تبليغاتX
آن سوی دیپلماسی
سیاسی خارجی

براي حامد كرزي پذيرش دور دوم به منزله باور تقلب گسترده در انتخابات بود، پروسه‌اي كه با فشارهاي داخلي و خارجي به وي تحميل شد و شايد به دلايلي از جمله نگراني از ايجاد بحران داخلي، زير سؤال رفتن مشروعيت دولت در افكار عمومي داخلي و خارجي و به قول شخص كرزي بدنام شدن دموکراسي به برگزاري انتخابات در دور دوم تن داد.

به عبارتي كرزي در دو راهي دشواري قرار گرفت؛ از يك طرف شروط عبدالله مبني بر تعليق وظايف سه تن از وزيران کابينه، رئيس ارگان‌هاي محلي و رئيس کميسيون انتخابات و از طرف ديگر خطر كنترل رقيب بر دستگاه‌هاي مذكور توسط رقيب، چالش جديدي را پيش روي وي قرار داد كه در نهايت با رد درخواست رقيب خود و مخالفت با برکناري رئيس کميسيون انتخابات زمينه‌هاي اعلام انصراف عبدالله را از شركت در دور دوم انتخابات فراهم كرد و با اين اقدام بحران موجود در افغانستان وارد فاز جديدي شد.

عبدالله طي نشستي در جمع هوادارانش اعلام کرد که به نشانه اعتراض به عملکرد نادرست حکومت در انتخابات شرکت نخواهد كرد و اين تصميم در نتيجه گفت‌وگو با مردم و براي منافع افغانستان؛ حقوق ملت و سرنوشت مردم گرفته شده است.

در پي اعلام انصراف عبدالله، سخنگوي كرزي بر برگزاري انتخابات در موعد مقرر تأكيد‌ كرد و درهمان حال اذعان كرد كه كرزي به تصميم كميته انتخابات احترام مي‌گذارد ولي اين امر از نگاه تحليلگران چالش جديدي در فضاي سياسي افغانستان به وجود آورده است.

حال با انصراف يكي از نامزدها اين سؤال مطرح شده است كه انتخابات رياست جمهوري افغانستان به كجا مي‌انجامد؟ چند روز پيش رئيس دارالانشاي کميسيون انتخابات كه احتمال انصراف عبدالله را پيش‌بيني كرده بود در پاسخ به اين سؤال که اگر يکي از اين دو نامزد از شرکت در انتخابات منصرف شود و يا انتخابات را تحريم کند، انتخابات برگزار مي‌شود يا نه، گفته است انتخابات بايد برگزار شود، قانون در اين زمينه اعلام كرده كه هيچ يک از نامزدهاي دور دوم انتخابات رياست جمهوري حق انصراف يا تحريم انتخابات را ندارند، اين در حالي است كه آگاهان معتقدند كه قانون اساسي افغانستان و همچنين قانون انتخابات اين كشور وضعيت فعلي را پيش بيني نكرده و در اين زمينه سكوت كرده است.

در واقع عبدالله با انصراف خود، توپ را در سبد كرزي قرار داد و وي هم با اعلام تبعيت از تصميم كميته انتخابات، كميسيون ملي انتخابات اين كشور را در آستانه اتخاذ تصميمي تاريخي قرار داده است. البته بايد گفت كه از انصراف عبدالله تعابير مختلفي شده است به طوري كه برخي آن را در راستاي علم عبدالله به شكست حتمي از كرزي و پيشدستي وي براي گرفتن امتيازات بهتر در آينده سياسي كشور تعبير كرده‌اند و برخي نيز بازي غرب براي به قدرت برگرداندن دوباره كرزي مي‌دانند اما در حال حاضر وراي اين تحليل‌ها ذكر اين نكته بسيار مهم است كه پيامدهاي اين انصراف چيست؟ آيا انتخابات بدون عبدالله برگزار مي‌شود؟ آيا آلترناتيوي براي وضعيت فعلي قابل طرح است؟ پاسخ اين سؤالات را بايد در رايزني‌هاي سياسي چند روز آينده ميان بازيگران داخلي و قدرت‌هاي خارجي ذي نفوذ پيدا كرد.

البته در روزهاي اخير نهادها و گروه‌هاي مختلف براي ايجاد فضايي آرام در آستانه انتخابات تلاش‌هايي را آغاز كرده‌اند كه عده‌اي اعلام انصراف عبدالله را به نوعي بيانگر شكست ميانجيگري‌هاي گروه‌هاي مختلف ميان دو رقيب اصلي دانسته‌اند، حتي با وجود اختلافات زياد بين دو نامزد برخي از منابع خبري احتمال تشکيل يک دولت ائتلافي ميان حامد كرزي و عبدالله را پيش‌بيني كرده بودند اما با عميق شدن اختلافات، روند فعلي همانند ساير تلاش‌هاي صورت گرفته و علي رغم خواست بيشتر مردم اين كشور با موفقيت همراه نبوده است كه البته شكست ميانجيگري‌هاي صورت گرفته ميان طرفين و تحريم انتخابات از سوي عبدالله احتمال تشکيل لويه جرگه را بيشتر خواهد كرد چرا كه گزينه‌هاي پيش روي نمي‌تواند به حل بحران در اين كشور كمك كند و پيش‌بيني مي‌شود در روزهاي آينده ‌لويي‌جرگه‌اي از ريش سفيدان و سران اين كشور تشكيل شود تا طرفين با تن دادن به يك مصالحه ملي، راه حلي نهايي براي برون‌رفت از اين فضاي پر از ابهام پيدا كنند.

گفتني است تحريم انتخابات از سوي عبدالله، علاوه بر كاهش حضور مردمي در انتخابات و زير سؤال رفتن بخشي از مشروعيت دولت كرزي در آينده، پيامدهاي ديگري چون بروز موانع و پيچيدگي‌هاي بيشتر براي تصميم‌گيري در خصوص راهبرد آينده واشنگتن در افغانستان و افزايش مشکلات آمريكا در اين كشور خواهد داشت، به طوري كه قبولاندن طرح واشنگتن براي اعزام هزاران نيروي نظامي تازه نفس آمريکايي به افغانستان براي دولت باراک اوباما نيز بسيار دشوار خواهد بود.

نوشته شده توسط روح الله قاسمیان در ساعت 8:54 | لینک  | 

تأخير در اعلام نتايج قطعي انتخابات رياست جمهوري در افغانستان و بحراني‌تر شدن اوضاع سياسي در اين كشور باعث شده تا طالبان از اين فرصت استفاده كرده و حملات خود را به ساير نقاط اين كشور گسترش دهند. همچنين كشورهاي غربي نيز از اين فرصت استفاده كرده و با طرح مسئله دولت ائتلافي كرزي را كنترل كند و مسئله شكاف قدرت در اين كشور همچنان تداوم يابد.

براي تحليل وضعيت آينده اين كشور در سه سطح امنيتي، دولت ائتلافي و آينده حضور نيروهاي خارجي با ترديد اوباما بررسي كنيم.

 الف: سطح امنيتي

براي بررسي اوضاع امنيتي و آينده اين كشور لازم است تا واكنش‌هاي طالبان به انتخابات رياست جمهوري را در 3 مقطع بررسي كنيم.

1- قبل از انتخابات

در اين دوره زماني طالبان تلاش داشتند به هر شكل ممكن از برگزاري انتخابات جلوگيري كنند و يا اگر هم انتخاباتي برگزار شود، مشاركت حداقلي باشد و انتخابات به نحو مطلوب برگزار نشود. در حال حاضر كه آمار ارائه شده نشان از مشاركت 30 تا 35 درصدي در اين انتخابات دارد، طالبان به اين نتيجه رسيده‌اند كه عمليات آنها موفق بوده است.

2- انتخابات و تأخير در اعلام نتايج

بعد از انتخابات رياست جمهوري يك تأخير طولاني و حادثه غيرمعمولي در افغانستان حادث شد. اين تأخير باعث شد كه سوء ظن‌ها در داخل افغانستان نسبت به نتيجه انتخابات تشديد شود، وقتي اين حادثه اتفاق افتاد، طالبان تلاش كردند با دامن زدن به نا امني‌ها از اين فرصت براي ضربه زدن به انتخابات افغانستان استفاده ‌كنند.

3- بعد از انتخابات

طالبان قصد دارند با تشديد عمليات خود وانمود كنند كه چه انتخابات برگزار مي‌شد يا نمي شد، خط مشي آنها همچنان ضربه زدن و بي‌ثبات كردن افغانستان خواهد بود. بنابراين آنچه در اين كشور بويژه بعد از انتخابات از سوي اين گروه مسلح اتفاق مي افتد، داراي اين پيام است كه حكومت كرزي بدليل مشاركت حداقلي و تشكيك‌هاي كه در ارتباط با صحت انتخابات وجود دارد، آسيب پذير است و در واقع با تشديد حملات تروريستي مي‌توان آن را آسيب‌پذيرتر هم كرد.

ب: طرح دولت ائتلافي

آمريكا در راس كشورهاي غربي در حال مطرح كردن طرح دولت ائتلافي است و برخي‌ها گمان مي‌كنند كه علت تأخير در اعلام قطعي نتايج انتخابات تلاش براي اجراي اين طرح و قانع كردن كانديداي رقيب كرزي است. اما واقعيت اين است كه كل تحولات سياسي در افغانستان از جمله برگزاري انتخابات رياست جمهوري بر اساس يك پروژه اتفاق مي‌افتد كه هدايت آن توسط آمريكايي‌ها است. وقتي كه قرار است تحولات هم بر اساس اين پروژه رخ دهد، چينش نيرو هم بر اساس اين پروژه خواهد بود و زماني ‌كه آقاي «عبدالله عبدالله» و «اشرف غني احمدزي» به عنوان كانديداي رياست جمهوري مطرح شدند، در حقيقت كاربرد اين دو نفر كاربردي تاكتيتكي بود نه استراتژيك. اين بدين معني است كه اصلاً قرار نبوده آمريكايي‌ها اشرف غني احمد زي و يا دكتر عبدالله را به سمت رياست جمهوري برگزينند و يا آنها را در كرسي رياست جمهوري قرار بدهند بلكه از طريق اين 2 نفر بخصوص دكتر عبدالله سعي دارند كه رفتار كرزي در مرحله بعد از انتخابات را تعديل كنند. بنابراين ترديدي وجود ندارد كه هدف اصلي رايزني‌ها براي دولت ائتلافي چينش قدرت و مديريت تحولات براي شرايط پس از انتخابات است و نقش آقاي اشرف غني و عبدالله عبدالله و اين فرايندها، تعديل رفتار كرزي است.

 ج: ترديد اوباما در اعزام نيرو و آينده ناتو

با توجه به تغيير تاكتيك آمريكا و ناتو در حمله به طالبان از نبردهای رو در رو به بمباران‌های کور و مخالفت كنگره آمريكا، به نظر مي رسد اوباما در اعزام نيروي بيشتر به اين كشور دچار ترديد شده آينده حضور نيروهاي خارجي در اين كشور و وضعيت آنها همچنان در سرگرداني است.  اما در تحليل اين مسئله بايد گفت كه چند حادثه اتفاق افتاده و مممن است تداوم پيدا كند. اول اينكه جمهوريخواهان در آمريكا به شدت با طرح strategy AFPAK باراك اواما مخالف هستند و شاهد  اين مدعا نيز مخالفت با طرح افزايش نيروهاي آمريكايي در افغانستان حداقل به تعداد بيش از 90 هزار نفر است. بنابراين اولين مشكل مخالفت جمهوريخواهان است كه با توجه به مشكلات اوباما در حوزه بهداشت و درمان فشار اين حزب بر وي افزايش پيدا كرده و اين احتمال وجود دارد كه بر رفتار اوباما براي افزيش نيرو در افغانستان تاثير منفي بگذارد. نكته ديگر اينكه طالبان در عرصه افغانستان جدي‌تر عمل مي‌كنند، هم كميت و هم كيفيت عمليات آنها گسترده شده و نتيجه آن افزايش تلفات نيروهاي غربي از جمله آمريكايي‌ها و انگليسي‌ها است. از اين منظر از ناحيه افكار عمومي نيز فشار‌هاي شديدي بر اوباما وارد است كه افزايش نيرو در افغانستان به معني افزايش تلفات نيروهاي آمريكايي است. علاوه بر اين به نظر مي‌رسد كه افزايش نيروهاي آمريكايي در افغانستان باعث شود كه نيروهاي ضد جنگ يا طرفدار صلح در گوشه و كنار جهان را كه امروز به صورت NGO ها فعاليت مي‌كنند، برانگيخته شوند و تصوير كنند كه برخلاف تصور اوباما كه قصد داشت وجهه آمريكا را در جهان ترميم كند، تداوم سياست‌‌هاي جرج بوش از سوي وي به اين معني خواهد بود كه كماكان وي به سياست بوش ادامه مي‌دهد و بر اساس تفصيلي كه خودش از سياست خارجي بوش داشت، باعث تخريب بيشتر چهره آمريكا خواهد شد.

مجموعه‌ اين عوامل باعث ترديدهايي در اعزام گسترده نيروهاي آمريكايي به افغانستان خواهد شد و در واقع اگر طرح اوباما اجرا نشود، اولين جرقه براي ناكام ماندن استراتژي كلي اوباما در حوزه افغانستان و پاكستان خواهد بود.

نوشته شده توسط روح الله قاسمیان در ساعت 11:23 | لینک  | 

درحاليكه دولت پاكستان از نبرد همه جانبه در شمال غرب اين كشور سخن مي‌گويد و درحاليكه افغانستان درگير انتخابات رياست جمهوري است، شهروندان دو كشور زیر دست شبه نظاميان مسلح قرباني مي شوند.

شمال پاکستان همچنان ناامن است و این یعنی از آرامش در جنوب افغانستان هم خبری نخواهد بود، پاکستان هنوز در آتش ناآرامی می‌سوزد مناطق هم مرز با افغانستان بیش از سایر مناطق نیروهای پاکستان را درگیر خود کرده اند. در این میانه منطقه خیبر بیش از سایر مناطق درگیر مناقشه‌های میان شبه نظامیان و نیروهای ارتش است. از طرفي ديگر افزايش بمب‌های كنار جاده‌ای، درگیر‌ی‌های رودرور و عملیات‌های انتحاری در افغانستان شهروندان زيادي را قرباني كرده است. در افغانستان مشت نمونه خروار است، در روزهایی که حامد کرزی داعیه دار پیروزی در انتخابات است و البته آرای شمارش شده هم دال بر پیروزی او در دور نخست است؛ طالبان به راحتی در حال بازپس گیری قدرتی هستند که هشت سال پیش از آنها گرفته شد . آن هم در روزهایی که ایالات متحده و متحدانش در افغانستان با چالش های جدی روبه رو هستند. تعلل‌های دولت کرزی در اعلام نتیجه نهایی انتخابات اندک اندک کاسه صبر باراک اوباما و دیگر رهبران غربی را لبریز می‌کند. اتفاقی که به هیچ وجه برای دولت نه چندان مقتدر کرزی مثبت نخواهد بود. افغانستان از نخستین روزهای حضور اوباما در قدرت تبدیل به اولویت نخست باراک اوباما شده بود اما وي اكنون در اعزام نیروهای بیشتر به افغانستان مردد است.

طي روزهاي اخير موجی از ناآرامی ها و حملات سراسر افغانستان را در آغوش گرفت، این بار تنها جنوب یا مرکز این کشور پهناور نبود که خشونت را تجربه کرد،  شمال و غرب افغانستان هم این بار شاهد کشته شدن شهروندان بی‌گناه و البته نیروهای امنیتی بود. بر خلاف ادعاهای ناتو و نیروهای آمریکایی، افغانستان این‌روزها خشن ترین روزهای خود را ظرف هشت سال گذشته تجربه می‌کند. روزهایی که دیگر تعدد آنها آمریکایی‌ها را هم به ستوه آورده است.

در بدترین این حوادث در استان اورزگان در جنوب افغانستان دو خودرو حامل مسافر منفجر شدند که بر اثر این انفجار 14 شهروند غیرنظامی جان خود را از دست دادند . در استان قندوز در شمال هم شبه نظامیان با حمله به یک مقر پلیس هفت نیروی امنیتی را به کشتن داده و پس از تبادل آتش که چند ساعت به طول کشید ، دو مامور پلیس را هم گروگان گرفتند . در استان قندهار هم یک بمب جاده ای شش شهروند غیر نظامی را به کشتن داد.

از طرفي ديگر دولت‌هاي غربي با طرح تغلب گسترده در انتخابات اين كشور تلاش گسترده‌ای را برای تشکیل دولت ائتلافی در افغانستان آغاز کرده‌اند. بسیاری از تحلیلگران تقسیم قدرت میان عبدالله و کرزی را بهترین راه حل برای خروج افغانستان از بن بست سیاسی می دانند كه در اين طرح كرزي رئيس جمهور، عبدالله عبدالله معاون اول وي و احمدزي احمدزي به عنوان نخست وزير مطظرح شده است. در همین راستا کارل ایکنبری سفیر آمریکا در کابل در دیداری نه چندان دوستانه با حامد کرزی با او در این خصوص گفتگو کرده است . ایکنبری از رییس جمهور افغانستان خواسته تا پیش از شمارش کلیه آراء و تایید آنها، از اعلام پیروزی خودداری کند. اين درحالي است كه حامد کرزی و عبدالله عبدالله اندک علاقه‌ای به کنار نهادن خصومت ها ندارند.

در طرف ديگر و در شمال غرب پاكستان نيز كه جنگ تمام عيار از چندماه قبل عليه شبه نظاميان آغاز شده است، وقوع یک انفجار مهیب در منطقه خیبر و در شرایطی که نیروهای امنیتی در تلاش شبانه روزی برای تامین امنیت این منطقه هستند، به کشته شدن 2 سرباز ارتش انجامید. در دیگر درگیری‌ها در این منطقه نیز 22 شبه نظامی دیگر جان خود را از دست دادند. در دره سوات هم شبه نظامیان همچنان با توسل به عملیات‌های انتحاری سعی در ناامن کردن منطقه دارند. این در حالی است که دولت پاکستان گمان می‌کرد دستگیری پنج عضو طالبان در این دره می تواند بخش از آرامش را تامین کند. منطقه خیبر از نخستین روز ماه سپتامبر تاکنون میزبان دور جدیدی از حملات ارتش است. سخنگوي ارتش در این منطقه ادعا می کند که بیش از 150 شبه نظامی جان خود را در این فاصله زمانی از دست داده اند اما پس از دستگيري برخي عوال طالبان، حملات انتحاري عليه نيروهاي امنيتي با قوت بيشتري ادامه دارد.

امروزه وضعيت امنيتي در شمال پاكستان و خشونت‌ها در جنوب افغانستان به گونه‌اي است كه مردم و شهروندان بيگناه قرباني اين جنايات هستند و نيروهاي طالبان نيز با افزايش حملات انتحاري خود آرامش را از زندگي مردم ربوده اند.

نوشته شده توسط روح الله قاسمیان در ساعت 18:49 | لینک  | 

پشتون‌ها و تاجيك‌ها، كانديداهاي قدرتمندي براي انتخابات معرفي كرده‌اند، هزاره‌ها و ازبك‌ها، حكم سنگ ترازو را دارند كه حمايت آنها از هر يك از دو كانديداي برتر احتمالاً موجب برنده شدن وي خواهد شد. اگر چه افغانستان يك جامعه قبيله‌اي و متكي به ارزش‌هاي قبيله‌اي است و از لحاظ فرهنگي حتي به مرحله ملي گرايي هم نرسيده است، ولي با اين حال تحولات و رويدادهاي چند دهه اخير نشان داد كه چارچوب نظام قبيله در اين كشور در حال شكسته شدن است. يكي از نشانه‌هاي بارز اين وضعيت را در جريان رقابت‌هاي انتخاباتي كانديداهاي رياست جمهوري در دو ماه اخير به وضوح مشاهده كرديم. در اين مدت ديده شد كه رقابت ها و قدرت طلبي‌هاي نامزدها بيش از آنكه جنبه قومي داشته باشد، انگيزه‌هاي منفعت طلبانه سياسي داشت، بطور مثال حدود نيمي از نامزدهاي رياست جمهوري متعلق به قوم پشتون و عمدتاً از اهالي جنوب افغانستانند كه بر سر كسب قدرت به رقابت با يكديگر برخاسته اند، در حالي‌كه در انتخابات پنج سال قبل اوضاع تا اين حد آشفته و نابسامان نبود و پشتون ها فقط يك كانديداي برجسته و مشخص داشتند و آن حامد كرزي بود. اكنون آنها ناگزيرند آراي خود را در ميان كانديداهاي متعددي كه همه از يك نژاد و پشتون تبارند، تقسيم نمايند و اين مسئله مي‌تواند باعث تشتت و پراكندگي آراي آنان گرديده و نفوذ و جايگاه ممتاز قوم پشتون را در ساختار قدرت سياسي تا حد قابل ملاحظه‌اي كاهش دهد. ثانياً اگر قوميت بيش از زد و بندهاي سياسي در انتخابات نقش مي‌داشت رهبران هزاره به جاي ايستادن دركنار كرزي، از يك كانديداي هزاره حمايت مي كردند. ازبك ها نيز همينطور. ثالثاً مي‌بينيم كه از دو كانديداي برتر اين انتخابات (حامد كرزي و دكتر عبدالله) افراد و شخصيت هايي از همه اقوام ساكن در افغانستان ( پشتون، هزاره، تاجيك، ازبك، عرب، تركمن، و .... ) حمايت مي‌كنند و اين بدان معناست كه چارچوب تنگ نظام هاي كهنه قومي در حال فرو ريختن است و رهبران و شخصيت‌هاي هر قوم و طايفه مي بينند كه حمايت از كانديداي پشتون به نفع آنهاست يا پشتيباني از يك كانديداي تاجيك. به همين لحاظ اين دو كانديدا رقابت هاي فشرده و نفس گيري را براي جلب آراي ساكنان 9 ولايت شمال و مناطق مركزي و هرات آغاز كرده اند. با توجه به اوضاع ناآرام و متشنج ولايات جنوب، جنوب غرب و شرق افغانستان، به نظر مي‌رسد تعداد بسيار كمي از واجدان شرايط رأي دهي در اين مناطق در پاي صندوق هاي رأي حاضر شوند. اين مسئله از يك سو و تعدد كانديداهاي پشتون از سوي ديگر، نقش اين قوم را در انتخابات فوق العاده كمرنگ خواهد ساخت و اين همان خطري است كه آقاي كرزي قبل آن را تشخيص داد و به اين نتيجه رسيده است كه از ولايات ناآرام پشتون نشين جنوب، كه زادگاه و قاعدتاً مركز اقتدار وي است، كمترين آرا را كسب خواهد كرد، به همين دليل توجه خود را به ولايات شمال، هزاره‌هاي هرات و كابل متمركز ساخته است. برخي از كارشناسان بر اين عقيده‌اند كه سرنوشت انتخابات افغانستان نه در جنوب، بلكه در شمال اين كشور تعيين مي شود زيرا در اين منطقه وسيع جغرافيايي، هم جمعيت زياد است و هم امنيت نسبي وجود دارد و علاوه بر اين ها در ولايات شمالي كشور، اكثريت قريب به اتفاق مردم با روند انتخابات موافق‌اند و قانون اساسي را مي پذيرند و حكومت بر آمده از انتخابات را مانند طالبان، نظام كفر آميز نمي دانند. بنابراين رأي اقوام ساكن در ولايات شمال افغانستان سرنوشت انتخابات را تعيين خواهد كرد و هر كانديدايي كه در اين منطقه نفوذ و هواداران بيشتري داشته باشد، برنده انتخابات خواهد بود. بر اساس برخي پيش بيني‌ها، اگر در انتخابات 29 مرداد، 10 مليون نفر شركت نمايند به احتمال زياد نيمي از اين تعداد از ساكنان 9 ولايت شمال كشور خواهند بود. شخص كرزي به عنوان يك پشتون اهل جنوب، نفوذ چنداني در شمال و مناطق مركزي هزاره‌ها ندارد، اما اهرم هاي قوي براي جلب آراي ساكنان اين مناطق در اختيار دارد. مارشال فهيم و ضرار احمد مقبل در ولايات پروان، كاپيسا، پنجشير، تخار، بدخشان و قندوز و همچنين حاجي محمد محقق و كريم خليلي در ولايات بلخ، باميان و دايكندي، مبارزات انتخاباتي او را به پيش مي بردند و در ولايات عمدتاً ازبك نشين جوزجان، فارياب و سرپل، كانال هاي تيم ارتباطي كرزي با ازبك ها از طريق حزب جنبش ملي جنرال دوستم برقرار شده است. در صورتيكه دوستم واقعاً در كنار كرزي بايستد، شكي نيست كه اكثر ازبك هاي شمال به او رأي خواهند داد. ولي با اين حال، شمال افغانستان از يكسو جايگاه سنتي دكتر عبدالله است و از سوي ديگر وي براي كسب آراي بيشتر در شمال، يك اهرم بسيار قوي در اختيار دارد و آن عطا محمد نور والي ولايت بلخ است كه به نوعي در بين اقوام غيرتاجيك و در ولايات همجوار بلخ نيز نفوذ قابل ملاحظه اي دارد. در طول دو ماه اخير عطا محمد نور با جرأت و اقتدار كامل مبارزات انتخاباتي دكتر عبدالله را در شمال كشور رهبري و سازماندهي كرده است. اگر از يك زاويه ديگر به اين قضيه نگاه كنيم، مي بينيم كه پشتون ها و تاجيك ها، كانديدا هاي قدرتمند و سرشناسي براي انتخابات معرفي كرده اند. در اين در ميان هزاره ها و ازبك ها، حكم سنگ ترازو را دارند، حمايت آنها از هر يك از دو كانديداي برتر، احتمالاً موجب برنده شدن وي خواهد شد. البته با گذشت زمان، اين احتمال كه انتخابات ممكن است به دور دوم كشيده شود، بيشتر مي شود.

نوشته شده توسط روح الله قاسمیان در ساعت 13:0 | لینک  | 

كردها در عراق جايگاهي دارند كه همسوترين نقش با منافع غرب و آمريكا را دارند، با هويت كرد نقشي را براي غرب در عراق بازي مي‌كنند و در طرف مقابل هم غرب بخوبي از جايگاه آنها در اين كشور حمايت مي‌كنند، اين رابطه متقابلي است كه از سال 1991 به اين طرف بين آمريكا و غرب با كردها بوجود آمده است.

اينكه در شرايط كنوني بر خلاف ميل كردها به آنها فشارهايي وارد مي‌شود كه در كنار منافع كلان آمريكا در عراق حركت كنند مانند بحث كركوك، عقب‌انداختن انتخابات قانون اساسي نشان مي‌دهند كه به رغم همسويي آمريكا و كردها در عراق اما در پيمودن راه‌هاي تحقق اهداف، خيلي با همديگر همسو نيستند.

در واقع آمريكايي‌ها نمي‌خواهند شرايط عراق تغيير كند و بحث كركوك مطرح كنند و به كردها فشار مي‌آورند در حاليكه كردها خواهان حل فوري بحران كركوك و مشكلاتشان هستند، بنابراين در كل كاملاً در هم تنيده نيستند اما مواضعشان به هم نزديك است.

اينكه سفير فلسطين در بغداد اعلام كرده بود كه 13 هزار فلسطيني مي‌خواهند در شمال عراق در منطقه كردنشين مستقر شوند، قطعاً اين حركت‌ها در راستاي خوش‌خدمتي ظاهري به غرب و آمريكا و خواست اسرائيلي‌ها است كه همزمان با موضوع بازگشت فلسطيني‌ها از عراق به سرزمين‌هاي اشغالي و پس از آن همزمان با بحث بازگشت آوارگان فلسطيني به سرزمين‌هاي خود مطرح شده است.

در حال حاضر بخاطر اينكه اين‌ آوارگان كه در بغداد مستقر هستند به سرزمين‌هاي خود برنگردند، "محمود عباس" رئيس تشكيلات خودگردان فلسطين به كردستان عراق سفر كرد و با رئيس حكومت محلي منطقه كردستان به يك توافقات اوليه دست يافتند كه فلسطيني‌ها در مناطق كردنشين مستقر شوند كه اين امر حاوي نكاتي است:

1- اين امر مسكني بر طرح بازگشت فلسطيني‌هاي عراق به سرزمين خود است كه موقتي است. چرا كه اصولاً ملت كرد با ملت فلسطيني رابطه خيلي خوبي ندارند.

2- رهبران كرد (بارزاني و طالباني) به موضوع فلسطين نگاه مثبتي ندارند و به عنوان يك موضوع دست چندمي نگاه مي‌كنند. موضوع اسكان نيز به دليل ايجاد زمينه و پل‌هايي براي همكاري بيشتر بين كردها و اسرائيل است. بنابراين رويكرد ثانوي به موضوع دارند.

در مجموع بعيد است كه مقامات و ملت‌ كردستان عراق به اين سادگي اجازه دهند كه آوارگان فلسطيني در اين منطقه مستقر شوند اما آنچه كه اتفاق افتاده اين است كه كردها با آمريكايي‌ها و اسرائيلي‌ها به توافقاتي دست پيدا كرده‌اند كه از يك طرف كردها با مطرح كردن بحث اسكان آوارگان در مناطق شمال عراق از بازگشت آنها به سرزمين‌هاي اشغالي جلوگيري كنند و از طرف ديگر جاي بسي سئوال است كه چرا فلسطيني‌ها در نقاط سني‌نشين عراق مثل الرهادي، و موصل مستقر نيم شوند. با كمي تأمل در مي يابيم كه كردها در اين مسئله فقط به دنبال كسب امتياز از آمريكا و اسرائيل هستند كه با توجه به مشكلاتشان چندان موفق نخواهند شد.

بنابراين اينكه عرب فلسطين مستقر در بغداد از يك منطقه عربي به كردي منتقل شود در عين حالي كه خواستار بازگشت به سرزمين خود هستند، موفق نخواهد شد. از طرف ديگر عدم اسكان آنها در مناطقي مثل صلاح‌الدين، الرمادي، موصل و ديگر شهرهاي سني‌نشين چيزي جز امتيازگيري كردها از اسرائيل نيست كه با توجه به مسائل مطرح شده چندان موفق نخواهد شد.

نوشته شده توسط روح الله قاسمیان در ساعت 15:23 | لینک  |