري از اقداماتي که باعث نگراني اين کشور مي شود ملزم مي کند ؛ همانگونه که از کشورهاي همجوار توقع نداريم که باعث ناراحتي و نگراني ما شوند. ما بايد براي خارج شدن از اين بحران به بهترين شيوه ديپلماتيک و در بالاترين سطوح با يکديگر همکاري کنيم و در کنار آن بايد با منطقه کردستان نيز هماهنگي صورت گيرد تا زياني به دو کشور وارد نشود.
نخست وزير سابق عراق با بيان اين که بستن پايگاه هاي حزب کارگران کردستان ترکيه "پ.ک.ک" درخواستي مشروع است و از نظر عراق، منطقه و جهان مانعي ندارد؛ اظهار داشته سازمان ملل متحد و ساير نهادهاي منطقه اي و بين المللي نيز قبول دارند که نبايد هيچ پايگاهي در کشوري وجود داشته باشد که در آن برخي افراد عليه کشوري ديگر دست به اقدامات خرابکارانه بزنند.
جعفری با استناد به قانون اساسي عراق اعتقاد دارد که مي توان مساله را از طريق ديپلماسي و مسالمت آميز حل کرد به طوري که در آن قانون محترم شمرده شود و اين در حالي است که ما نسبت به توافقنامه ها و قطعنامه هاي بين المللي مانند پيمان ژنو متعهد هستيم.

 گفتنی است در وضعيتي که گروهها و جناح هاي مختلف عراقي براي جلوگيري از شروع درگيري در شمال عراق و حل بحران از راه هاي مسالمت جويانه تلاش مي کنند ، احزاب ترکيه خواستار استفاده از راه حل نظامي عليه حزب کارگران کردستان شده اند.
رهبر حزب آزادي و حمايت ترکيه در اين باره اعتقاد دارد که اگر حزب کارگران کردستان براي گفتگو با آنکارا مصمم است بايد سلاح خود را کنار بگذارد و از اقدامات خشونت بار دست بردارد.
" افق اوراس " بر ضرورت تلاش براي آزادي سربازان ترکيه که به اسارت حزب کارگران در آمده اند تاکيد کرد و راه حل آن را تماس با دولت عراق دانست.
بسیاری از تحلیلگران بر این اعتقادند که در پيش گرفتن راهبردي گسترده براي مبارزه با تروريسم ، عمليات نظامي دولت ترکيه در خارج از مرزها براي متوقف کردن فعاليت حزب کارگران ضرورت دارد و دولت ترکيه بايد از هرگونه گفتگو با حزب جدايي طلب کارگران خودداري کند.

اين درحاليست که برخی دیگر از کارشناسان معتقدند، احزاب مخالف دولت ترکيه به دنبال درگير کردن حزب حاکم (حزب عدالت و توسعه) به جنگ با شورشيان در شمال عراق هستند.
آنان ابراز عقيده مي کنند که به دليل شرايط جغرافيايي منطقه کوهستاني شمال عراق در صورت وقوع جنگ در اين منطقه ، پيروزي ارتش ترکيه بسيار مشکل و غير قابل پيش بيني خواهد بود و در صورت شروع درگيري ، دولت ترکيه در بحراني فراگير با نتايج نامشخص غرق مي شود.
کارشناسان سلسه حملات اعضاي پ.ک.ک به نيروهاي نظامي و مناطق مرزي ترکيه را تلاش هاي برنامه ريزي شده براي چالش آفريني و کشاندن دولت ترکيه به صحنه درگيري، جنگ و حمله نظامي عليه کردستان عراق مي دانند . 
                                                                  
بارها در مطبوعات ترکیه منعکس شد که درباره اهداف آمريکا در بحران عراق و ترکيه ترديد وجود دارد ؛ چرا که واشنگتن تاکنون به سياست هاي تاکتيکي خود دراين باره ادامه داده است ؛ لذا آنکارا در اين خصوص چندان به آمريکا تکيه ندارد ؛ اما براي بهره گيري از تمامي راهکارها دراين باره تلاش مي کند.
برخي کارشناس مسائل سياسي ترکيه ، آمريکا را متهم مي کنند که براي ماندن در عراق سعي دارد منطقه را به سوي بي ثباتي و بحران سوق دهد.
همچنین گفته می شود عمليات اخيرترکيه عليه حزب کارگران کردستان ترکيه (پ. ک.ک) در شمال عراق، مصوبه پارلمان ترکيه درباره اجازه دادن به ارتش اين کشور براي ورود به مرزهاي شمالي عراق به منظور اجراي عمليات نظامي عليه حزب کارگران کردستان را به چالش کشيد و اين موضوع به تنش شديد در منطقه منجر خواهد شد.
حمايت آمريکا از حزب کارگران کردستان ترکيه نیز بر کسی پوشیده نیست ، آمريکا سعي دارد با تنش آفريني ، رويارويي نظامي در منطقه ايجاد و پس وانمود کند که در اين موضوع دخالتي نداشته و سعي در آرام کردن اوضاع دارد.
"جرج بوش" رئيس جمهوري آمريکا نیز در راستاي سياست هاي اين کشور در منطقه و در عين حمايت از "پ ک ک" از اين حزب خواست عمليات هاي خود را متوقف کند.

نکته آخر اینکه سازمان جاسوسي اسرائيل "موساد" در شمال عراق حضور دارد و عناصر حزب کارگران کرد ترکيه (پ.ک ک) را آموزش مي دهد و احتمال جنگ در شمال عراق دور از تصور نیست.

 

نوشته شده توسط روح الله قاسمیان در ساعت 16:58 | لینک  | 

احمد عمرابی ؛ روزنامه البيان

 

احمد عمرابی از تحلیل گران روزنامه البیان چاپ امارات متحده عربی است که آخرین نوشته خود در این روزنامه را به مسئله طالبان و بازگشت آنها به روند قدرت در افغانستان اختصاص داده است. وی در این تحلیل معتقد است که جریان نئوطالبانیسمی در افغانستان در حال شکل گیری است که می تواند پیامد های منفی بعدی را در منطقه در پی داشته باشد. وی در پایان پیروزی مجدد طالبان در صورت حمله واقعی به دولت کرزای را شکست دیگر آمریکا دانسته است و گفته است که آمریکا بر سر دو راهی عراق و افغانستان قرار گرفته و شکست کرزای و تسلط طالبان بر این کشور شکست دیگر سیاست خارجی آمریکا در منطقه است که می تواند ابهت آمریکا را در عرصه منطقه خدشه دارتر کند.  

آنچه می خوانید مشروح این متن است که از روزنامه البیان ترجمه شده است.

                                                          

سخنان اخیر حامد کرزای رئیس جمهور افغانستان در باب تعامل نیرو های ائتلاف با شبه نظامیان طالبان حاکی از قدرت یافتن این گروه در افغانستان و اقدام آنها علیه دولت افغانستان و نیروهای ائتلاف به شمار می رود.

تسلط مجدد طالبان بر كابل به اعتقاد بسياري از كارشناسان نظامي و سياسي جهان تنها در گرو مساله وقت است و در آينده‌ نه چندان دور جهان شاهد اعتراف به ضعف، ناتواني و حتي شكست بسياري از رهبران نظامي آمريكا و ناتو در رويارويي با طالبان در افغانستان خواهد بود. با توجه به تمامي تحولات اخير در افغانستان و گسترش حملات نظامي طالبان به مقر نيروهاي ائتلاف در اين كشور، اين واقعيت كاملا قابل لمس است.

مطمئنا جهان بار ديگر از تاكتيك‌هاي نظامي و سياست‌هاي بي حساب و كتاب آمريكا شگفت زده خواهد شد زيرا به زودي شاهد بازگشت مجدد طالبان به قدرت خواهيم بود، طالباني كه اين بار توانايي و قدرتش بيش از سال 2001 خواهد بود. آمريكايي‌ها همان گونه كه به داشتن تسلط در جنگ‌هاي از پيش تعيين شده مشهورند، به شكست‌هاي نظامي و تاكتيك‌هاي نظامي ضعيف نيز معروفند و اين واقعيت در طول تاريخ نظامي آمريكا از ويتنام تا افغانستان و عراق كاملا قابل لمس است.

جالب‌ترين موضوع در رويارويي آمريكا با گروه طالبان آن است كه اين گروه اساسا به پيشنهاد آمريكا و با حمايت‌ مالي و نظامي اين كشور در عهد رياست جمهوري كلينتون تاسيس شد. در سال 1995 دولت آمريكا به رياست كلينتون به اين نتيجه دست يافت كه ديگر نمي‌تواند بر رهبران گروه‌هاي مسلح افغاني كه توانسته بودند بر اتحاد جماهير شوروي غالب آيند حساب باز كند و ثبات سياسي مورد نظر خود در افغانستان را بواسطه‌ رهبران گروه‌هاي افغاني چون رباني، حكمتيار و دوستم برقرار كند؛ ثباتي كه در نهايت منجر به فعاليت گسترده‌ي شركت‌هاي نفتي آمريكا در اين كشور و استفاده از ذخاير غني نفت افغانستان توسط شركت‌هاي آمريكايي ‌شود.

                                                  

همچنين آمريكا بر اين اعتقاد بود كه با حمايت از اين گروه‌هاي افغاني بتواند موقعيت حضور نظامي خود در افغانستان را به واسطه تشكيل يك پايگاه نظامي ثابت در اين كشور تحكيم بخشد و به اين وسيله با نفوذ و حضور گسترده‌ شوروي كه پس از فروپاشي به روسيه تبديل شد، در مناطق آسياي ميانه هم مرز با افغانستان مقابله كند. جنگ‌هاي داخلي افغانستان تمامي اين روياهاي طلايي كاخ سفيد را بر باد داد و تمامي طرح‌ها و استراتژي‌هاي دولت وقت آمريكا را متوقف ساخت زيرا پس از پايان جنگ اتحاد جماهير شوروي با افغانستان گروهاي جهادي اين كشور به رهبري شخصيت‌هاي بر جسته‌اي چون رباني يا دوستم بر سر تقسيم قدرت و حاكميت دچار اختلاف شدند و اين اختلافات افغانستان را روانه‌ جنگ‌هاي داخلي كرد، جنگ‌ها‌يي كه تمامي طرح‌هاي سازمان يافته‌ي آمريكا و معادلات اين كشور پس از پايان جنگ شوروي با افغانستان را به هم ريخت.

 

پس از آن دولت كلينتون با ارائه‌ طرح و استراتژي جديدي خواستار جايگزين شدن گروه‌هاي جوان افغاني به جاي گروه‌هاي جهادي درگير موجود در افغانستان شد. اين طرح و استراتژي جديد آمريكا مبتني بر آن بود كه اين گروه‌هاي جوان افغاني بيشتر دانشجو يا محصل مدارس و انجمن‌هاي ديني باشند. اين ايده از سوي يك رهبر اسلامي پاكستاني به دولت كلينتون داده شد و كلينتون نيز به سرعت با اين ايده موافقت كرد و خواستار به اجرا درآمدن آن شد. دولت وقت آمريكا حمايت مالي و نظامي از اين گروه‌هاي جديد را به عهده گرفت اما انتخاب افراد اين گروه‌ها و آموزش آن‌ها به عهده‌ي رهبران پاكستاني و افغاني از طائفه‌ي پشتون‌ها كه در مناطق مرزي افغانستان و پاكستان مستقر هستند، قرار گرفت

 

زماني كه اين جريان جديد به نام طالبان كه برگرفته از كلمه‌ طلاب كه همان دانشجو يا محصل است، آغاز به فعاليت كرد در اولين قدم شبه نظاميان وابسته به گروه‌هاي جهادي افغانستان را هدف قرار داد و طولي نكشيد كه آمريكايي‌ها به اشتباه فاحش خود در تشكيل اين جريان جديد پي بردند.

در استراتژي و طرح آمريكا براي تشكيل گروه و جريان طالبان اين مساله ارزيابي نشده بود كه وابستگي‌ها و گرايش‌هاي اين طلاب بر چه اساس انجام مي‌گيرد و همين نكته به عنوان اشتباه فاحش دولت كلينتون در تاريخ آمريكا ثبت شد. تمامي دانشجويان و محصلان يا افرادي كه در گروه طالبان مشاركت داشتند يا به عبارتي براي عضويت در اين گروه انتخاب شدند، داراي گرايش‌هاي اسلامي راديكالي و افكار و ايده‌هاي ضد آمريكايي بودند و پس از پيروزي اين گروه بر ديگر گروه‌هاي جهادي افغاني اين حقيقت خود را به صورت كامل نشان دادند.                                              

                                                  

در حال حاضر طالبان خود را براي يك جنگ واقعي آماده مي‌كند و اگر بتواند در اين جنگ پيروز شود اين پيروزي به عنوان دومين و بزرگترين پيروزي طالبان از سال 1995 خواهد بود و مطمئنا پس از آن افغانستان به بزرگترين عرصه و مطنقه براي رويارويي با آمريكا و منافع اين كشور تبديل خواهد شد. حملات ديگر طالبان و موفقيت اين گروه در تسلط بر دو منطقه‌ مهم استراتژيك افغانستان نشان مي‌دهد كه اين گروه قدرتمندتر از سابق است و برنامه‌هاي سازمان يافته‌تري نسبت به سابق براي تحقق استراتژي‌هاي خود در افغانستان در دست دارد.

آمريكا بر سر دو راهي شكست افغانستان و عراق قرار گرفته است و تمامي موضع‌گيري‌هاي اين كشور در راستاي بحران افغانستان و عراق چيزي جز نمايش سياسي تكراري نيست زيرا آمريكا ديگر نمي تواند عضلات نظامي و سياسي خود را براي ترساندن كشورهاي منطقه به نمايش بگذارد. واقعيت آن است كه نه تنها ابهت سياسي آمريكا در جهان شكسته است بلكه ابهت نظامي اين كشور نيز چون سابق كسي را به لرزه در نمي آورد، زيرا سلاح اعتقاد، اراده و مقاوت در منطقه و كلا در طول تاريخ ثابت كرده است كه از هر سلاح ديگري قويتر است و امروز مردم افغانستان، عراق و تمامي منطقه مسلح به چنين سلاحي هستند.

نوشته شده توسط روح الله قاسمیان در ساعت 8:33 | لینک  |